در مناظره های تلوزیونی معمولا کارشناسان هر طرف سعی می کنند طبق عرف از مواضع کشور خود دفاع کنند و حتی در مواردی برای همدیگر هم رجز خوانی می کنند. 04.09.2026, اسپوتنیک ایران
این یک عرف تاریخی در جنگ ها است که هر طرف برای طرف مقابل رجز خوانی می کند وهیچ وقت درباره کاستی ها و مشکلات خودشان صحبت نکنند.بماند که برخی متاسفانه دانسته و یا نادانسته عرف را رعایت نمی کنند وبا یک صحبت صدمات جبران ناپذیری را به کشور خود وارد می کنند.وقتی در مجامع دانشگاهی و مطالعاتی بین المللی شرکت می کنید بحث متفاوت است و محققین تلاش می کنند صحبت هایی را مطرح کنند که با واقعیات منطبق باشد و مستند باشد و یا درباره اش تحقیق کرده باشند.مخصوصا در میزگردهای مربوط به مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی که شرط عدم افشا دارند.وحتی بعضی از اینها شرط و شروطی برای شرکت کنندگان می گذارند که اگر احیانا صحبت ها و یا مطالب محققی را با ذکر نام او منتشر کنند امکان پیگیرد حقوقی و جزایی بین المللی برای آن مرکز مطالعاتی وجود داشته باشد.اما استناد شرکت کنندگان به مطالبی که دیگران بحث می کنند بدون ذکر نام افراد و یا مراجع بی مانع می باشد.طی چند ماه اخیر هم که میز گردهای مراکز مطالعاتی بین المللی درباره جنگ غیر قانونی آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران به شدت افزایش یافته و بنده هم شانس آن را داشتم که در چند میز گرد و مناظره و گفتگوی این مراکز مشارکت داشته باشم.جالب است، در تمام این جلسات، همه کارشناسان آمریکایی، متفق القول هستند که آمریکا در جنگ بر علیه ایران یک شکست استراتژیک مفتضحانه خورده و این اقدام دولت آمریکا به عنوان فاحش ترین اشتباه استراتژیک در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد.روز گذشته در یکی از این کنفرانس ها از طریق اینترنت مشارکت داشتم و از طرف آمریکا چند استاد دانشگاه دیگر هم حضور داشتند، برخی طرفدار ترامپ بودند و برخی مخالف او اما جالب این بود که همه شان بدون استثنا متفق القول بودند که هیچ کس تصور نمی کرد که ایران بتواند در مقابله حمله آمریکا جان سالم به در ببرد و بیش از دو هفته دوام بیاورد و حتی برخی از آنها چهار پنج روز را قید می کردند، اما ما وارد ماه هفتم جنگ شده ایم و دولت آمریکا دارد دست و پا می زند به هر ترتیبی شده خودش را از این مخمصه بیرون بکشد و فقط یک دست آوردی ثبت کند که کاری انجام شده باشد.همه متفق القول بودند که آمریکا بدون هیچ استراتژی واضحی وارد جنگ با ایران شد در حالی که کاملا واضح است ایرانی ها سالها خودشان را برای چنین جنگی آماده کرده بودند و نه یک استراتژی بلکه چندین استراتژی چند لایه برای چنین رویارویی ای طراحی کرده بودند.طبق گفته اساتید آمریکایی و اروپایی که برخی حتی قبل تر مناصبی مانند معاون وزیر و یا سفیر هم در دولت های خود داشته اند ناکامی های ارتش آمریکا در مقابل ایران منجر به آن شده که اعتبار این ارتش نزد رقبای خود یعنی روسیه و چین به شدت پایین بیاید و با یک مقایسه سر انگشتی امکانات ارتش آمریکا و اسرائیل در مقابل امکانات نیروهای مسلح ایران می توان به این نتیجه رسید که ارتش آمریکا جایگاه خودش را از یک ابر ارتش قدرتمند به سطح یک ارتش جهان سومی تنزل بخشیده و نیروهای مسلح ایران سطح خودشان را به سطح یک ابر قدرت جهانی ارتقا داده اند.