https://spnfa.ir/20260513/مذاکرات-سیاسی-بده-بستان-است-نه-تحمیل-29295611.html
مذاکرات سیاسی بده بستان است نه تحمیل
مذاکرات سیاسی بده بستان است نه تحمیل
اسپوتنیک ایران
حامیان دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مدعی می باشند که وی یک مذاکره کننده قهار است و هنر قرارداد بستن را دارد. 13.05.2026, اسپوتنیک ایران
2026-05-13T13:12+0430
2026-05-13T13:12+0430
2026-05-13T13:12+0430
گزارش و تحلیل
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07ea/02/11/28024279_0:42:800:492_1920x0_80_0_0_5eeb6933b11143124b910e02706d510f.jpg
ترامپ یک دوره چهارساله رئیس جمهوری آمریکا بود و الان هم حدود دو سال است که دوباره زمامدار ریاست جمهوری آمریکا شده اما طی شش سال نتوانسته حتی یک قرارداد و یا توافق سیاسی معتبر به امضا برساند و معلوم نیست که طرفداران وی به چه استناد می کنند که چنین حرف هایی می زنند.اینکه طرف یک کاسب کار و تاجر باشد و سابقه انعقاد قرارداد های تجاری داشته باشد به این معنا نیست که وی در سیاست هم می تواند موفق باشد.معادلات سیاسی بین المللی با معادلات تجاری فرق می کند و حتی معادلات تجارت بین المللی با معادلات تجارت داخلی را نیز نمی توان با آن مقایسه کرد چه رسد به معادلات سیاست های بین المللی که تداخلات بسیار پیچیده ای دارند.مشکل اصلی آمریکا امروزه در این است که با کمبود سیاستمداران کارکشته مواجه می باشد و ترامپ سیاست مداران کارکشته ای که بتواند در مذاکرات بین المللی از حضور آنها بهره ببرد را ندارد.ویتکاف ممکن است در مسایل انعقاد قرارداد های ساخت و ساز داخل آمریکا موفق عمل کرده و یا کوشنر در زندگی خانواده گی فرد راضی کننده ای باشد اما هیچ کدام دلیل نمی شود که در سیاست بین المللی افراد موفقی باشند.حتی اگر به سوابق افرادی مانند ج دی ونس معاون رئیس جمهوری آمریکا و یا مارکو روبیو وزیر امور خارجه و سرپرست امنیت ملی آمریکا نگاه کنید می بینید اینها هم در سیاست بین المللی تجربه خاصی ندارند در حالی که علم سیاست یک تخصص است و علاوه بر تخصص نیاز به تجربه دارد.به طرف های مقابل اینها نگاهی بیاندازید.اسامی ای که امروزه به عنوان برند سیاسی از آنها نام برده می شودمثل مثلا وزیر خارجه روسیه آقای سرگی لاوروف که یک دیپلمات کار کشته است و یا وزیر خارجه چین آقای وانگ یی که عمری در سیاست گذرانده یا آقای عباس عراقچی که دهه ها پرونده ها و مذاکرات بسیار پیچیده سیاسی در سطح بین المللی زیر بغل خود دارد یا....بدیهی است در چنین شرایطی سیاستمداران رقیب تیم ترامپ را به اصطلاح قورت می دهند.اینکه ترامپ برای مذاکرات با ایران می آید و می گوید 100% را می خواهد و حتی به 95% راضی نیست به خودی خود نشان از آن دارد که اصلا متوجه نیست سیاست یعنی چه.وی سیاست را با کسب و کار اشتباه گرفته.در سیاست اینگونه نیست، همه چیز بده بستان است، در کسب و کار شما پولی را می دهید تا امتیازی را دریافت کنید، در سیاست شما باید امتیازی بدهد تا امتیازی دریافت کنید.تصور اینکه کشوری می تواند در عرصه بین الملل هر آنچه می خواهد را از طرف مقابل دریافت کند فقط در صورتی رخ می دهد که کشور هدف شکست خورده باشد و حاضر به تسلیم باشد.شما می بینید از زمانی که ترامپ دور دوم ریاست جمهوری خود را شروع کرد.البته هدف او این بود که ببیند کدام کشور می ترسد و کوتاه می آید و کدام کوتاه نمی آید و خواست خود را بر کرنش کنندگان تحمیل کند و بعد برود سراغ آنهایی که کرنش نمی کنند.خوب می توان گفت این یک نوع سیاست بوده که وی اعمال کرده.اما وقتی که در مقابل کشورهای قدر مانند روسیه و یا ایران و یا چین قرار می گیرد این نوع سیاست به هیچ وجه جوابگو نیست.وی تلاش کرد با تهدید های اقتصادی چین را وادار کند به خواسته هایش تن دهد، که دیدیم چین پاسخ متقابل دارد و در نهایت ترامپ مجبور به عقب نشینی شد چون دید بسیار ضرر می کند.