تهران و مسکو در پی مهار بحران منطقه/ دیپلماسی در برابر منطق تقابل

© Sputnik / Alexey Nikolskiy
/ اشتراک
تهران و مسکو در پی مهار بحران منطقه/ دیپلماسی در برابر منطق تقابل
سمیه پسندیده کارشناس مسائل سیاسی در مقاله ای تصریح کرد که تأکید مشترک ایران و روسیه بر نبود راهحل نظامی برای بحرانهای منطقهای، فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک، نشاندهنده تلاش دو کشور برای تثبیت نقش خود در معادلات امنیتی غرب آسیاست. با این حال، تبدیل این همسویی سیاسی به ابتکار عملی برای کاهش تنش، به میزان نفوذ آنها بر طرفهای درگیر و روند مذاکرات ایران و آمریکا بستگی دارد.
تهران ناامنی در این منطقه را پیامد اقدامات آمریکا و اسرائیل میداند و مسکو نیز بر ضرورت بازگشت به شرایط پیش از بحران و احیای آزادی کشتیرانی تأکید میکند. اشتراک مواضع دو کشور میتواند زمینهای برای هماهنگی دیپلماتیک فراهم کند؛ بهویژه آنکه امنیت تنگه هرمز مستقیماً با بازار انرژی و منافع اقتصادی طیف گستردهای از کشورها ارتباط دارد. با این حال، موضع مشترک بهتنهایی برای تغییر وضعیت میدانی کافی نیست و اثرگذاری آن به ارائه پیشنهادهای اجرایی و پذیرش آنها از سوی بازیگران اصلی بحران وابسته خواهد بود.
گسترش دستور کار مذاکرات به فلسطین، لبنان، یمن، قفقاز، افغانستان و دریای خزر نیز بیانگر ابعاد گستردهتر همکاری تهران و مسکو است. این دو کشور میکوشند هماهنگی دوجانبه را از مدیریت یک بحران مشخص فراتر ببرند و در پروندههای منطقهای و نهادهای بینالمللی به مواضع نزدیکتری برسند.
همکاری در بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز بسترهای سیاسی و اقتصادی این رویکرد را تقویت میکند. با این حال، تفاوت منافع و اولویتهای بازیگران منطقهای و پیچیدگی هر یک از این پروندهها، امکان دستیابی به نتایج یکسان را محدود میکند. بنابراین، گستردگی توافقات سیاسی الزاماً به معنای توانایی حلوفصل همه اختلافات نیست.
در سطح دوجانبه، توسعه همکاریهای اقتصادی برای تهران و مسکو اهمیتی فراتر از مناسبات تجاری دارد. ادامه اجرای موافقتنامه مشارکت جامع راهبردی و گسترش همکاری در چارچوب نهادهای چندجانبه میتواند به تقویت ظرفیت دو کشور برای مقابله با فشارهای خارجی کمک کند. در عین حال، اهمیت واقعی این مشارکت به میزان تحقق پروژههای مشترک و تبدیل توافقات سیاسی به منافع اقتصادی ملموس وابسته است.
از این منظر، دیدار سرگئی لاوروف و عباس عراقچی را میتوان تلاشی برای حفظ هماهنگی راهبردی در شرایط افزایش تنشهای منطقهای ارزیابی کرد، اما آزمون اصلی این هماهنگی، نه صرفاً تکرار مواضع مشترک، بلکه توانایی دو طرف برای کمک به کاهش تنش در خلیج فارس و پیشبرد راهکارهای دیپلماتیک خواهد بود.
سمیه پسندیده کارشناس مسائل سیاسی در مقاله ای تصریح کرد که تأکید مشترک ایران و روسیه بر نبود راهحل نظامی برای بحرانهای منطقهای، فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک، نشاندهنده تلاش دو کشور برای تثبیت نقش خود در معادلات امنیتی غرب آسیاست. با این حال، تبدیل این همسویی سیاسی به ابتکار عملی برای کاهش تنش، به میزان نفوذ آنها بر طرفهای درگیر و روند مذاکرات ایران و آمریکا بستگی دارد.
تهران ناامنی در این منطقه را پیامد اقدامات آمریکا و اسرائیل میداند و مسکو نیز بر ضرورت بازگشت به شرایط پیش از بحران و احیای آزادی کشتیرانی تأکید میکند. اشتراک مواضع دو کشور میتواند زمینهای برای هماهنگی دیپلماتیک فراهم کند؛ بهویژه آنکه امنیت تنگه هرمز مستقیماً با بازار انرژی و منافع اقتصادی طیف گستردهای از کشورها ارتباط دارد. با این حال، موضع مشترک بهتنهایی برای تغییر وضعیت میدانی کافی نیست و اثرگذاری آن به ارائه پیشنهادهای اجرایی و پذیرش آنها از سوی بازیگران اصلی بحران وابسته خواهد بود.
گسترش دستور کار مذاکرات به فلسطین، لبنان، یمن، قفقاز، افغانستان و دریای خزر نیز بیانگر ابعاد گستردهتر همکاری تهران و مسکو است. این دو کشور میکوشند هماهنگی دوجانبه را از مدیریت یک بحران مشخص فراتر ببرند و در پروندههای منطقهای و نهادهای بینالمللی به مواضع نزدیکتری برسند.
همکاری در بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز بسترهای سیاسی و اقتصادی این رویکرد را تقویت میکند. با این حال، تفاوت منافع و اولویتهای بازیگران منطقهای و پیچیدگی هر یک از این پروندهها، امکان دستیابی به نتایج یکسان را محدود میکند. بنابراین، گستردگی توافقات سیاسی الزاماً به معنای توانایی حلوفصل همه اختلافات نیست.
در سطح دوجانبه، توسعه همکاریهای اقتصادی برای تهران و مسکو اهمیتی فراتر از مناسبات تجاری دارد. ادامه اجرای موافقتنامه مشارکت جامع راهبردی و گسترش همکاری در چارچوب نهادهای چندجانبه میتواند به تقویت ظرفیت دو کشور برای مقابله با فشارهای خارجی کمک کند. در عین حال، اهمیت واقعی این مشارکت به میزان تحقق پروژههای مشترک و تبدیل توافقات سیاسی به منافع اقتصادی ملموس وابسته است.
از این منظر، دیدار سرگئی لاوروف و عباس عراقچی را میتوان تلاشی برای حفظ هماهنگی راهبردی در شرایط افزایش تنشهای منطقهای ارزیابی کرد، اما آزمون اصلی این هماهنگی، نه صرفاً تکرار مواضع مشترک، بلکه توانایی دو طرف برای کمک به کاهش تنش در خلیج فارس و پیشبرد راهکارهای دیپلماتیک خواهد بود.