در حالی که آمریکا هیچ دست آوردی که بتواند به آن ببالد در این جنگ نداشته (ترور رهبری و یا هدف قرار دادن مدرسه کودکان و بیمارستان و مراسم عروسی و... دست آورد به حساب نمی آید بلکه جنایات جنگی به حساب می آید) ایرانی ها موفق شده اند همه پایگاه های آمریکایی در منطقه را نیست و نابود کنند و با اقتدار جنگ را از طریق جنگ اقتصادی به داخل آمریکا بکشانند به صورتی که امروزه دیگر بحث آمریکا از بحث هسته ای و موشکی و منطقه ای به باز کردن تنگه (لعنتی به قول ترامپ) هرمز تبدیل شده.روزهای اول جنگ ترامپ بارها مردم ایران را دعوت به تظاهرات و سرنگونی نظام کرد و از نیروهای مسلح و حتی دیپلمات های ایران خواست که بر علیه حکومت شورش و کودتا کنند و حتی اسلحه فرستاد تا جدایی طلب ها وارد عمل شوند و داخل ایران هرج و مرج ایجاد شود.حتی یک سرباز صفر ایرانی هم حاضر نشد وطن خود را به دشمن بفروشد و در مقابل امروزه می بینیم که صدها افسر و فرمانده عالی رتبه ارتش آمریکا در اعتراض به رهبری ترامپ و هکست (وزیر جنگ آمریکا) از ارتش و پنتاگون استعفا می دهند و یا حتی برکنار می شوند و چند روز قبل هم رسانه های آمریکا فاش کردند که فرماندهان نظامی آمریکا در جلسه ای از ترامپ خواسته اند هرچه سریعتر به این جنگ پایان دهد چون ادامه آن برایشان امکان پذیر نیست.آمریکا به دنبال فشار اقتصادی بر مردم ایران بود و هست اما ایرانی ها موفق شده اند فشار اقتصادی مشابهی را به آمریکا وارد کنند و در حالی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها به دنبال آن بودند کاری کنند محبوبیت نظام جمهوری اسلامی در ایران به حد اقل برسد امروزه حمایت ایرانی ها از نظام و نیروهای مسلح به اوج رسیده و حتی بسیاری از منتقدین و مخالفان به حمایت از وحدت ملی کشور خود پیوسته اند در حالی که طبق امار محبوبیت ترامپ در امریکا به زیر 22% سقوط کرده و حزب حاکم فعلی در آمریکا در انتخابات میان دوره ای کنگره قطعا با شکست مفتضحانه مواجه خواهد شد و تنها امید ترامپ این است که تا آن زمان بتواند کاری کند هر دو مجلس را از دست ندهد و فقط مجلس نمایندگان را از دست دهد در حالی که بسیاری پیش بینی می کنند که حزب جمهوری خواه هر دو مجلس سنا و نمایندگان را ممکن است از دست دهد و حتی جمهوریخواه هانی که ممکن است انتخاب شوند جمهوری خواهانی هستند که مخالف جنگ و حتی اسرائیل هستند و نه جمهوری خواهان طرفدار ادامه جنگ و حامی اسرائیل.طبق آماری که اینها دارند حمایت مردم آمریکا از اسرائیل به سطح بی سابقه 8% رسیده و 92% مردم آمریکا دیگر از اسرائیل حمایت نمی کنند و حتی سیاست مداران حامی اسرائیل دیر یا زود دیگر جایی در سیاست آمریکا نخواهند داشت و حتی کار امروزه به جایی رسیده که به جای حمایت بحث مخالفت با اسرائیل شدت پیدا کرده.
در مناظره های تلوزیونی معمولا کارشناسان هر طرف سعی می کنند طبق عرف از مواضع کشور خود دفاع کنند و حتی در مواردی برای همدیگر هم رجز خوانی می کنند.
این یک عرف تاریخی در جنگ ها است که هر طرف برای طرف مقابل رجز خوانی می کند وهیچ وقت درباره کاستی ها و مشکلات خودشان صحبت نکنند.
بماند که برخی متاسفانه دانسته و یا نادانسته عرف را رعایت نمی کنند وبا یک صحبت صدمات جبران ناپذیری را به کشور خود وارد می کنند.
