گزارش و تحلیل

کارشناس: در سیاست خارجی ایران یک اصل نانوشته ولی محوری هست "امنیت برای همه یا امنیت برای هیچ کس"

© telegram ir_sputnikکارشناس: در سیاست خارجی ایران یک اصل نانوشته ولی محوری هست "امنیت برای همه یا امنیت برای هیچ کس"
کارشناس: در سیاست خارجی ایران یک اصل نانوشته ولی محوری هست امنیت برای همه یا امنیت برای هیچ کس - اسپوتنیک ایران  , 1920, 05.08.2026
اشتراک
سیدمجتبی جلالزاده، تحلیلگر سیاست خارجی و مسایل بین‌المللی در گفته گو با خبرگزاری اسپوتنیک به سوالات جاری درباره احتمال بازگشایی تنگه هرمز و اظهارات ترامپ پاسخ داد.
سیدمجتبی ‌جلال‌زاده | تحلیلگر سیاست خارجی و مسائل بین‌الملل:
علاوه بر این، ادعا کرد که ایران از او خواهش می کند تا آمریکا حمله نکند. ترامپ هم بیان کرد که تصمیم گرفت به ایران فرصت دومی بدهد. این اظهارات نشانه چه چیزی می تواند باشد؟ انتظار چه چیزی باید باشیم؟ آیا ترامپ برنامه ایی دارد؟
اظهارات ترامپ را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد. نخست، نباید سخنان اخیر او را صرفاً بازتاب واقعیت‌های پشت پرده دیپلماتیک دانست. این اظهارات در چارچوب "دیپلماسی اجبار" و شیوه شناخته‌شده ترامپ در مذاکره نیز معنا پیدا می‌کنند.
بخش مهمی از روایت ترامپ، مبنی بر اینکه ایران از او خواسته است حمله نکند، هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده و مقام‌های ایرانی نیز آن را تکذیب کرده‌اند. آنچه منابع معتبر تأیید کرده‌اند، این است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه قطر، عربستان سعودی و امارات، از ترامپ خواسته‌اند حمله جدیدی انجام ندهد و به دیپلماسی فرصت بدهد. بنابراین، تعبیر "خواهش" یا "درخواست ایران" را بیش از آنکه گزارشی بی‌طرفانه از روند مذاکرات بدانیم، باید بخشی از روایت پیروزمندانه ترامپ تلقی کنیم. این سخنان تا حد زیادی مصرف داخلی دارند و قرار است تصویری از ترامپ به‌عنوان رهبری قدرتمند و مسلط ارائه دهند.
ترامپ ایران را تهدید به حمله در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز کرد - اسپوتنیک ایران  , 1920, 05.08.2026
ترامپ ایران را تهدید به حمله در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز کرد
دوم، ترامپ اکنون با یک تناقض راهبردی روبه‌روست. آمریکا از توان نظامی لازم برای ضربه‌زدن برخوردار است، اما هنوز به اهداف اعلام‌شده خود نرسیده است؛ اهدافی مانند پایان‌دادن به مسئله هسته‌ای، مهار توان موشکی ایران و بازگرداندن کامل جریان کشتیرانی در تنگه هرمز. در همین حال، ادامه جنگ هزینه‌های اقتصادی، تسلیحاتی و سیاسی فزاینده‌ای به واشنگتن تحمیل می‌کند. به همین دلیل، ترامپ ناچار است هرگونه عقب‌نشینی از حمله را نه نشانه ناتوانی، بلکه فرصتی معرفی کند که از موضع قدرت به طرف مقابل داده شده است.
