شانگهای ائتلاف ضدغربی نیست / سازمان همکاری شانگهای چگونه به ابزار موازنه قدرت تبدیل شده است؟
11:09 01.09.2026 (بروز رسانی شده: 11:24 01.09.2026)

© telegram ir_sputnik
اشتراک
سازمان شانگهای در شرایط کنونی نه یک ائتلاف نظامی یکپارچه علیه غرب و نه صرفاً یک مجمع تشریفاتی برای گفتوگوهای دیپلماتیک است.
طیبه محمدیکیا، استادیار روابط بینالملل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفتوگویی تفصیلی با اسپوتنیک، به بررسی جایگاه سازمان همکاری شانگهای در نظم جدید بینالمللی، نقش این سازمان در کاهش فشارهای ژئوپلیتیک و اهمیت دیدار روسای جمهور ایران و روسیه پرداخت.
وی در تحلیل جایگاه سازمان همکاری شانگهای اظهار داشت: در بررسی نشست شانگهای باید توجه داشت که این سازمان در شرایط کنونی نه یک ائتلاف نظامی یکپارچه علیه غرب و نه صرفاً یک مجمع تشریفاتی برای گفتوگوهای دیپلماتیک است. سازمان همکاری شانگهای را باید محصول تحولات ساختاری نظام بینالملل و واکنش دولتها به تغییر توزیع قدرت پس از دوران تکقطبی آمریکا دانست.
به گفته این استاد دانشگاه، این سازمان ابزاری برای کاهش عدم قطعیتهای راهبردی، مدیریت وابستگیهای متقابل نامتقارن و افزایش ظرفیت مانور و استقلال عمل کشورها در محیط بینالمللی است که همچنان بر منطق خودیاری استوار است.
محمدیکیا با اشاره به تحولات امنیتی اخیر افزود: تحولات امنیتی اخیر، از جمله جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶، این روند را تشدید کرده است. استفاده واشنگتن از تحریمهای ثانویه و فشارهای مالی، نمونهای از اعمال قدرت از طریق ساختارهای مالی تحت سلطه هژمون جهانی است. در مقابل، واکنش کشورهای اوراسیایی را میتوان در قالب موازنهسازی نرم، تنوعبخشی به مسیرهای همکاری و تلاش برای حفظ ظرفیتهای بقا و استقلال راهبردی تحلیل کرد.
وی درپایان بخش اول اظهارات خود با اشاره به ابعاد تمدنی این سازمان گفت: از منظر تمدنی، شانگهای تداوم تاریخی فضاهای ارتباطی جاده ابریشم، حوزه تمدنی ایرانی، جهان آسیای مرکزی، روسیه اوراسیایی و چین است. این همپوشانی تمدنی همگرایی را تسهیل میکند، اما جایگزین محاسبه قدرت و امنیت ملی نمیشود.
وی در تحلیل جایگاه سازمان همکاری شانگهای اظهار داشت: در بررسی نشست شانگهای باید توجه داشت که این سازمان در شرایط کنونی نه یک ائتلاف نظامی یکپارچه علیه غرب و نه صرفاً یک مجمع تشریفاتی برای گفتوگوهای دیپلماتیک است. سازمان همکاری شانگهای را باید محصول تحولات ساختاری نظام بینالملل و واکنش دولتها به تغییر توزیع قدرت پس از دوران تکقطبی آمریکا دانست.
به گفته این استاد دانشگاه، این سازمان ابزاری برای کاهش عدم قطعیتهای راهبردی، مدیریت وابستگیهای متقابل نامتقارن و افزایش ظرفیت مانور و استقلال عمل کشورها در محیط بینالمللی است که همچنان بر منطق خودیاری استوار است.
محمدیکیا با اشاره به تحولات امنیتی اخیر افزود: تحولات امنیتی اخیر، از جمله جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶، این روند را تشدید کرده است. استفاده واشنگتن از تحریمهای ثانویه و فشارهای مالی، نمونهای از اعمال قدرت از طریق ساختارهای مالی تحت سلطه هژمون جهانی است. در مقابل، واکنش کشورهای اوراسیایی را میتوان در قالب موازنهسازی نرم، تنوعبخشی به مسیرهای همکاری و تلاش برای حفظ ظرفیتهای بقا و استقلال راهبردی تحلیل کرد.
وی درپایان بخش اول اظهارات خود با اشاره به ابعاد تمدنی این سازمان گفت: از منظر تمدنی، شانگهای تداوم تاریخی فضاهای ارتباطی جاده ابریشم، حوزه تمدنی ایرانی، جهان آسیای مرکزی، روسیه اوراسیایی و چین است. این همپوشانی تمدنی همگرایی را تسهیل میکند، اما جایگزین محاسبه قدرت و امنیت ملی نمیشود.
ایران، روسیه و چین در مسیر همکاری انرژی / آیا شانگهای میتواند به هاب انرژی اوراسیا تبدیل شود؟
در ادامه تحلیل خود از نشست شانگهای، طیبه محمدیکیا به موضوع همکاریهای انرژی میان اعضای این سازمان و نقش ایران در معادلات انرژی اوراسیا پرداخت.
وی با اشاره به جایگاه ایران در این ساختار اظهار داشت: ایران به سازمان نیاز دارد تا هزینه انزوا را کاهش دهد و خود را از دولت تحت محاصره به گره بازسازی و انرژی اوراسیا تبدیل کند. روسیه و چین به انرژی، کریدور و نفوذ ژئواکونومیک نیاز دارند.
