گزارش و تحلیل

وقت آویزان کردن سگ ها است

© telegram ir_sputnikترامپ: پوتین با آزادی گیلمن، شهروند آمریکا به دلایل بشردوستانه و بدون مبادله وی با یک زندانی روسی، موافقت کرد
ترامپ: پوتین با آزادی گیلمن، شهروند آمریکا به دلایل بشردوستانه و بدون مبادله وی با یک زندانی روسی، موافقت کرد - اسپوتنیک ایران  , 1920, 17.08.2026
اشتراک
ایالات متحده یک جنگ تمام عیار بر علیه ایران راه انداخت اما بر عکس تصوراتش با شکست مفتضحانه مواجه شد.
بله با جسارت می توان اتفاقی که برای ارتش آمریکا رخ داد را یک شکست مفتضحانه تلقی کرد که در تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد و این حرفی نیست که بنده به عنوان یک ایرانی می زنم بلکه حتی کارشناسان آمریکایی نیز به این امر اذعان دارند.
در چنین شرایطی به نظر نمی آید رئیس جمهوری آمریکا با شخصیتی که دارد حاضر باشد به چنین شکستی تن دهد و به این دلیل بسیاری باور دارند که وی ترجیح می دهد که هر آنچه از دست اش بر می آید انجام دهد تا این شکست در تاریخ به نام او ثبت نشود.
طبق آمار، امروزه چیزی حدود 84% آمریکایی ها باور دارند که این جنگ برای آمریکا نیست و هیچ سودی برای آمریکا ندارد.

