چگونه شرق روسیه به موتور جدید اقتصاد این کشور تبدیل میشود؟
سجاد قیطاسی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: آنچه از سخنان ولادیمیر پوتین برجسته میشود، طراحی یک مدل اقتصادی جایگزین برای جبران شکاف ناشی از فشار غرب است.
نخست باید گفت پوتین با ارائه آمار ۲۵ تریلیون روبل سرمایهجذبشده و نرخ بیکاری 2.2 درصدی، اثبات عملی میدهد که شرقگرایی صرفاً یک شعار نیست. این ارقام، روایت شکستخورگی پروژههای شرقی را در افکار عمومی و میان سرمایهگذاران بینالمللی خنثی میکند.
دوم، اعلام رژیم ترجیحی واحد از 2027 برای شرق دور و قطب شمال، بیانگر عبور از رویکردهای مقطعی به سمت نظاممندسازی سرمایهگذاری است. این اقدام، ثبات و شفافیت قوانین را به سرمایهگذاران آسیایی تضمین میکند و هزینههای مذاکره را کاهش میدهد.
سوم، محوریت منابع طبیعی در این استراتژی، بهویژه عناصر نادر خاکی و انرژی پاک، نشان از درک روسیه از نیازهای صنایع پیشرفته آینده دارد. در شرایطی که رقابت جهانی بر سر تأمین مواد اولیه فناوریهای سبز شدت گرفته، روسیه در حال تثبیت خود بهعنوان یک تأمینکننده راهبردی برای چین، هند و سایر اقتصادهای آسیایی است.
چهارم، پیوند زیرساختهای شرق دور و قطب شمال و حرکت به سمت کشتیرانی تمامسال در مسیر دریای شمال، طراحی یک کریدور لجستیکی جدید را نشان میدهد که وابستگی به کانالهای سنتی (مانند سوئز) را کاهش میدهد و روسیه را به هاب ترانزیتی میان آسیا و اروپا تبدیل میکند.
پنجم، تأکید بر توسعه گردشگری، آموزش و بهداشت در کنار صنایع سنگین، حاکی از نگاه همهجانبه به توسعه شرق دور است. پوتین دریافته که برای جلوگیری از فرار مغزها و جذب جمعیت، تنها پروژههای صنعتی کافی نیست و کیفیت زندگی باید ارتقا یابد.
قیطاسی در ادامه خاطرنشان کرد: در بُعد سیاسی نیز تفکیک موضوع اوکراین از برنامه توسعه شرق نشان میدهد که مناقشه غربیها مانع از اجرای نقشه راه شرقی نخواهد شد و دو عرصه را از یکدیگر مجزا تعریف میکند.
وی در پایان تصریح کرد: تعیین افق 2036 برای این استراتژی، از نهادینهسازی برنامه توسعه شرق فراتر از یک دولت خاص حکایت دارد. این چشمانداز بلندمدت، سرمایهگذاران را به تداوم سیاستها مطمئن میسازد و شرق دور را از یک پروژه مقطعی به میراث اقتصادی راهبردی روسیه ارتقا میدهد. اگر این برنامه محقق شود، روسیه می تواند تا یک دهه دیگر، وابستگی خود به بازارهای غربی را به حداقل رسانده و به قطب انرژی و ترانزیت در قلب اوراسیا تبدیل خواهد شد.
سجاد قیطاسی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: آنچه از سخنان ولادیمیر پوتین برجسته میشود، طراحی یک مدل اقتصادی جایگزین برای جبران شکاف ناشی از فشار غرب است.
نخست باید گفت پوتین با ارائه آمار ۲۵ تریلیون روبل سرمایهجذبشده و نرخ بیکاری 2.2 درصدی، اثبات عملی میدهد که شرقگرایی صرفاً یک شعار نیست. این ارقام، روایت شکستخورگی پروژههای شرقی را در افکار عمومی و میان سرمایهگذاران بینالمللی خنثی میکند.
دوم، اعلام رژیم ترجیحی واحد از 2027 برای شرق دور و قطب شمال، بیانگر عبور از رویکردهای مقطعی به سمت نظاممندسازی سرمایهگذاری است. این اقدام، ثبات و شفافیت قوانین را به سرمایهگذاران آسیایی تضمین میکند و هزینههای مذاکره را کاهش میدهد.
سوم، محوریت منابع طبیعی در این استراتژی، بهویژه عناصر نادر خاکی و انرژی پاک، نشان از درک روسیه از نیازهای صنایع پیشرفته آینده دارد. در شرایطی که رقابت جهانی بر سر تأمین مواد اولیه فناوریهای سبز شدت گرفته، روسیه در حال تثبیت خود بهعنوان یک تأمینکننده راهبردی برای چین، هند و سایر اقتصادهای آسیایی است.
چهارم، پیوند زیرساختهای شرق دور و قطب شمال و حرکت به سمت کشتیرانی تمامسال در مسیر دریای شمال، طراحی یک کریدور لجستیکی جدید را نشان میدهد که وابستگی به کانالهای سنتی (مانند سوئز) را کاهش میدهد و روسیه را به هاب ترانزیتی میان آسیا و اروپا تبدیل میکند.
پنجم، تأکید بر توسعه گردشگری، آموزش و بهداشت در کنار صنایع سنگین، حاکی از نگاه همهجانبه به توسعه شرق دور است. پوتین دریافته که برای جلوگیری از فرار مغزها و جذب جمعیت، تنها پروژههای صنعتی کافی نیست و کیفیت زندگی باید ارتقا یابد.
قیطاسی در ادامه خاطرنشان کرد: در بُعد سیاسی نیز تفکیک موضوع اوکراین از برنامه توسعه شرق نشان میدهد که مناقشه غربیها مانع از اجرای نقشه راه شرقی نخواهد شد و دو عرصه را از یکدیگر مجزا تعریف میکند.
وی در پایان تصریح کرد: تعیین افق 2036 برای این استراتژی، از نهادینهسازی برنامه توسعه شرق فراتر از یک دولت خاص حکایت دارد. این چشمانداز بلندمدت، سرمایهگذاران را به تداوم سیاستها مطمئن میسازد و شرق دور را از یک پروژه مقطعی به میراث اقتصادی راهبردی روسیه ارتقا میدهد. اگر این برنامه محقق شود، روسیه می تواند تا یک دهه دیگر، وابستگی خود به بازارهای غربی را به حداقل رسانده و به قطب انرژی و ترانزیت در قلب اوراسیا تبدیل خواهد شد.