شکست راهبردی ترامپ ،چگونه واشنگتن میان جنگ و عقبنشینی گرفتار شده است
18:45 05.11.2026 (بروز رسانی شده: 18:46 05.11.2026)

© telegram ir_sputnik
اشتراک
تحلیلگر مسائل غرب آسیا: شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا نشانهای از فرسایش سرمایه سیاسی دونالد ترامپ و آشکارشدن هزینههای راهبردی سیاست خارجی اوست.
دکتر سجاد قیطاسی استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل غرب آسیا به اسپوتنیک گفت: افزایش هزینههای جنگ با ایران، نگرانی از امنیت انرژی و فاصلهگرفتن دولت ترامپ از وعدههای انتخاباتی مبنی بر پرهیز از جنگهای جدید، موقعیت سیاسی جمهوریخواهان را با چالش جدی مواجه کرده است.
قیطاسی در ادامه افزود: در چنین شرایطی، کاخ سفید با یک تناقض راهبردی روبهروست. ترامپ برای بازسازی اعتبار سیاسی خود به پایان جنگ نیاز دارد، اما پذیرش توافقی که نتواند آن را بهعنوان پیروزی معرفی کند، به معنای اعتراف به ناکامی سیاست فشار حداکثری و گزینه نظامی خواهد بود. در مقابل، ازسرگیری حملات علیه ایران نیز خطر گسترش جنگ، افزایش قیمت انرژی، تشدید ناامنی در مسیرهای دریایی و تحمیل هزینههای سنگینتر بر اقتصاد آمریکا را به همراه دارد. بنابراین، اختلافنظر در دولت ترامپ بازتاب شکاف بر سر ارزیابی دستاوردها و هزینههای تقابل با ایران است.
قیطاسی در ادامه افزود: در چنین شرایطی، کاخ سفید با یک تناقض راهبردی روبهروست. ترامپ برای بازسازی اعتبار سیاسی خود به پایان جنگ نیاز دارد، اما پذیرش توافقی که نتواند آن را بهعنوان پیروزی معرفی کند، به معنای اعتراف به ناکامی سیاست فشار حداکثری و گزینه نظامی خواهد بود. در مقابل، ازسرگیری حملات علیه ایران نیز خطر گسترش جنگ، افزایش قیمت انرژی، تشدید ناامنی در مسیرهای دریایی و تحمیل هزینههای سنگینتر بر اقتصاد آمریکا را به همراه دارد. بنابراین، اختلافنظر در دولت ترامپ بازتاب شکاف بر سر ارزیابی دستاوردها و هزینههای تقابل با ایران است.
وی تصريح کرد: از سویی از منظر تهران، مسئله اصلی بازگشت به وضعیت پیش از جنگ نیست، بلکه پایاندادن به چرخه تجاوز و تثبیت ترتیبات امنیتی جدید بر مبنای منافع و حقوق ایران است. پیوندزدن بازگشایی تنگه هرمز به مجموعهای از مطالبات سیاسی و امنیتی، نشاندهنده اهمیت این گذرگاه در معادلات قدرت منطقهای و بینالمللی است.
تنگه هرمز یکی از مؤلفههای تعیینکننده امنیت انرژی جهان و اهرمی ژئوپلیتیکی در محاسبات قدرتهای بزرگ محسوب میشود. از این منظر، واشنگتن نمیتواند بدون درنظرگرفتن واقعیتهای میدانی و مطالبات تهران، صرفاً با اعلام پایان عملیات نظامی، به بازگشت شرایط گذشته امیدوار باشد.
قیطاسی خاطر نشان کرد: در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو نیز از پیامدهای سیاسی و راهبردی این تقابل مصون نمانده است. تضعیف موقعیت سیاسی او و ازدسترفتن اکثریت پارلمانی ائتلافش، در کنار افزایش هزینههای امنیتی و نظامی، نشان میدهد که راهبرد مبتنی بر گسترش تقابل با ایران، الزاماً به دستاورد سیاسی و امنیتی پایدار برای تلآویو منجر نشده است. به بیان دیگر، نتانیاهو نیز در کنار ترامپ با محدودیتهای فزایندهای برای تبدیل فشار نظامی به دستاورد سیاسی مواجه شده است.
وی در پایان گفت: مفهوم "صلح از مسیر جنگ" زمانی با شکست مواجه میشود که ابزار نظامی نتواند اهداف سیاسی موردنظر را محقق کند. شکست انتخاباتی جمهوریخواهان، تضعیف موقعیت نتانیاهو و اختلاف در ساختار تصمیمگیری آمریکا، همگی نشاندهنده افزایش هزینههای راهبرد تقابل هستند. ایران باید با حفظ بازدارندگی، انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه اهرمهای ژئوپلیتیکی خود، مانع تبدیل فشارهای نظامی به امتیازات سیاسی یکجانبه شود.
واقعیت این است که پایان جنگ زمانی میتواند به صلحی پایدار منجر شود که نه بر مبنای خواست یکجانبه واشنگتن، بلکه بر اساس پذیرش متقابل واقعیتهای قدرت ایران شکل بگیرد.