البته اکثریت آمریکایی ها اسرائیل را متهم می کنند که پای آمریکا را به این جنگ کشیده و به این دلیل ماجرا به مخالفت با جنگ محدود نشده بلکه فضای مخالفت و انزجار از اسرائیل را به شدت در آمریکا بالا برده تا حدی که خود ترامپ هم در یکی از مصاحبه هایش هفته گذشته مجبور شده که اظهار دارد مخالفت با لابی صهیونیستی در آمریکا به شکل بی سابقه ای افزایش یافته.
اصلی ترین دلیل شکست آمریکا در جنگ هم مقاومت و وحدت ملی مردم ایران بود که برای دشمن قابل باور نبود.
معمولا وقتی جنگی اتفاق می افتد دشمن همیشه روی عوامل داخلی حساب می کند تا بتواند کشور را به هم بریزد و به یک پیروزی سریع برسد و اگر عوامل داخلی کمک نکنند امکان ندارد دشمن هر چه قدر قدرتمند باشد بتواند در جنگ ای پیروز شود.
سابقه هم در همه جنگ های تاریخی چنین چیزی را نشان داده و در شرایطی که وحدت ملی و مقاومت داخلی وجود داشته حتی آمریکا هم با آن همه عظمت نیروی نظامی اش نتوانسته به نتیجه برسد.
بر عکس تصور آمریکایی ها و اسرائیلی ها وقتی آنها به ایران حمله کردند همه مردم ایران در مقابله با دشمن یک دست شدند، آنها شدید ترین حملات خود را متمرکز شهر تهران نمودند تا روحیه پایتخت نشینان را حد اقل بشکنند اما هیچ موفقیتی در این زمینه کسب نکردند.
آنچه برای آنها قابل تعجب بود حتی مخالفین نظام حاکمیتی ایران وقتی بحث وحدت ملی و موجودیت ایران به میان آمد همه آمدند پشت نظام و پشت نیروهای مسلح ایران قرار گرفتند و از وحدت ملی و موجودیت ایران دفاع کردند و حتی بسیاری موضع عوض کردند و اعلام کردند که در مخالفت با نظام اشتباه کرده بودند و حالا متوجه شدند که گول تبلیغات آمریکایی ها و اسرائیلی ها را خورده اند.
دشمنان ایرانزمین بیش از 400 رسانه ضد ایرانی ایجاد کرده بودند که فضای تفرقه بر انگیز را به جامعه تزریق کنند اما با کمال تعجب وقتی بحث وحدت ملی و موجودیت ایران به میان آمد حتی این رسانه ها هم مجبور شدند عقب نشینی کنند (بجز برخی که اصلا ایرانی نیستند وفقط فارسی زبان در آنها کار می کنند) چون دیدند که فضای ملی گرایی ایران اوج گرفته و اگر در سمت دشمن بایستند ایرانی ها آنها را ریز ریز می کنند.
به این دلیل به نظر می رسد که آمریکایی ها تلاش دارند جنگ را روی تاثیر گذاری بر محور داخلی و شکستن وحدت ملی ایرانی ها متمرکز کنند تا بتوانند به اهداف شوم خود برستند.
در این راستا قطعا آنها روی چند محور حساب می کنند.
یکی محور جنگ رسانه ای و روانی و استفاده از مزدورانی که به عنوان کارشناس و صاحب نظر و... در رسانه های جمعی و گروهی تلاش می کنند وحدت ملی ایرانی ها را بشکنند و دل آنها را خالی کنند.
دوم استفاده از مزدوران نفوذی داخل سیستم دولتی که تصمیماتی می گیرند که مردم را از حاکمیت ناراضی کند و موجبات ایجاد تفرقه میان مردم گردند.
سوم استفاده از افراد سودجو که برای رسیدن به منافع شخصی تلاش میکنند از فرصت سوء استفاده و موج سواری کنند.
چهارم تلاش برای ایجاد فتنه های داخلی به اشکال مختلف.
گویند زمانی حاکمی که کشورش در حال ورشکستگی مالی بود به بیابان زد تا فکری کند، شب شد و راه برگشت را پیدا نمی کرد، درب کلبه ای را زد و از صاحب کلبه سرپناه خواست، صاحب کلبه هم با کمال میل وی را پذیرفت و از او پذیرایی فراوان کرد بدون اینکه بداند وی حاکم است.
صبح که شد حاکم خواست برود دید صاحب خانه که یک چوپان بود یک سگ نگهبان را آویزان کرده.
خودش را معرفی کرد واز او سوال کرد جرم او چیست؟
چوپان پاسخ داد مفصل است و شما راهی طولانی دارید یک وقت دیگری توضیح می دهم.
حاکم رفت اما همه اش این ماجرا در سر او بود و دستور داد چوپان را به کاخ او بیاورند و وقتی چوپان وارد شد وی را شناخت.
از او سوال کرد که ماجرای سگ را برایم توضیح بده، چوپان خودداری کرد و گفت اگر خواستی توضیح دهم یک هفته مرا جای خود بنشان وبعد توضیح می دهم.
حاکم عصبانی شد و دستور داد وی را بیرون کنند چون به احترام میزبانی اش نمی توانست او را زندان کند.
مدت ها گذشت و ماجرای سگ از ذهن حاکم بیرون نمی رفت.
دوباره چوپان را خواست و دوباره همان صحبت میان آنها رد و بدل شد.
در نهایت حاکم پذیرفت و دستور داد چوپان تا یک هفته مسئولیت حکومت را در است داشته باشد.
از همان لحظه اول چوپان دستور داد همه درباریان را زندان کنند و اموال آنها را مصادره کرد و به خزانه ریخت.
به آنهایی که به بهانه های مختلف از حکومت پول می گرفتند هم اعلام کرد که دیگر پولی در کار نیست.
آنها سعی کردند با عوامل خود درون حکومت تماس بگیرند ولی دیدند همه در زندان هستند.
هفته بعد حاکم برگشت دید خزانه پر شده.
خوشحال شد و از چوپان خواست که در کنارش بماند و فقط توضیح دهد ماجرای سگ چه بود.
چوپان گفت گرگ ها و سگ های وحشی مدام به گله من می زدند.
چند سگ نگهبان خریدم تا جلوی حمله گرگ ها و سگ ها را بگیرند حمله گرگ ها و سگ ها متوقف شد اما هر روز یک گوسفند از گوسفندانم نا پدید می شد.
شبی پنهان شدم تا ببینم چه اتفاقی رخ می دهد دیدم این سگ یکی از گوسفندان را خودش کشت و برد جایی دورتر با دوستانش خوردند.
این سگ را گرفتم و آویزان کردم تا عبرتی بشود برای دیگر سگ ها.
از آن پس دیگر سگ های گله حواسشان را جمع کردند تا مبادا آنها هم آویزان شوند و نه گرگی به گله من حمله می کرد و نه گوسفندی کم می شد.
فراموش نکنید آمریکایی ها هم الان روی سگ هایشان حساب باز کرده اند.

نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала