از کمبود مهمات تا بمباران زیرساختها، سناریوهای پرخطر واشنگتن در سایه کاهش ذخایر پاتریوت

© telegram ir_sputnik
اشتراک
امیرمحسن هادیان، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با اسپوتنیک، نخستین پیامد کاهش ذخایر موشکهای پاتریوت آمریکا را تضعیف سپر دفاع هوایی واشنگتن و متحدانش در منطقه دانست و چنین اظهار داشت:
نخستین و مهمترین پیامد کاهش ذخایر موشکهای پاتریوت آمریکا در رویارویی با ایران، تضعیف لایه اصلی سپر دفاع هوایی آمریکا و متحدانش در منطقه خواهد بود. با توجه به مصرف حدود نیمی از کل ذخایر این موشکها در هفتههای ابتدایی جنگ و نیاز به دو سال تولید برای جبران این میزان، عملا شکاف بزرگی در پوشش آسمان پایگاهها و نیروهای آمریکایی ایجاد میشود.
به گفته وی، کاهش توان دفاعی آمریکا میتواند موازنه میدان را نیز تغییر دهد. هادیان افزود: این آسیبپذیری به ایران این امکان را میدهد که با کاهش هزینههای حمله، حملات موشکی و پهپادی خود را با شدت بیشتری علیه اهداف نظامی ادامه دهد، چرا که میداند گزینههای دفاعی آمریکا و متحدانش محدود شده است و احتمال عبور و اصابت موشکهای ایرانی افزایش یافته است.
هادیان در ادامه با اشاره به تبعات نظامی این کمبود، از محدود شدن گزینههای راهبردی واشنگتن سخن گفت و تصریح کرد: همچنین در گزینههای راهبردی و نظامی واشنگتن برای مدتی، حداقل در کوتاهمدت، محدودیت ایجاد میشود. با خالی شدن انبارهای پاتریوت، آمریکا دیگر نمیتواند مانند قبل دست به عملیات تهاجمی گسترده علیه اهداف نظامی بزند، زیرا توانایی آمریکا در محافظت از نیروهای خود در برابر حملات متقابل کاهش یافته است. همین کمبود مهمات پیشرفته، یکی از دلایل توقف حملات جدید آمریکا بوده است.
در این شرایط، فرماندهان نظامی مجبور به اتخاذ رویکردی محافظهکارانهتر شده و قابلیت پاسخدهی سریع و همهجانبه به تحرکات ایران به شدت کاهش مییابد و عملا ایران ابتکار عمل بیشتری در میدان نبرد به دست میآورد. اما همین نکته استراتژیستهای نظامی آمریکایی را به سمت راهکارهایی مانند بمباران فرشی یا هدف قرار دادن زیرساختها و ارکان اقتصادی و انرژی ایران میبرد که ناقض قوانین بینالمللی حاکم بر جنگ است.
این کارشناس در پایان، پیامدهای فرامنطقهای این بحران را مورد توجه قرار داد و خاطرنشان کرد: این بحران ذخایر، آسیب جدی به اعتبار و تعهدات جهانی آمریکا وارد میکند. همزمانی جنگ آمریکا علیه ایران و حمایت آمریکا از اوکراین، تقاضا را به شدت از عرضه سالانه حدود ۶۰۰ موشک PAC-3 فراتر برده و بازسازی کامل ذخایر آمریکا چند سال زمان نیاز دارد. این وضعیت، آمریکا را در موقعیتی قرار میدهد که نه تنها نمیتواند به تعهدات خود در قبال متحدان کلیدی مانند اسرائیل عمل کند یا از اوکراین حمایت کاملی کند، بلکه مجبور است منابع را از یک جبهه به جبهه دیگر منتقل کند، چنانچه در جنگ با ایران و جبهه اوکراین دیده میشود.
اتمام پاتریوتها در کوتاهمدت توانایی آمریکا را برای مدیریت همزمان چند بحران، به چالش بزرگی تبدیل میکند و آمریکا و اوکراین را به سمت حملات زیرساختی علیه ایران و روسیه میبرد.
به گفته وی، کاهش توان دفاعی آمریکا میتواند موازنه میدان را نیز تغییر دهد. هادیان افزود: این آسیبپذیری به ایران این امکان را میدهد که با کاهش هزینههای حمله، حملات موشکی و پهپادی خود را با شدت بیشتری علیه اهداف نظامی ادامه دهد، چرا که میداند گزینههای دفاعی آمریکا و متحدانش محدود شده است و احتمال عبور و اصابت موشکهای ایرانی افزایش یافته است.
هادیان در ادامه با اشاره به تبعات نظامی این کمبود، از محدود شدن گزینههای راهبردی واشنگتن سخن گفت و تصریح کرد: همچنین در گزینههای راهبردی و نظامی واشنگتن برای مدتی، حداقل در کوتاهمدت، محدودیت ایجاد میشود. با خالی شدن انبارهای پاتریوت، آمریکا دیگر نمیتواند مانند قبل دست به عملیات تهاجمی گسترده علیه اهداف نظامی بزند، زیرا توانایی آمریکا در محافظت از نیروهای خود در برابر حملات متقابل کاهش یافته است. همین کمبود مهمات پیشرفته، یکی از دلایل توقف حملات جدید آمریکا بوده است.
در این شرایط، فرماندهان نظامی مجبور به اتخاذ رویکردی محافظهکارانهتر شده و قابلیت پاسخدهی سریع و همهجانبه به تحرکات ایران به شدت کاهش مییابد و عملا ایران ابتکار عمل بیشتری در میدان نبرد به دست میآورد. اما همین نکته استراتژیستهای نظامی آمریکایی را به سمت راهکارهایی مانند بمباران فرشی یا هدف قرار دادن زیرساختها و ارکان اقتصادی و انرژی ایران میبرد که ناقض قوانین بینالمللی حاکم بر جنگ است.
این کارشناس در پایان، پیامدهای فرامنطقهای این بحران را مورد توجه قرار داد و خاطرنشان کرد: این بحران ذخایر، آسیب جدی به اعتبار و تعهدات جهانی آمریکا وارد میکند. همزمانی جنگ آمریکا علیه ایران و حمایت آمریکا از اوکراین، تقاضا را به شدت از عرضه سالانه حدود ۶۰۰ موشک PAC-3 فراتر برده و بازسازی کامل ذخایر آمریکا چند سال زمان نیاز دارد. این وضعیت، آمریکا را در موقعیتی قرار میدهد که نه تنها نمیتواند به تعهدات خود در قبال متحدان کلیدی مانند اسرائیل عمل کند یا از اوکراین حمایت کاملی کند، بلکه مجبور است منابع را از یک جبهه به جبهه دیگر منتقل کند، چنانچه در جنگ با ایران و جبهه اوکراین دیده میشود.
اتمام پاتریوتها در کوتاهمدت توانایی آمریکا را برای مدیریت همزمان چند بحران، به چالش بزرگی تبدیل میکند و آمریکا و اوکراین را به سمت حملات زیرساختی علیه ایران و روسیه میبرد.