کارشناس: اهداف واشنگتن فراتر از یک عملیات نظامی محدود است

© AP Photo / Pool/Evan Vucci
اشتراک
محمدرضا لشینی پژوهشگر مسائل بین الملل در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: تحولات اخیر را نمیتوان صرفاً در قالب یک عملیات نظامی محدود تحلیل کرد. به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ در حال پیگیری مجموعهای از اهداف سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی بهصورت همزمان است.
وی در ادامه افزود، افزایش فشار بر ایران برای تغییر محاسبات راهبردی، تضعیف توان اقتصادی و نظامی، تقویت موقعیت آمریکا در هرگونه مذاکره احتمالی و حفظ برتری در معادلات انرژی و امنیت منطقه، از جمله اهدافی هستند که در تحلیلهای مختلف درباره این بحران مطرح میشوند. در عین حال، رقابت با چین همچنان مهمترین اولویت بلندمدت سیاست خارجی آمریکا به شمار میرود. به همین دلیل، بسیاری معتقدند واشنگتن مایل نیست درگیر یک جنگ فرسایشی و پرهزینه در غرب آسیا شود.
از سوی دیگر، مسیر این بحران صرفاً به تصمیمات آمریکا وابسته نیست. اسرائیل، کشورهای عربی منطقه، اروپا، روسیه و چین نیز هر یک با توجه به منافع و ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی خود بر روند تحولات اثر میگذارند و همین موضوع، محاسبات طرفهای درگیر را پیچیدهتر کرده است.
لشینی تصریح کرد، در همین چارچوب، در صورت صحت گزارشهای منتشرشده درباره آسیب دیدن هواپیماهای آمریکایی در فرودگاه عقبه، باید میان آثار تاکتیکی و پیامدهای راهبردی این رخداد تمایز قائل شد. هواپیماهای C-17 Globemaster III از مهمترین ارکان ترابری راهبردی ارتش آمریکا هستند و P-8 Poseidon نیز نقشی اساسی در شناسایی، پایش دریایی و جمعآوری اطلاعات ایفا میکند.
بنابراین، وارد شدن خسارت به چنین تجهیزاتی میتواند در کوتاهمدت بر سرعت انتقال نیرو، تجهیزات و کیفیت پوشش اطلاعاتی آمریکا در منطقه تأثیر بگذارد. با این حال، شبکه لجستیکی آمریکا بر پایه تعدد پایگاهها و مسیرهای پشتیبانی بنا شده و به یک مرکز محدود نیست.
در چنین شرایطی، انتظار میرود واشنگتن با انتقال بخشی از ظرفیت خود به پایگاههای جایگزین، تقویت سامانههای دفاعی و استفاده از مسیرهای دیگر، تلاش کند اختلال ایجادشده را جبران کند. از این رو، حتی اگر این گزارشها تأیید شوند، آثار آن در مرحله نخست بیشتر عملیاتی خواهد بود تا راهبردی، مگر آنکه حملات مشابه بهصورت مستمر و همزمان چندین مرکز کلیدی پشتیبانی را هدف قرار دهد و هزینههای تداوم عملیات را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
این پژوهشگر در پایان خاطر نشان کرد، نتیجه این بحران علاوه بر توان نظامی به نحوه مدیریت هزینهها و تغییر محاسبات راهبردی طرفین بستگی خواهد داشت. در نظریههای بازدارندگی و اجبار، زمانی که هزینه ادامه یک درگیری از منافع مورد انتظار آن فراتر رود، احتمال حرکت به سمت مهار بحران یا راهحلهای سیاسی افزایش مییابد.
بر همین اساس، موفقیت هر یک از طرفین در گرو ترکیبی از توان نظامی، تابآوری اقتصادی، دیپلماسی فعال، ظرفیت شکلدهی به ائتلافها و توان اثرگذاری بر تصمیمگیریهای طرف مقابل خواهد بود. در نهایت، آنچه از منظر منافع ملی اهمیت دارد، حفظ امنیت و تمامیت ارضی، کاهش هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ و فراهم کردن شرایطی برای بازگشت به ثبات و امنیت پایدار است.
