سواپ گازی ایران و روسیه، پروژه ای محتمل

© telegram ir_sputnik
اشتراک
محمد حسین معصوم زاده، پژوهشگر ارشد مرکز دیپلماسی نخبگانی اندیشکده حکمرانی شریف، پیرامون تمایل ایران و روسیه برای تشکیل یک هاب گازی در منطقه، به شیوا آبشناس خبرنگار اسپوتنیک در تهران چنین گفت:
ایده تشکیل هاب گازی یا همان راهاندازی سازوکار سواپ بین ایران و روسیه، بحثی است که سالهاست مطرح شده اما در ماههای اخیر پیشرفتهای خوبی داشته است. بررسیهای کارشناسی به ما میگوید که این ایده کاملاً محتمل است و در مقیاس محدود قابلیت عملیاتی شدن دارد، اما اگر بخواهیم آن را به یک هاب بزرگ منطقهای تبدیل کنیم، با چالشهای جدی روبهرو هستیم.
تا به امروز پیشرفتهای ملموسی در این پرونده دیده میشود؛توافق اصولی در سطح سران شکل گرفته، مقامات ما اعلام کردهاند که مراحل فنی تقریباً نهایی شده و دیدارهای سهجانبه بین ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان برای نهایی کردن مسیر انتقال در جریان است.
وی افزود:
از نظر فنی هم شبکه گاز ایران قبلاً مدل سواپ را در قضیه انتقال گاز ترکمنستان به آذربایجان با موفقیت تجربه کرده و این قابلیت را دارد که گاز را در شمال کشور تحویل بگیرد و معادل آن را در نقاط دیگر تحویل بدهد.
بنابراین بهطور واقعبینانه، در کوتاهمدت سواپ محدود و عملیاتی کاملاً در دسترس است؛ یعنی گاز روسیه را در شمال بگیریم و معادلش را برای مصرف داخلی استفاده کنیم یا از طریق شبکه خودمان به همسایگان تحویل بدهیم. این کار در مقیاس چند میلیارد متر مکعب کاملاً شدنی است و میتواند خیلی سریع هم شروع شود. سناریوی بعدی استفاده از خط لوله جدید از مسیرآذربایجان است که خب به پیشرفت پروژهای که روسها دنبالش هستند بستگی دارد. اما سناریوی تبدیل شدن به "هاب منطقهای"در میانمدت، که در آن گاز روسیه، ایران و آسیای مرکزی ترکیبشود تا عرضه به کشورهایی مثل ترکیه و عراق و سایر همسایگان را مدیریت کند، هرچند بسیار جذاب است اما به زمان زیادی نیازدارد. دلیلش هم چالشهای واقعی و بزرگی است که سر راهمان قرار دارد.
اولین چالش، ناترازی فصلی شدید در داخل ایران است؛ شبکه ما در زمستان به شدت تحت فشار است و برای اینکه بتوانیم یک سواپ پایدار داشته باشیم، حتماً باید ذخیرهسازی زیرزمینی گاز را به شکل جدی توسعه بدهیم و مصرف داخلی را مدیریت کنیم.
چالش دوم، محدودیت ظرفیت زیرساختی است، چون جابهجاییحجمهای بالا نیازمند سرمایهگذاری سنگین در خطوط لوله و ایستگاههای تقویت فشار است.
چالش سوم عوامل سیاسی است؛ یعنی نقش باکو، هماهنگیهایسهجانبه و البته سایه تحریمها بر تأمین مالی و انتقال فناوری.
و در نهایت چالش چهارم که بحث قیمتگذاری و سازوکار مالیاست، چرا که رسیدن به یک توافق پایدار سر قیمت، حجم و روش پرداخت، حالا چه با ارزهای ملی و چه روشهای دیگر، کاملاً ضروری است.
پژوهشگر ارشد مرکز دیپلماسی نخبگانی اندیشکده حکمرانی شریف، سواپ محدود گازی را ظرف یک تا دو سال آینده، کاملاً عملیاتی توصیف کرد و اظهار داشت:
این اقدام منافع ملموسی برای هر دو طرف دارد. تبدیل شدن ایران به یک هاب بزرگ منطقهای هم در یک افق 3 تا 7 ساله امکانپذیر است، اما به شرطی که مسائل زیرساختی، ذخیرهسازی و هماهنگیهای سیاسی حلوفصل شوند. اجلاس مسکو و دیدار سران فرصت بسیار خوبی است تا به این پروژه شتاب بدهیم، ولی موفقیت نهایی، به اجرای فنی و اراده عملی دو طرف بستگی دارد و در شرایط فعلی، این همکاری یکی از معدود مسیرهایی است که پیش روی صنعت گاز ما قرار گرفته است.
تا به امروز پیشرفتهای ملموسی در این پرونده دیده میشود؛توافق اصولی در سطح سران شکل گرفته، مقامات ما اعلام کردهاند که مراحل فنی تقریباً نهایی شده و دیدارهای سهجانبه بین ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان برای نهایی کردن مسیر انتقال در جریان است.
وی افزود:
از نظر فنی هم شبکه گاز ایران قبلاً مدل سواپ را در قضیه انتقال گاز ترکمنستان به آذربایجان با موفقیت تجربه کرده و این قابلیت را دارد که گاز را در شمال کشور تحویل بگیرد و معادل آن را در نقاط دیگر تحویل بدهد.
بنابراین بهطور واقعبینانه، در کوتاهمدت سواپ محدود و عملیاتی کاملاً در دسترس است؛ یعنی گاز روسیه را در شمال بگیریم و معادلش را برای مصرف داخلی استفاده کنیم یا از طریق شبکه خودمان به همسایگان تحویل بدهیم. این کار در مقیاس چند میلیارد متر مکعب کاملاً شدنی است و میتواند خیلی سریع هم شروع شود. سناریوی بعدی استفاده از خط لوله جدید از مسیرآذربایجان است که خب به پیشرفت پروژهای که روسها دنبالش هستند بستگی دارد. اما سناریوی تبدیل شدن به "هاب منطقهای"در میانمدت، که در آن گاز روسیه، ایران و آسیای مرکزی ترکیبشود تا عرضه به کشورهایی مثل ترکیه و عراق و سایر همسایگان را مدیریت کند، هرچند بسیار جذاب است اما به زمان زیادی نیازدارد. دلیلش هم چالشهای واقعی و بزرگی است که سر راهمان قرار دارد.
اولین چالش، ناترازی فصلی شدید در داخل ایران است؛ شبکه ما در زمستان به شدت تحت فشار است و برای اینکه بتوانیم یک سواپ پایدار داشته باشیم، حتماً باید ذخیرهسازی زیرزمینی گاز را به شکل جدی توسعه بدهیم و مصرف داخلی را مدیریت کنیم.
چالش دوم، محدودیت ظرفیت زیرساختی است، چون جابهجاییحجمهای بالا نیازمند سرمایهگذاری سنگین در خطوط لوله و ایستگاههای تقویت فشار است.
چالش سوم عوامل سیاسی است؛ یعنی نقش باکو، هماهنگیهایسهجانبه و البته سایه تحریمها بر تأمین مالی و انتقال فناوری.
و در نهایت چالش چهارم که بحث قیمتگذاری و سازوکار مالیاست، چرا که رسیدن به یک توافق پایدار سر قیمت، حجم و روش پرداخت، حالا چه با ارزهای ملی و چه روشهای دیگر، کاملاً ضروری است.
پژوهشگر ارشد مرکز دیپلماسی نخبگانی اندیشکده حکمرانی شریف، سواپ محدود گازی را ظرف یک تا دو سال آینده، کاملاً عملیاتی توصیف کرد و اظهار داشت:
این اقدام منافع ملموسی برای هر دو طرف دارد. تبدیل شدن ایران به یک هاب بزرگ منطقهای هم در یک افق 3 تا 7 ساله امکانپذیر است، اما به شرطی که مسائل زیرساختی، ذخیرهسازی و هماهنگیهای سیاسی حلوفصل شوند. اجلاس مسکو و دیدار سران فرصت بسیار خوبی است تا به این پروژه شتاب بدهیم، ولی موفقیت نهایی، به اجرای فنی و اراده عملی دو طرف بستگی دارد و در شرایط فعلی، این همکاری یکی از معدود مسیرهایی است که پیش روی صنعت گاز ما قرار گرفته است.