هشدار درباره پیامدهای عملیات مشترک آمریکا و عربستان/ ثبات منطقه در معرض پیچیدگی بیشتر
16:22 29.07.2026 (بروز رسانی شده: 16:23 29.07.2026)

CC BY-SA 4.0 / Qrmoo3 /
اشتراک
کارشناس مسائل خاورمیانه، بیانیه اخیر فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا مبنی بر اجرای عملیات مشترک با عربستان سعودی در خاک عراق بازنمای بازتعریف پویاییهای امنیتی در محیط پیرامونی خاورمیانه است.
خشایار بوربوری کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: از منظر روابط بینالملل، فرایند امنیتیسازی که در ادبیات رسمی و رسانهای غرب با تعریف بازیگران محلی ذیل مفهوم "تهدیدات تروریستی" همراه است، بستر مشروعیتبخشی به تداوم حضور نظامی و مداخله فرامرزی را فراهم میسازد. این رویکرد عملیاتی ـ رسانهای، گزارههای کلان موازنه قوا را به گونهای مفصلبندی میکند که حضور بازیگران فرامنطقهای به عنوان عاملی ثباتساز جلوه داده شود.
وی تصریح کرد، این امر ظرفیت افزایش کنش و واکنشهای تقابلی را در بطن خود دارد. از بعد سیاست داخلی و نظریههای مرتبط با حاکمیت ملی، تکرار حملات نظامی در قلمرو عراق، مصداقی از چالشهای ساختاری دولت مرکزی در راستای اعمال انحصار بر ابزارهای مشروع قدرت و حفظ تمامیت ارضی است. تقابل میان تعهدات بینالمللی دولت بغداد و حساسیتهای فزاینده جریانهای داخلی نسبت به نقض حاکمیت، نوعی تنگنای امنیتی برای نهادهای تصمیمساز عراق ایجاد کرده است.
بوربوری گفت: مداخله نظامی بازیگران خارجی، عملاً ظرفیت نهادهای حاکمیتی عراق را برای ایجاد یک اجماع ملی در خصوص دکترین دفاعی تحتالشعاع قرار داده و قلمرو این کشور را به صحنهای برای پیشبرد راهبردهای بازدارندگی فرامرزی تبدیل میکند. در سطح کلان ژئوپلیتیک، ورود علنی یا برجستهسازی نقش عربستان سعودی در این عملیات مشترک، متغیری تعیینکننده در روند قطببندیهای منطقهای به شمار میرود.
این کارشناس در پایان اذعان داشت: در شرایطی که ابتکارهای دیپلماتیک منطقهای بر کاهش تنش متمرکز است، فعالسازی خطوط امنیتی تقابلی میتواند تلاشهای ناظر بر همگرایی را با چالش مواجه سازد. این وضعیت، بر مبنای نظریه "موازنه تهدید" موجب تقویت ادراک تهدید در میان بازیگران محور مقابل شده و به شکلگیری الگوهای جدیدی از ائتلافهای دفاعی یا اقدامات تلافیجویانه در شامات و خلیج فارس منجر میشود و این روند عملاً افقهای ثبات پایدار در منطقه را پیچیدهتر میسازد.
وی تصریح کرد، این امر ظرفیت افزایش کنش و واکنشهای تقابلی را در بطن خود دارد. از بعد سیاست داخلی و نظریههای مرتبط با حاکمیت ملی، تکرار حملات نظامی در قلمرو عراق، مصداقی از چالشهای ساختاری دولت مرکزی در راستای اعمال انحصار بر ابزارهای مشروع قدرت و حفظ تمامیت ارضی است. تقابل میان تعهدات بینالمللی دولت بغداد و حساسیتهای فزاینده جریانهای داخلی نسبت به نقض حاکمیت، نوعی تنگنای امنیتی برای نهادهای تصمیمساز عراق ایجاد کرده است.
بوربوری گفت: مداخله نظامی بازیگران خارجی، عملاً ظرفیت نهادهای حاکمیتی عراق را برای ایجاد یک اجماع ملی در خصوص دکترین دفاعی تحتالشعاع قرار داده و قلمرو این کشور را به صحنهای برای پیشبرد راهبردهای بازدارندگی فرامرزی تبدیل میکند. در سطح کلان ژئوپلیتیک، ورود علنی یا برجستهسازی نقش عربستان سعودی در این عملیات مشترک، متغیری تعیینکننده در روند قطببندیهای منطقهای به شمار میرود.
این کارشناس در پایان اذعان داشت: در شرایطی که ابتکارهای دیپلماتیک منطقهای بر کاهش تنش متمرکز است، فعالسازی خطوط امنیتی تقابلی میتواند تلاشهای ناظر بر همگرایی را با چالش مواجه سازد. این وضعیت، بر مبنای نظریه "موازنه تهدید" موجب تقویت ادراک تهدید در میان بازیگران محور مقابل شده و به شکلگیری الگوهای جدیدی از ائتلافهای دفاعی یا اقدامات تلافیجویانه در شامات و خلیج فارس منجر میشود و این روند عملاً افقهای ثبات پایدار در منطقه را پیچیدهتر میسازد.