در ماجرای اوکراین هم دیدیم که وی به دنبال آن بود که به قول خودش طی 48 ساعت ماجرا را جمع و جور کند اما دیدیم هم روسیه در مقابل خواست های غیر منطقی غرب ایستاد و هم حتی متحدین اروپایی وی و عملا در این باره هم مجبور شد همه چیز را تعلیق کند.درباره ایران هم که دیدیم وی تصور می کرد با یک حمله نظامی طی چند روز می تواند کار را جمع و جور کند اما در یک مخمصه گیر کرد که نمی داند چطور از آن خارج شود و می داند نهایتا اگر بخواهد از این مخمصه خارج شود باید به ایران امتیازاتی بدهد که می تواند موجب پایان عمر سیاسی او و تیم او گردد.ایران هم در مقابل می بیند که با بزرگترین ابرقدرت جهان کشتی گرفته و این ابر قدرت نتوانسته حریف ایران شود و امروزه حتی آن امتیازاتی را که ممکن بود قبل از جنگ حاضر باشد بدهد دیگر حاضر نیست بدهد.جالب اینکه امروزه می بینیم آمریکایی ها التماس می کنند ایران حد اقل امتیازهایی را که قبل از جنگ حاضر بود بدهد را بدهد و کار تمام شود اما اینبار این ایران است که خود را محق می داند امتیازاتی را بخواهد چرا که قبل از جنگ برای پرهیز از جنگ حاضر بود آن امتیازات را بدهد.عملا سیاست این است، یک اشتباه کافی است تا منجر شود که امتیازاتی را که قبل تر می شد به دست آورد هم از دست بدهی و امروزه اصرار ترامپ بر خواست های قبلی وتهدید هایش می تواند در نهایت منجر شود همین را که الآن می تواند به دست آورد را هم دیگر نتواند به دست آورد مخصوصا اگر بخواهد وارد ماجراجویی شود و به سمت یک درگیری جدید برود.
https://spnfa.ir/20260510/29270538.html
https://spnfa.ir/20260513/هزینه-های-پیدا-و-پنهان-جنگ-ایران-برای-آمریکا-29295479.html
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
2026
دکتر عماد آبشناس
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e6/08/16/12161541_126:0:500:374_100x100_80_0_0_3f1de7942b48cc7365b7b76f4908a7b3.jpg
دکتر عماد آبشناس
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e6/08/16/12161541_126:0:500:374_100x100_80_0_0_3f1de7942b48cc7365b7b76f4908a7b3.jpg
خبرها
fa_FA
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07ea/02/11/28024279_45:0:756:533_1920x0_80_0_0_8c0d99f1b4d45766d7363fb0e5f4d005.jpgاسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
دکتر عماد آبشناس
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e6/08/16/12161541_126:0:500:374_100x100_80_0_0_3f1de7942b48cc7365b7b76f4908a7b3.jpg
مذاکرات سیاسی بده بستان است نه تحمیل
حامیان دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مدعی می باشند که وی یک مذاکره کننده قهار است و هنر قرارداد بستن را دارد.
ترامپ یک دوره چهارساله رئیس جمهوری آمریکا بود و الان هم حدود دو سال است که دوباره زمامدار ریاست جمهوری آمریکا شده اما طی شش سال نتوانسته حتی یک قرارداد و یا توافق سیاسی معتبر به امضا برساند و معلوم نیست که طرفداران وی به چه استناد می کنند که چنین حرف هایی می زنند.
اینکه طرف یک کاسب کار و تاجر باشد و سابقه انعقاد قرارداد های تجاری داشته باشد به این معنا نیست که وی در سیاست هم می تواند موفق باشد.
معادلات سیاسی بین المللی با معادلات تجاری فرق می کند و حتی معادلات تجارت بین المللی با معادلات تجارت داخلی را نیز نمی توان با آن مقایسه کرد چه رسد به معادلات سیاست های بین المللی که تداخلات بسیار پیچیده ای دارند.
مشکل اصلی آمریکا امروزه در این است که با کمبود سیاستمداران کارکشته مواجه می باشد و ترامپ سیاست مداران کارکشته ای که بتواند در مذاکرات بین المللی از حضور آنها بهره ببرد را ندارد.
ویتکاف ممکن است در مسایل انعقاد قرارداد های ساخت و ساز داخل آمریکا موفق عمل کرده و یا کوشنر در زندگی خانواده گی فرد راضی کننده ای باشد اما هیچ کدام دلیل نمی شود که در سیاست بین المللی افراد موفقی باشند.
حتی اگر به سوابق افرادی مانند ج دی ونس معاون رئیس جمهوری آمریکا و یا مارکو روبیو وزیر امور خارجه و سرپرست امنیت ملی آمریکا نگاه کنید می بینید اینها هم در سیاست بین المللی تجربه خاصی ندارند در حالی که علم سیاست یک تخصص است و علاوه بر تخصص نیاز به تجربه دارد.
به طرف های مقابل اینها نگاهی بیاندازید.
اسامی ای که امروزه به عنوان برند سیاسی از آنها نام برده می شود
مثل مثلا وزیر خارجه روسیه آقای سرگی لاوروف که یک دیپلمات کار کشته است و یا وزیر خارجه چین آقای وانگ یی که عمری در سیاست گذرانده یا آقای عباس عراقچی که دهه ها پرونده ها و مذاکرات بسیار پیچیده سیاسی در سطح بین المللی زیر بغل خود دارد یا....
بدیهی است در چنین شرایطی سیاستمداران رقیب تیم ترامپ را به اصطلاح قورت می دهند.
اینکه ترامپ برای مذاکرات با ایران می آید و می گوید 100% را می خواهد و حتی به 95% راضی نیست به خودی خود نشان از آن دارد که اصلا متوجه نیست سیاست یعنی چه.
وی سیاست را با کسب و کار اشتباه گرفته.
در سیاست اینگونه نیست، همه چیز بده بستان است، در کسب و کار شما پولی را می دهید تا امتیازی را دریافت کنید، در سیاست شما باید امتیازی بدهد تا امتیازی دریافت کنید.
تصور اینکه کشوری می تواند در عرصه بین الملل هر آنچه می خواهد را از طرف مقابل دریافت کند فقط در صورتی رخ می دهد که کشور هدف شکست خورده باشد و حاضر به تسلیم باشد.
شما می بینید از زمانی که ترامپ دور دوم ریاست جمهوری خود را شروع کرد.
البته هدف او این بود که ببیند کدام کشور می ترسد و کوتاه می آید و کدام کوتاه نمی آید و خواست خود را بر کرنش کنندگان تحمیل کند و بعد برود سراغ آنهایی که کرنش نمی کنند.
خوب می توان گفت این یک نوع سیاست بوده که وی اعمال کرده.
اما وقتی که در مقابل کشورهای قدر مانند روسیه و یا ایران و یا چین قرار می گیرد این نوع سیاست به هیچ وجه جوابگو نیست.
وی تلاش کرد با تهدید های اقتصادی چین را وادار کند به خواسته هایش تن دهد، که دیدیم چین پاسخ متقابل دارد و در نهایت ترامپ مجبور به عقب نشینی شد چون دید بسیار ضرر می کند.
در ماجرای اوکراین هم دیدیم که وی به دنبال آن بود که به قول خودش طی 48 ساعت ماجرا را جمع و جور کند اما دیدیم هم روسیه در مقابل خواست های غیر منطقی غرب ایستاد و هم حتی متحدین اروپایی وی و عملا در این باره هم مجبور شد همه چیز را تعلیق کند.
درباره ایران هم که دیدیم وی تصور می کرد با یک حمله نظامی طی چند روز می تواند کار را جمع و جور کند اما در یک مخمصه گیر کرد که نمی داند چطور از آن خارج شود و می داند نهایتا اگر بخواهد از این مخمصه خارج شود باید به ایران امتیازاتی بدهد که می تواند موجب پایان عمر سیاسی او و تیم او گردد.
ایران هم در مقابل می بیند که با بزرگترین ابرقدرت جهان کشتی گرفته و این ابر قدرت نتوانسته حریف ایران شود و امروزه حتی آن امتیازاتی را که ممکن بود قبل از جنگ حاضر باشد بدهد دیگر حاضر نیست بدهد.
جالب اینکه امروزه می بینیم آمریکایی ها التماس می کنند ایران حد اقل امتیازهایی را که قبل از جنگ حاضر بود بدهد را بدهد و کار تمام شود اما اینبار این ایران است که خود را محق می داند امتیازاتی را بخواهد چرا که قبل از جنگ برای پرهیز از جنگ حاضر بود آن امتیازات را بدهد.
عملا سیاست این است، یک اشتباه کافی است تا منجر شود که امتیازاتی را که قبل تر می شد به دست آورد هم از دست بدهی و امروزه اصرار ترامپ بر خواست های قبلی وتهدید هایش می تواند در نهایت منجر شود همین را که الآن می تواند به دست آورد را هم دیگر نتواند به دست آورد مخصوصا اگر بخواهد وارد ماجراجویی شود و به سمت یک درگیری جدید برود.