کارشناس: حمله به جنوب ایران پیامی همزمان به تهران و مسکو است

© telegram ir_sputnik
اشتراک
حمله اخیر آمریکا به مناطقی در جنوب ایران، بهویژه جزیره قشم و حومه تأسیسات هستهای بوشهر، ابعاد تازهای به تنشهای منطقهای بخشیده است.
به باور کارشناسان، این اقدام تنها در چارچوب تقابل مستقیم واشنگتن و تهران قابل تحلیل نیست، بلکه حامل پیامهایی راهبردی برای روسیه نیز هست که میتواند بر آینده همکاریهای تهران و مسکو و معادلات امنیتی منطقه تأثیرگذار باشد.
سجاد قیطاسی، تحلیلگر سیاسی غرب آسیا، در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: حمله اخیر آمریکا به مناطقی از جمله جزیره قشم و بوشهر را باید فراتر از یک اقدام تلافیجویانه صرف برای پاسخ به حملات ایران به پایگاههای اردن تحلیل کرد. این حملات، به ویژه با هدف قرار دادن حومه تأسیسات هستهای بوشهر، یک پیام دوگانه و حسابشده را به همراه دارد که هم متوجه تهران است و هم مسکو.
وی درباره اهداف این حملات گفت: آمریکا با هدف قرار دادن جنوب ایران، از جمله مناطقی مثل قشم و بوشهر، در تلاش است تا خطوط دفاعی و زیرساختهای حیاتی ایران را تضعیف کند. این حملات صرفاً نظامی نیستند و به عنوان بخشی از یک کارزار فشار همهجانبه برای وادار کردن ایران به عقبنشینی در موضوعات هستهای و منطقهای طراحی شدهاند. همانطور که تحلیلها نشان میدهد، آمریکا به دنبال مختل کردن شبکه لجستیکی و توان پاسخدهی نظامی ایران است، اما ایران با استراتژی بازدارندگی فعال و هدف قرار دادن فرماندهی و کنترل آمریکا، این فشار را پاسخ داده است.
قیطاسی در ادامه با اشاره به پیام این حملات برای روسیه تصریح کرد: نکته کلیدی در این حملات، وقوع آنها در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر است. روسیه به عنوان شریک راهبردی و سازنده این نیروگاه، بارها نسبت به حملات به این تأسیسات هشدار داده و آن را غیرقابل قبول خوانده است، چرا که این حملات نه تنها ایمنی پرسنل روسی را به خطر میاندازد، بلکه میتواند فاجعهای زیستمحیطی برای کل منطقه ایجاد کند.
وی افزود: از این منظر، حمله در مجاورت بوشهر، پیامی به مسکو است. آمریکا با این اقدام عملاً به روسیه میگوید که همکاری استراتژیک با ایران هزینههای خاص خود را دارد و نمیتواند از تعهداتش در برابر این همکاری، در امان بماند. این یک هشدار عملی برای کاهش حمایتهای روسیه، چه در حوزه هستهای و چه در حوزه نظامی، محسوب میشود.
این تحلیلگر سیاسی غرب آسیا در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع باید گفت آمریکا با نزدیک کردن حملات به تأسیسات هستهای، قواعد بازی را تغییر داده و ریسک یک درگیری بزرگتر را افزایش میدهد. این اقدام اگرچه برای اعمال فشار حداکثری بر ایران و آزمودن عزم روسیه طراحی شده، اما بازی با آتش محسوب میشود. در شرایطی که ایران پایداری خود را نشان داده، ادامه این مسیر میتواند منطقه را به سمت یک بحران غیرقابل کنترل سوق دهد.
سجاد قیطاسی، تحلیلگر سیاسی غرب آسیا، در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: حمله اخیر آمریکا به مناطقی از جمله جزیره قشم و بوشهر را باید فراتر از یک اقدام تلافیجویانه صرف برای پاسخ به حملات ایران به پایگاههای اردن تحلیل کرد. این حملات، به ویژه با هدف قرار دادن حومه تأسیسات هستهای بوشهر، یک پیام دوگانه و حسابشده را به همراه دارد که هم متوجه تهران است و هم مسکو.
وی درباره اهداف این حملات گفت: آمریکا با هدف قرار دادن جنوب ایران، از جمله مناطقی مثل قشم و بوشهر، در تلاش است تا خطوط دفاعی و زیرساختهای حیاتی ایران را تضعیف کند. این حملات صرفاً نظامی نیستند و به عنوان بخشی از یک کارزار فشار همهجانبه برای وادار کردن ایران به عقبنشینی در موضوعات هستهای و منطقهای طراحی شدهاند. همانطور که تحلیلها نشان میدهد، آمریکا به دنبال مختل کردن شبکه لجستیکی و توان پاسخدهی نظامی ایران است، اما ایران با استراتژی بازدارندگی فعال و هدف قرار دادن فرماندهی و کنترل آمریکا، این فشار را پاسخ داده است.
قیطاسی در ادامه با اشاره به پیام این حملات برای روسیه تصریح کرد: نکته کلیدی در این حملات، وقوع آنها در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر است. روسیه به عنوان شریک راهبردی و سازنده این نیروگاه، بارها نسبت به حملات به این تأسیسات هشدار داده و آن را غیرقابل قبول خوانده است، چرا که این حملات نه تنها ایمنی پرسنل روسی را به خطر میاندازد، بلکه میتواند فاجعهای زیستمحیطی برای کل منطقه ایجاد کند.
وی افزود: از این منظر، حمله در مجاورت بوشهر، پیامی به مسکو است. آمریکا با این اقدام عملاً به روسیه میگوید که همکاری استراتژیک با ایران هزینههای خاص خود را دارد و نمیتواند از تعهداتش در برابر این همکاری، در امان بماند. این یک هشدار عملی برای کاهش حمایتهای روسیه، چه در حوزه هستهای و چه در حوزه نظامی، محسوب میشود.
این تحلیلگر سیاسی غرب آسیا در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع باید گفت آمریکا با نزدیک کردن حملات به تأسیسات هستهای، قواعد بازی را تغییر داده و ریسک یک درگیری بزرگتر را افزایش میدهد. این اقدام اگرچه برای اعمال فشار حداکثری بر ایران و آزمودن عزم روسیه طراحی شده، اما بازی با آتش محسوب میشود. در شرایطی که ایران پایداری خود را نشان داده، ادامه این مسیر میتواند منطقه را به سمت یک بحران غیرقابل کنترل سوق دهد.