وقتی در مجامع دانشگاهی و مطالعاتی بین المللی شرکت می کنید بحث متفاوت است و محققین تلاش می کنند صحبت هایی را مطرح کنند که با واقعیات منطبق باشد و مستند باشد و یا درباره اش تحقیق کرده باشند.
مخصوصا در میزگردهای مربوط به مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی که شرط عدم افشا دارند.
پلیس تلاش میکند با برداشتن پرچم آمریکا که توسط شخص دیگری در جریان تظاهرات طرفداران فلسطینی که برای محاصره اقتصادی و درخواست آتشبس در درگیریهای فلسطینی اسرائیل در خارج از مرکز بورس نیویورک به آتش کشیده شده بود، حامی اسرائیل را نجات دهد.
پلیس تلاش میکند با برداشتن پرچم آمریکا که توسط شخص دیگری در جریان تظاهرات طرفداران فلسطینی که برای محاصره اقتصادی و درخواست آتشبس در درگیریهای فلسطینی اسرائیل در خارج از مرکز بورس نیویورک به آتش کشیده شده بود، حامی اسرائیل را نجات دهد.
پلیس یک معترض را در جریان تظاهرات حامی فلسطین در خارج از بورس نیویورک، در نیویورک، ایالات متحده آمریکا دستگیر کرد.
وحتی بعضی از اینها شرط و شروطی برای شرکت کنندگان می گذارند که اگر احیانا صحبت ها و یا مطالب محققی را با ذکر نام او منتشر کنند امکان پیگیرد حقوقی و جزایی بین المللی برای آن مرکز مطالعاتی وجود داشته باشد.
اما استناد شرکت کنندگان به مطالبی که دیگران بحث می کنند بدون ذکر نام افراد و یا مراجع بی مانع می باشد.
طی چند ماه اخیر هم که میز گردهای مراکز مطالعاتی بین المللی درباره جنگ غیر قانونی آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران به شدت افزایش یافته و بنده هم شانس آن را داشتم که در چند میز گرد و مناظره و گفتگوی این مراکز مشارکت داشته باشم.
جالب است، در تمام این جلسات، همه کارشناسان آمریکایی، متفق القول هستند که آمریکا در جنگ بر علیه ایران یک شکست استراتژیک مفتضحانه خورده و این اقدام دولت آمریکا به عنوان فاحش ترین اشتباه استراتژیک در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد.
روز گذشته در یکی از این کنفرانس ها از طریق اینترنت مشارکت داشتم و از طرف آمریکا چند استاد دانشگاه دیگر هم حضور داشتند، برخی طرفدار ترامپ بودند و برخی مخالف او اما جالب این بود که همه شان بدون استثنا متفق القول بودند که هیچ کس تصور نمی کرد که ایران بتواند در مقابله حمله آمریکا جان سالم به در ببرد و بیش از دو هفته دوام بیاورد و حتی برخی از آنها چهار پنج روز را قید می کردند، اما ما وارد ماه هفتم جنگ شده ایم و دولت آمریکا دارد دست و پا می زند به هر ترتیبی شده خودش را از این مخمصه بیرون بکشد و فقط یک دست آوردی ثبت کند که کاری انجام شده باشد.
همه متفق القول بودند که آمریکا بدون هیچ استراتژی واضحی وارد جنگ با ایران شد در حالی که کاملا واضح است ایرانی ها سالها خودشان را برای چنین جنگی آماده کرده بودند و نه یک استراتژی بلکه چندین استراتژی چند لایه برای چنین رویارویی ای طراحی کرده بودند.
طبق گفته اساتید آمریکایی و اروپایی که برخی حتی قبل تر مناصبی مانند معاون وزیر و یا سفیر هم در دولت های خود داشته اند ناکامی های ارتش آمریکا در مقابل ایران منجر به آن شده که اعتبار این ارتش نزد رقبای خود یعنی روسیه و چین به شدت پایین بیاید و با یک مقایسه سر انگشتی امکانات ارتش آمریکا و اسرائیل در مقابل امکانات نیروهای مسلح ایران می توان به این نتیجه رسید که ارتش آمریکا جایگاه خودش را از یک ابر ارتش قدرتمند به سطح یک ارتش جهان سومی تنزل بخشیده و نیروهای مسلح ایران سطح خودشان را به سطح یک ابر قدرت جهانی ارتقا داده اند.
