گزارش و تحلیل

غرامت در برابر هرمز/ چه کسی هزینه جنگ را می‌پردازد؟

© telegram ir_sputnikتنگه هرمز
تنگه هرمز - اسپوتنیک ایران  , 1920, 11.08.2026
اشتراک
سید مرتضی حافظی، دکتری علوم سیاسی در گفت‌وگو با اسپوتنیک اظهار داشت: تحولات اخیر نشان می‌دهد که رویارویی ایران و آمریکا به‌تدریج از میدان نظامی به عرصه چانه‌زنی بر سر هزینه‌ها و خسارت‌ها منتقل شده است. ترامپ می‌گوید ایران باید بابت تلفات و خسارت‌هایی که آمریکا به نقش تهران در غزه، لبنان، سوریه و یمن مرتبط می‌داند، هزینه بپردازد.
وی در ادامه افزود، ایران در برابر این مطالبه، یک برگ متفاوت در اختیار دارد که آن تنگه هرمز است. تهران بازگشایی کامل این مسیر را به مطالبات خود، از جمله پایان فشار نظامی و اقتصادی و جبران خسارت‌های جنگ، مرتبط کرده است. اکنون هرمز دیگر تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست. هر اتفاقی در این تنگه می‌تواند بر بازار انرژی، قیمت نفت و هزینه حمل‌ونقل اثر بگذارد و دامنه بحران را از منطقه فراتر ببرد.
ایران دقیقاً روی همین نقطه حساب می‌کند. اگر این منطق ادامه پیدا کند، اختلاف دو کشور دیگر فقط بر سر حمله و پاسخ نظامی نخواهد بود؛ هر طرف تلاش می‌کند فهرستی از خسارت‌های خود روی میز بگذارد و طرف مقابل را مسئول پرداخت آن بداند. در چنین شرایطی، غرامت می‌تواند به جای آنکه بخشی از راه‌حل باشد، به یک ابزار فشار در مذاکرات تبدیل شود.

حافظی تصريح کرد، آمریکا می‌تواند از قدرت نظامی خود استفاده کند، اما نمی‌تواند به آسانی پیامدهای اقتصادی یک بحران طولانی در هرمز را کنترل کند. با این حال، تهران هم نباید تصور کند که این کارت بدون هزینه است. باید اذعان کرد که ادامه محدودیت در هرمز می‌تواند کشورهای مصرف‌کننده انرژی را علیه ایران قرار دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد کشور وارد کند. بنابراین هرمز یک اهرم مهم برای مذاکره است، اما استفاده نادرست از آن می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. ایران اگر بخواهد از کارت هرمز امتیاز بگیرد، باید میان فشار بر آمریکا و هزینه‌هایی که ممکن است متوجه خودش شود، تعادل را حفظ کند؛ چون این اهرم هرچه مؤثرتر باشد، استفاده نادرست از آن هم می‌تواند پرهزینه‌تر باشد.

این کارشناس خاطرنشان کرد، در سوی دیگر، آمریکا با یک صورت‌حساب سنگین روبه‌روست. رقم حدود 13 میلیارد دلار هزینه رویارویی با ایران، حتی اگر همه هزینه‌های جنگ را شامل نشود، نشان می‌دهد که ادامه درگیری برای واشنگتن ارزان تمام نمی‌شود. مهمات، سوخت، استقرار نیروها، عملیات هوایی، پشتیبانی و جایگزین‌کردن تجهیزات مصرف‌شده، هزینه‌هایی هستند که با طولانی‌شدن جنگ بیشتر می‌شوند.

بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که آمریکا تاکنون چقدر هزینه کرده است. سؤال اصلی برای واشنگتن این است که هزینه‌ای که تاکنون برای رویارویی با ایران پرداخت شده، چه دستاورد مشخصی داشته و ادامه آن چه هزینه‌ای ایجاد خواهد کرد. به همین دلیل، غرامت در برابر هرمز را می‌توان یک چارچوب واقعی برای چانه‌زنی دانست که آمریکا در پی کاهش هزینه‌های مالی و تثبیت دستاوردهای نظامی خود است و ایران به دنبال کاهش فشار اقتصادی، جبران خسارت و گرفتن تضمین برای پایان حملات و تحریم‌هاست.

حافظی در پایان اذعان داشت، نقطه تعیین‌کننده این خواهد بود که هر طرف تا چه حد حاضر است از مطالبه اولیه خود عقب‌نشینی کند. اگر واشنگتن بر دریافت غرامت اصرار کند و تهران نیز بازگشایی هرمز را منوط به دریافت امتیازهای مشخص بداند، توافق بدون یک سازوکار مرحله‌ای برای حل اختلافات مالی و امنیتی بسیار دشوار خواهد بود. ادامه این وضعیت می‌تواند به یک بازی دوسرباخت برای هر دو طرف تبدیل شود. هرچه رویارویی طولانی‌تر شود، هزینه‌های نظامی و اقتصادی بالاتر می‌رود و فرصت رسیدن به یک راه‌حل سیاسی هم کمتر می‌شود. آمریکا با ادامه فشار، با هزینه‌های فزاینده جنگ و تبعات اقتصادی آن روبه‌رو خواهد شد و ایران نیز زیر فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی، فضای مانور کمتری خواهد داشت. در چنین شرایطی، گذشت زمان لزوماً برگ برنده هیچ‌کدام نیست؛ ممکن است هر دو طرف آن‌قدر درگیر افزایش هزینه‌ها شوند که وقتی دوباره به میز مذاکره برمی‌گردند، امتیازهای کمتری برای معامله در اختیار داشته باشند.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала