واکاوی ابعاد استراتژیک حملات شبانه آمریکا به جزیره قشم

© telegram ir_sputnik
اشتراک
کارشناس: حملات اخیر انجام شده از سوی ایالات متحده به منطقه قشم، فراتر از یک درگیری مرزی ساده، حامل پیامهای چندلایه و استراتژیک است.
اکبر معصومی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: این عملیات که با دقت و در دو مرحله مجزا طراحی شده بود، نشاندهنده تغییر رویکرد واشینگتن از بازدارندگی غیرمستقیم به تنشافزایی عملیاتی است. برای درک درست این وضعیت، باید ابعاد دوگانه این حمله را از منظر نظامی و سیاسی تحلیل کرد.
معصومی در ادامه گفت: ابتدا باید تأکید کنیم که این عملیات ماهیتی آزمایشی-ارزیابی داشت. هدف اصلی در این مرحله، تست میزان واکنش، سرعت پاسخدهی و کارایی سیستمهای پدافند هوایی و دفاع موشکی کشور بود. این نوع حملات معمولاً با هدف نقشهبرداری از نقاط کور دفاعی و سنجش آمادگی رزمی طرف مقابل انجام میشود. با این حال، پاسخ آنی، دقیق و سختِ سیستمهای پدافندی ایران، نه تنها این هدف را خنثی کرد، بلکه با اثبات پایداری و کارآمدی زیرساختهای دفاعی، محاسبات اشتباه فرماندهان عملیات آمریکا را با یک شکست عملیاتی مواجه ساخت.
وی افزود: سپس ماهیت حملات تغییر کرد. هدف از این حملات محدود، کسب حداکثر آمادگی برای ورود به یک جنگ نهایی است. در دکترین نظامی جدید، اجرای حملات محدود به نقاط استراتژیک، در واقع تمرینی برای آمادهسازی نیروهای رزم و بررسی واکنشهای زنجیرهای است. این اقدام به معنای آن است که ایالات متحده قصد دارد با حفظ حالت آمادهباش در سطح بالا، به تدریج میدان را برای یک درگیری گستردهتر و ساختارمندتر آماده کند.
معصومی خاطر نشان کرد، در لایه سیاسی، این حملات با محاسبات انتخاباتی ترامپ پیوند خورده است. با توجه به نزدیکی به انتخابات میاندورهای، ترامپ به دنبال ارسال پیامهای قدرتنمایی به بدنه اصلی حامیان و رأیدهندگان در داخل آمریکا است. او میخواهد با نمایش دست برتر در برابر ایران، خود را به عنوان رهبری مقتدر و حامی منافع ملی معرفی کند تا از این طریق، نفوذ سیاسی خود را در دوران پیشانتخاباتی تثبیت نماید.
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان اذعان داشت: باید به هدف نهایی این جریانات در حوزه دیپلماسی نیز نگریست. ایالات متحده همچنان بر استراتژی چماق پافشاری میکند. حملات محدود و هدفمند، در واقع همان چماق است که با هدف ایجاد فشار روانی و کاهش توان دفاعی، قرار است به میز مذاکره منتقل شود.
هدف واشینگتن این است که با ایجاد این فضای تنشزا، ایران را در موقعیت ضعف قرار داده و با استفاده از این فشارها، امتیازات حداکثری در مذاکرات آتی را تحمیل کند.
معصومی در ادامه گفت: ابتدا باید تأکید کنیم که این عملیات ماهیتی آزمایشی-ارزیابی داشت. هدف اصلی در این مرحله، تست میزان واکنش، سرعت پاسخدهی و کارایی سیستمهای پدافند هوایی و دفاع موشکی کشور بود. این نوع حملات معمولاً با هدف نقشهبرداری از نقاط کور دفاعی و سنجش آمادگی رزمی طرف مقابل انجام میشود. با این حال، پاسخ آنی، دقیق و سختِ سیستمهای پدافندی ایران، نه تنها این هدف را خنثی کرد، بلکه با اثبات پایداری و کارآمدی زیرساختهای دفاعی، محاسبات اشتباه فرماندهان عملیات آمریکا را با یک شکست عملیاتی مواجه ساخت.
وی افزود: سپس ماهیت حملات تغییر کرد. هدف از این حملات محدود، کسب حداکثر آمادگی برای ورود به یک جنگ نهایی است. در دکترین نظامی جدید، اجرای حملات محدود به نقاط استراتژیک، در واقع تمرینی برای آمادهسازی نیروهای رزم و بررسی واکنشهای زنجیرهای است. این اقدام به معنای آن است که ایالات متحده قصد دارد با حفظ حالت آمادهباش در سطح بالا، به تدریج میدان را برای یک درگیری گستردهتر و ساختارمندتر آماده کند.
معصومی خاطر نشان کرد، در لایه سیاسی، این حملات با محاسبات انتخاباتی ترامپ پیوند خورده است. با توجه به نزدیکی به انتخابات میاندورهای، ترامپ به دنبال ارسال پیامهای قدرتنمایی به بدنه اصلی حامیان و رأیدهندگان در داخل آمریکا است. او میخواهد با نمایش دست برتر در برابر ایران، خود را به عنوان رهبری مقتدر و حامی منافع ملی معرفی کند تا از این طریق، نفوذ سیاسی خود را در دوران پیشانتخاباتی تثبیت نماید.
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان اذعان داشت: باید به هدف نهایی این جریانات در حوزه دیپلماسی نیز نگریست. ایالات متحده همچنان بر استراتژی چماق پافشاری میکند. حملات محدود و هدفمند، در واقع همان چماق است که با هدف ایجاد فشار روانی و کاهش توان دفاعی، قرار است به میز مذاکره منتقل شود.
هدف واشینگتن این است که با ایجاد این فضای تنشزا، ایران را در موقعیت ضعف قرار داده و با استفاده از این فشارها، امتیازات حداکثری در مذاکرات آتی را تحمیل کند.