این استاد روابط بینالملل درباره پیشنهاد ایران برای ایجاد کنسرسیوم انرژی شانگهای گفت: ایران در نشست وزرای انرژی شانگهای (خرداد 1405 / ژوئن 2026) پیشنویس اساسنامه کنسرسیوم انرژی اعضای سازمان را ارائه کرد. این پیشنهاد با استقبال کلی روبهرو شد، اما هنوز از سطح "پیشنویس سیاسی" به نهاد عملیاتی نرسیده است. وی تأکید کرد که مسیر واقعیتر در شرایط کنونی از همکاریهای موازی عبور میکند، نه الزاماً از تشکیل یک کنسرسیوم واحد.
به گفته محمدیکیا، تأمین مالی پروژههای بزرگ احتمالاً ترکیبی از خطوط اعتباری دوجانبه چین، قراردادهای تهاتر نفت در برابر زیرساخت، بانک توسعه شانگهای (در صورت راهاندازی) و در موارد محدود صندوق توسعه ملی ایران خواهد بود.
وی افزود: پکن از این موارد حمایت سیاسی میکند چون با ابتکار کمربند و جاده و امنیت انرژی چین همراستاست، اما سرمایه را مشروط به کنترل ریسک تحریم ثانویه و اولویت پروژههای قابل بیمه و قابل جداسازی از دلار میگذارد.
دلارزدایی در شانگهای واقعیت اقتصادی یا هدفی بلندمدت؟ / محدودیتهای گذار از نظام مالی دلاری
طیبه محمدیکیا در بخش دیگری از گفتوگوی خود با اسپوتنیک به موضوع دلارزدایی، ارزهای ملی و آینده همکاریهای مالی میان اعضای سازمان همکاری شانگهای پرداخت.
وی با بیان اینکه دلارزدایی همچنان یک دستورکار مهم در این سازمان است، گفت: دلارزدایی در شانگهای دستورکار تکراری است، نه رژیم کامل. در نظریه ثبات هژمونیک، ارز ذخیره بر عمق بازار، قابلیت تبدیل و اعتماد حقوقی استوار است. سازمان این سه را همزمان ندارد.
وی افزود: جنگ ایران انگیزه گریز از دلار را بالا برده، چون استفاده ابزاری آمریکا از سوئیفت و نظام مکاتبات بانکی، هزینه وابستگی را آشکار کرده است.
به گفته این کارشناس، خروجی واقعبینانه نشستها، تصویب یک رژیم کامل ضدتحریم نیست، بلکه حرکت به سمت تسویههای دوجانبه و چندجانبه با ارزهای ملی، گسترش پیمانهای پولی و اتصال گزینشی سامانهها خواهد بود.
محمدیکیا درباره موانع ایجاد یک واحد پولی مشترک نیز اظهار داشت:چین اولویت را بینالمللیکردن یوآن و تعمیق CIPS میداند. واحد محاسباتی فراملی اگر جایگاه یوآن را رقیق کند، با راهبرد پولی پکن در تضاد است.
وی همچنین تأکید کرد که اقتصادهای آسیای مرکزی همچنان در بسیاری از حوزهها به دلار وابستهاند و هند نیز در داخل سازمان یکی از عوامل محدودکننده اجماع است.
آینده شبکه مالی شانگهای از سپام و SPFS تا بانک توسعه سازمان / همکاری محدود اما رو به گسترش
در بخش پایانی گفتوگو، طیبه محمدیکیا به بررسی آینده زیرساختهای مالی سازمان همکاری شانگهای، نقش بانک توسعه سازمان و اتصال سامانههای مالی ایران، روسیه و چین پرداخت.
وی درباره بانک توسعه شانگهای اظهار داشت: در همین اجلاس، استفاده از بانک توسعه سازمان برای تأمین مالی پروژههای داخل ایران امکانپذیر نخواهد بود، چراکه این بانک هنوز در مرحله طراحی و مشورت قرار دارد و موجودیت حقوقی کامل پیدا نکرده است. با این حال، در افق میانمدت و بهصورت گزینشی و مشروط، امکان استفاده از ظرفیتهای این بانک برای برخی پروژههای اتصالپذیری چندکشوری وجود خواهد داشت.
به گفته وی، محتملترین مسیر، تأمین مالی پروژههای اتصالپذیری چندکشوری در حوزه حملونقل، برق و دیجیتال خواهد بود که ایران یکی از حلقههای آن باشد.
محمدیکیا درباره اتصال سامانههای مالی ایران و روسیه نیز گفت: ادغام دوجانبه ایران ـ روسیه از اتصال سهجانبه کامل با چین جلوتر است. سپام و SPFS به هم وصل شدهاند و بخشی از بانکهای ایرانی به شبکه پیامرسان روسیه دسترسی دارند.
وی در عین حال تأکید کرد که CIPS چین منطق متفاوتی دارد و پکن در اتصال کامل بانکهای تحت تحریم ایران به این شبکه، به دلیل نگرانی از ریسک تحریمهای ثانویه احتیاط میکند.
این استاد روابط بینالملل در جمعبندی نهایی خود گفت: جنگ 2026 ایران را به سوی ائتلافسازی بیشتر پیش رانده و شانگهای را به پناهگاه نسبی تبدیل کرده است، اما توزیع قدرت داخل سازمان اجازه تبدیل آن به سپر کامل ضدتحریم را نمیدهد. چین موازنه میان همراهی با تهران و حفظ منافعش در خلیج فارس را حفظ میکند. روسیه از ایران بهعنوان شریک تحت فشار و حلقه کریدور بهره میبرد. همچنین آسیای مرکزی مسیر ایران را نگه میدارد، بیآنکه تمامقد زیر چتر تحریم برود.