سوم، به نظر می‌رسد ترامپ برنامه‌ای دومرحله‌ای در نظر دارد. او صریحاً گفته است که مرحله نخست به بازگشایی تنگه هرمز و مرحله دوم به موضوع هسته‌ای اختصاص خواهد داشت. بنابراین، می‌توان از وجود یک برنامه تاکتیکی مشخص سخن گفت؛ اما هنوز نشانه‌ای از شکل‌گیری چارچوبی جامع و مورد توافق برای پایان جنگ دیده نمی‌شود. به بیان دقیق‌تر، ترامپ برای فشار و معامله راهبرد دارد، اما هنوز نقشه راه پایداری برای صلح ارائه نکرده است.
برنامه اصلی او احیای سیاست "فشار حداکثری" است، اما نه لزوماً با هدف آغاز یک جنگ همه‌جانبه یا تغییر حکومت. ترامپ تمایلی به ورود به جنگی کلاسیک و فرسایشی در خاورمیانه ندارد، زیرا چنین جنگی هم با دکترین "اول آمریکا" در تضاد است و هم هزینه‌های مالی و انسانی سنگینی به همراه دارد؛ هزینه‌هایی که او همواره از پذیرش آن‌ها اکراه داشته است. در مقابل، می‌کوشد با فلج‌کردن اقتصاد ایران، تهران را در موقعیتی ضعیف‌تر به پای میز مذاکره بکشاند و در نهایت توافقی تازه را به نام خود ثبت کند؛ توافقی که جایگزین برجام شود.
ادامه مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز - اسپوتنیک ایران  , 1920, 04.08.2026
ادامه مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز
وضعیت جاری در تنگه هرمز منجر چه چیزی می تواند باشد؟ آیا این موضوع موجب ازسرگیری عوامل جنگی از طرف آمریکا می تواند شود؟
تنگه هرمز صرفاً یک آبراه محلی نیست؛ این تنگه یکی از شریان‌های اصلی اقتصاد انرژی جهان است و توازن امنیتی در آن همواره شکننده بوده است.
با توجه به اطلاعات موجود، ارزیابی من این است که ادامه تنش‌ها به نظامی‌ترشدن منطقه، افزایش حضور ناوگان‌های غربی و جهش هزینه بیمه کشتیرانی منجر خواهد شد. مجموعه این عوامل مستقیماً بر قیمت جهانی نفت و نرخ تورم در کشورهای غربی اثر می‌گذارد.
ایالات متحده، چه در دوره دولت‌های دموکرات و چه در دوره جمهوری‌خواهان، به‌شدت از گشودن یک جبهه مستقیم و فرسایشی دیگر در خاورمیانه پرهیز کرده است. اقدام نظامی آمریکا تنها زمانی محتمل خواهد بود که یکی از خطوط قرمز قطعی واشنگتن نقض شود؛ برای نمونه، تنگه هرمز به‌طور کامل و فیزیکی بسته شود یا نیروهای آمریکایی هدف قرار گیرند و کشته شوند. حتی در چنین وضعیتی نیز به احتمال زیاد واکنش آمریکا به حملات تاکتیکی و محدود علیه زیرساخت‌ها منحصر خواهد ماند، نه آغاز یک جنگ تمام‌عیار.
آمریکا بر اساس دکترین کارتر و سیاست‌هایی که پس از آن شکل گرفت، آزادی کشتیرانی و جریان آزاد انرژی در خلیج فارس را بخشی از امنیت ملی خود تعریف کرده است. از این منظر، بسته‌شدن کامل و طولانی‌مدت تنگه هرمز از سوی ایران، به‌طور قطع با واکنش نظامی مستقیم و ائتلافی آمریکا روبه‌رو خواهد شد؛ واکنشی که ممکن است متحدان غربی و منطقه‌ای واشنگتن نیز در آن مشارکت کنند. بااین‌حال، تا زمانی که تنش در سطحی کنترل‌شده باقی بماند، آمریکا ترجیح خواهد داد به‌جای ورود به جنگی فراگیر، از ابزارهایی مانند حضور بازدارنده ناوگان دریایی و تحریم استفاده کند.
