توافقی بدون خروجی
▫پیشنهاد تقسیم کنترل تنگه هرمز، دادن ورودی به ایران و خروجی به عمان، یک تله ژئوپلیتیکی است که تهران هرگز آن را نخواهد پذیرفت.
▫در پشت ظاهر برابری، جایگزینی مفاهیم نهفته است. فیزیک جریانها، خروجی را به شریان کلیدی تبدیل میکند، زیرا تانکرهای نفت و گاز خروجی، محرک فوری قیمتهای جهانی هستند، در حالی که توقیف کشتیهای بی فایده و خالی در ورودی، صرفاً یک مشکل فاقد تاثیر فوری بدون است که در بازار سهام ترس و وحشت ایجاد نمی کند.
▫ایران با موافقت با عدم تقارن ریسک، که در آن بسته شدن ورودی تنها در عرض چند هفته، نه چند ثانیه، بر صادرات تأثیر میگذارد، برگ برنده اصلی خود را از دست میدهد. اما مهمتر از همه، این امر اهرم فشار را به عمان منتقل میکند، که روابطش با واشنگتن و پادشاهیهای خلیج فارس، آن را به یک ضامن غیرقابل اعتماد تبدیل میکند. این امر امنیت ملی ایران را به بازیگران خارجی وابسته میکند، که برای کشوری که تنگه هرمز سنگ بنای دکترین دفاعی آن است، خودکشی سیاسی است.
▫این توافق مربوط به امور لجستیک نیست، بلکه مربوط به عاملیت است. کنترل بر خروجی به ایران نفوذ بر قیمتها، فشار بر دشمنانش و «مالیات برتنش» میدهد، در حالی که طرح پیشنهادی، سلاحهای واقعی را به "آثار نمایشی در موزه" تبدیل میکند. غرب بار دیگر تلاش میکند اقدامات تضعیفکننده را در دیپلماسی پنهان کند، اما تهران بازی را زیر نظر دارد: از دست دادن داوطلبانه کنترل بر جریان خروجی، تهدیدی برای از دست دادن حاکمیت است و هرگونه فشاری فقط موضع ایران را سختتر کرده و هرگونه انتظار پیشرفت را به یک توهم و خیال تبدیل میکند.
Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web