وی در ادامه افزود، افزایش فشار بر ایران برای تغییر محاسبات راهبردی، تضعیف توان اقتصادی و نظامی، تقویت موقعیت آمریکا در هرگونه مذاکره احتمالی و حفظ برتری در معادلات انرژی و امنیت منطقه، از جمله اهدافی هستند که در تحلیلهای مختلف درباره این بحران مطرح میشوند. در عین حال، رقابت با چین همچنان مهمترین اولویت بلندمدت سیاست خارجی آمریکا به شمار میرود. به همین دلیل، بسیاری معتقدند واشنگتن مایل نیست درگیر یک جنگ فرسایشی و پرهزینه در غرب آسیا شود.
از سوی دیگر، مسیر این بحران صرفاً به تصمیمات آمریکا وابسته نیست. اسرائیل، کشورهای عربی منطقه، اروپا، روسیه و چین نیز هر یک با توجه به منافع و ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی خود بر روند تحولات اثر میگذارند و همین موضوع، محاسبات طرفهای درگیر را پیچیدهتر کرده است.
لشینی تصریح کرد، در همین چارچوب، در صورت صحت گزارشهای منتشرشده درباره آسیب دیدن هواپیماهای آمریکایی در فرودگاه عقبه، باید میان آثار تاکتیکی و پیامدهای راهبردی این رخداد تمایز قائل شد. هواپیماهای C-17 Globemaster III از مهمترین ارکان ترابری راهبردی ارتش آمریکا هستند و P-8 Poseidon نیز نقشی اساسی در شناسایی، پایش دریایی و جمعآوری اطلاعات ایفا میکند.
بنابراین، وارد شدن خسارت به چنین تجهیزاتی میتواند در کوتاهمدت بر سرعت انتقال نیرو، تجهیزات و کیفیت پوشش اطلاعاتی آمریکا در منطقه تأثیر بگذارد. با این حال، شبکه لجستیکی آمریکا بر پایه تعدد پایگاهها و مسیرهای پشتیبانی بنا شده و به یک مرکز محدود نیست.
در چنین شرایطی، انتظار میرود واشنگتن با انتقال بخشی از ظرفیت خود به پایگاههای جایگزین، تقویت سامانههای دفاعی و استفاده از مسیرهای دیگر، تلاش کند اختلال ایجادشده را جبران کند. از این رو، حتی اگر این گزارشها تأیید شوند، آثار آن در مرحله نخست بیشتر عملیاتی خواهد بود تا راهبردی، مگر آنکه حملات مشابه بهصورت مستمر و همزمان چندین مرکز کلیدی پشتیبانی را هدف قرار دهد و هزینههای تداوم عملیات را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
این پژوهشگر در پایان خاطر نشان کرد، نتیجه این بحران علاوه بر توان نظامی به نحوه مدیریت هزینهها و تغییر محاسبات راهبردی طرفین بستگی خواهد داشت. در نظریههای بازدارندگی و اجبار، زمانی که هزینه ادامه یک درگیری از منافع مورد انتظار آن فراتر رود، احتمال حرکت به سمت مهار بحران یا راهحلهای سیاسی افزایش مییابد.
بر همین اساس، موفقیت هر یک از طرفین در گرو ترکیبی از توان نظامی، تابآوری اقتصادی، دیپلماسی فعال، ظرفیت شکلدهی به ائتلافها و توان اثرگذاری بر تصمیمگیریهای طرف مقابل خواهد بود. در نهایت، آنچه از منظر منافع ملی اهمیت دارد، حفظ امنیت و تمامیت ارضی، کاهش هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ و فراهم کردن شرایطی برای بازگشت به ثبات و امنیت پایدار است.