رسانه: نفوذ ایران در تنگه هرمز قدرتمندتر از سلاح اتمی است - اسپوتنیک ایران  , 1920, 05.08.2026
رسانه: توافق احتمالی ایران و عمان درباره تنگه هرمز ارتباطی با بازگشایی فوری ندارد
آقای دکتر اسماعیل بقایی گفت که ایران تصمیم بازگشایی تنگه هرمز تحت تهدیدات و تندگویی نمی گیرد. چه شرایطی باید بارآورده شود تا بازگشایی تنگه هرمز برای همه کشورها امکان پذیر باشد؟
موضع اسماعیل بقایی را می‌توان بازتاب دکترین امنیتی ایران دانست. در سیاست خارجی جمهوری اسلامی یک اصل نانوشته، اما محوری وجود دارد: "امنیت برای همه یا امنیت برای هیچ‌کس."
در سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه، تمایز مهمی دیده می‌شود. توافق ایران و عمان بر سر مسیر جدید، "شرط لازم" برای بازگشایی است، اما به‌تنهایی "شرط کافی" محسوب نمی‌شود. به گفته او، از نگاه ایران، بسته‌شدن تنگه صرفاً نتیجه یک اختلاف فنی با عمان نبوده است؛ بلکه با حملات آمریکا، محاصره دریایی و استفاده امنیتی از این آبراه علیه ایران ارتباط دارد.
ایران صریحاً اعلام کرده است که تحت فشار راهبرد ارعاب یا "دیپلماسی اجبار" امتیاز نخواهد داد. از نگاه تهران، برای اینکه تردد در تنگه هرمز و خلیج فارس به وضعیت عادی بازگردد و از سایه تهدید خارج شود، باید چند شرط اساسی، با توجه به مواضع ایران و قواعد بین‌المللی، محقق شود:
۱. تغییر ادبیات دیپلماتیک: زبان تهدید و تحریم باید جای خود را به دیپلماسی مبتنی بر احترام متقابل بدهد.
۲. رفع محدودیت‌های اقتصادی: حقوق اقتصادی ایران، به‌ویژه امکان صادرات آزادانه نفت و دسترسی به درآمدهای ارزی، باید تأمین شود. از نگاه تهران، وقتی ایران نتواند نفت خود را صادر کند، نه انگیزه‌ای برای تضمین امنیت انتقال نفت رقبای خود خواهد داشت و نه الزامی در این زمینه احساس خواهد کرد.
۳. امنیت درون‌زا: جایگاه هژمونیک و نقش امنیتی ایران در منطقه خلیج فارس باید به رسمیت شناخته شود و حضور نظامی نیروهای فرامنطقه‌ای، به‌ویژه آمریکا و متحدانش، کاهش یابد.
چه اتفاقی یا چه وضعیتی می توانند کشورها را به تحقق این شرایط نزدیک کنند؟
حرکت کشورها به‌سوی عادی‌سازی روابط و کاهش تنش، معمولاً به یک "شوک سیستمی" یا میانجی‌گری مؤثر قدرت‌های بانفوذ نیاز دارد. با توجه به شرایط کنونی، محتمل‌ترین نتیجه در کوتاه‌مدت نه دستیابی به صلحی جامع است و نه وقوع جنگی تمام‌عیار؛ بلکه احتمال شکل‌گیری توافقی موقت، شکننده و مرحله‌ای درباره تنگه هرمز بیشتر است.
خطر جنگ زمانی افزایش می‌یابد که یکی از طرف‌ها بخواهد امتیاز نهایی را پیشاپیش و بدون ارائه تضمینی متقابل دریافت کند. کشورهای همسایه در مدیریت این بحران نقش مهمی دارند. اگر دولت آینده آمریکا فشارها را تشدید کند، احتمالاً کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به‌سمت میانجی‌گری و تنش‌زدایی خواهند رفت و لزوماً با سیاست فشار واشنگتن همراه نخواهند شد. البته این رویکرد را نیز نباید قطعی یا دائمی دانست.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала