میدان پاسخ ایران به آمریکا از خلیج فارس تا پایگاههای منطقهای گسترش یافته

© telegram ir_sputnik
اشتراک
ایران در واکنش به حملات آمریکا به نفتکشهای خود، پایگاههای هوایی مورد استفاده نیروهای آمریکایی در اردن و چندین شناور آمریکایی در خلیج فارس را هدف قرار داد.
خشايار بوربوری کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: این رخداد به نوعی نشانهای از گذار بحران از سطح درگیری موضعی به مرحلهای است که در آن جغرافیای تقابل در حال گسترش است.
حمله واکنشی ایران به پایگاههای موفقالسلطی و پرنس حسن در اردن، حامل این پیام است که تهران دیگر پاسخ را فقط در همان میدان اولیه تعریف نمیکند و آمادگی دارد دامنه کنش متقابل را به نقاطی بکشاند که در زنجیره عملیاتی و پشتیبانی آمریکا نقش دارند. از این منظر، انتخاب اردن واجد معنای سیاسی و راهبردی است، زیرا این کشور در سالهای اخیر به یکی از نقاط اتکای حضور نظامی آمریکا در پیرامون جبهههای حساس منطقه تبدیل شده و هدف قرار گرفتن این پایگاهها میتواند هشداری به دیگر شرکای منطقهای واشنگتن نیز تلقی شود.
این کارشناس تصریح کرد: در سطحی وسیعتر، این تحول بیانگر آن است که ایران میکوشد قواعد بازدارندگی را از نو تعریف کند. اگر پیش از این، تمرکز اصلی بر خلیج فارس و امنیت کشتیرانی بود، اکنون تهران در حال ترسیم این گزاره است که هرگونه تعرض به منافعش میتواند با پاسخی چندلایه مواجه شود که هم مسیرهای انرژی و تجارت دریایی و هم زیرساختهای نظامی مرتبط با آمریکا در منطقه را در بر میگیرد.
حمله واکنشی ایران به پایگاههای موفقالسلطی و پرنس حسن در اردن، حامل این پیام است که تهران دیگر پاسخ را فقط در همان میدان اولیه تعریف نمیکند و آمادگی دارد دامنه کنش متقابل را به نقاطی بکشاند که در زنجیره عملیاتی و پشتیبانی آمریکا نقش دارند. از این منظر، انتخاب اردن واجد معنای سیاسی و راهبردی است، زیرا این کشور در سالهای اخیر به یکی از نقاط اتکای حضور نظامی آمریکا در پیرامون جبهههای حساس منطقه تبدیل شده و هدف قرار گرفتن این پایگاهها میتواند هشداری به دیگر شرکای منطقهای واشنگتن نیز تلقی شود.
این کارشناس تصریح کرد: در سطحی وسیعتر، این تحول بیانگر آن است که ایران میکوشد قواعد بازدارندگی را از نو تعریف کند. اگر پیش از این، تمرکز اصلی بر خلیج فارس و امنیت کشتیرانی بود، اکنون تهران در حال ترسیم این گزاره است که هرگونه تعرض به منافعش میتواند با پاسخی چندلایه مواجه شود که هم مسیرهای انرژی و تجارت دریایی و هم زیرساختهای نظامی مرتبط با آمریکا در منطقه را در بر میگیرد.
بوربوری خاطر نشان کرد: این مسئله برای واشنگتن و متحدانش اهمیت زیادی دارد، زیرا امنیت پایگاههای آمریکایی در منطقه دیگر فقط به سامانههای دفاعی و تمهیدات حفاظتی وابسته نخواهد بود، بلکه به سطح تنش در روابط آمریکا و ایران نیز گره میخورد. در چنین شرایطی، کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی ناخواسته در معرض هزینههای امنیتی و سیاسی بیشتری قرار میگیرند و این میتواند بر نحوه همراهی آنان با سیاستهای آمریکا اثر بگذارد.
وی افزود: همزمانی حملات موشکی به پایگاههای اردن با اقدامات دریایی علیه نفتکشها و شناورهای آمریکایی، از یک راهبرد ترکیبی و حسابشده خبر میدهد. هدف در این راهبرد افزایش فشار بر آمریکا در دو سطح نظامی و اقتصادی به طور همزمان است. ایران از یکسو میکوشد نشان دهد که در تنگه هرمز همچنان توان اثرگذاری بر جریان کشتیرانی را دارد و از سوی دیگر با گسترش میدان پاسخ، به آمریکا هشدار میدهد که هر اقدامش میتواند با پیامدهایی فراتر از صحنه اولیه درگیری روبهرو شود.
با این حال، همین گسترش جغرافیای تقابل، خطر خطای محاسباتی و ورود بازیگران بیشتر به بحران را نیز افزایش میدهد. به همین دلیل، اگرچه این تحولات در کوتاهمدت میتواند به تقویت بازدارندگی متقابل منجر شود، در میانمدت احتمال سوق یافتن منطقه به سوی چرخهای از تشدید تنش را نیز بالا میبرد و مهار آن بدون فعال شدن مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک دشوار خواهد بود.