در حالی که آمریکا هیچ دست آوردی که بتواند به آن ببالد در این جنگ نداشته (ترور رهبری و یا هدف قرار دادن مدرسه کودکان و بیمارستان و مراسم عروسی و... دست آورد به حساب نمی آید بلکه جنایات جنگی به حساب می آید) ایرانی ها موفق شده اند همه پایگاه های آمریکایی در منطقه را نیست و نابود کنند و با اقتدار جنگ را از طریق جنگ اقتصادی به داخل آمریکا بکشانند به صورتی که امروزه دیگر بحث آمریکا از بحث هسته ای و موشکی و منطقه ای به باز کردن تنگه (لعنتی به قول ترامپ) هرمز تبدیل شده.
روزهای اول جنگ ترامپ بارها مردم ایران را دعوت به تظاهرات و سرنگونی نظام کرد و از نیروهای مسلح و حتی دیپلمات های ایران خواست که بر علیه حکومت شورش و کودتا کنند و حتی اسلحه فرستاد تا جدایی طلب ها وارد عمل شوند و داخل ایران هرج و مرج ایجاد شود.
حتی یک سرباز صفر ایرانی هم حاضر نشد وطن خود را به دشمن بفروشد و در مقابل امروزه می بینیم که صدها افسر و فرمانده عالی رتبه ارتش آمریکا در اعتراض به رهبری ترامپ و هکست (وزیر جنگ آمریکا) از ارتش و پنتاگون استعفا می دهند و یا حتی برکنار می شوند و چند روز قبل هم رسانه های آمریکا فاش کردند که فرماندهان نظامی آمریکا در جلسه ای از ترامپ خواسته اند هرچه سریعتر به این جنگ پایان دهد چون ادامه آن برایشان امکان پذیر نیست.
آمریکا به دنبال فشار اقتصادی بر مردم ایران بود و هست اما ایرانی ها موفق شده اند فشار اقتصادی مشابهی را به آمریکا وارد کنند و در حالی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها به دنبال آن بودند کاری کنند محبوبیت نظام جمهوری اسلامی در ایران به حد اقل برسد امروزه حمایت ایرانی ها از نظام و نیروهای مسلح به اوج رسیده و حتی بسیاری از منتقدین و مخالفان به حمایت از وحدت ملی کشور خود پیوسته اند در حالی که طبق امار محبوبیت ترامپ در امریکا به زیر 22% سقوط کرده و حزب حاکم فعلی در آمریکا در انتخابات میان دوره ای کنگره قطعا با شکست مفتضحانه مواجه خواهد شد و تنها امید ترامپ این است که تا آن زمان بتواند کاری کند هر دو مجلس را از دست ندهد و فقط مجلس نمایندگان را از دست دهد در حالی که بسیاری پیش بینی می کنند که حزب جمهوری خواه هر دو مجلس سنا و نمایندگان را ممکن است از دست دهد و حتی جمهوریخواه هانی که ممکن است انتخاب شوند جمهوری خواهانی هستند که مخالف جنگ و حتی اسرائیل هستند و نه جمهوری خواهان طرفدار ادامه جنگ و حامی اسرائیل.
طبق آماری که اینها دارند حمایت مردم آمریکا از اسرائیل به سطح بی سابقه 8% رسیده و 92% مردم آمریکا دیگر از اسرائیل حمایت نمی کنند و حتی سیاست مداران حامی اسرائیل دیر یا زود دیگر جایی در سیاست آمریکا نخواهند داشت و حتی کار امروزه به جایی رسیده که به جای حمایت بحث مخالفت با اسرائیل شدت پیدا کرده.
نوار خبری
0
دسترسی به چت به دلیل نقض قوانین مسدود شده است.
شما می توانید دوباره شرکت کنید پس از:∞.
اگر با مسدود شدن موافق نیستید، از فرم ارتباط با پشتیبانی استفاده کنید.
مباحث تمام شده است. ۲۴ ساعت پس از انتشار مقاله می توانید در بحث شرکت کنید.