ترور مهندس ارشد زاپروژیا زنگ خطر عبور جنگ از تأسیسات هستهای به سرمایه انسانی

© telegram ir_sputnik
/ اشتراک
ترور مهندس ارشد نیروگاه هستهای زاپروژیا، نگرانیها درباره آغاز مرحلهای جدید از هدف قرار گرفتن سرمایه انسانی تأسیسات راهبردی را تشدید کرده است.
هیراد مخیری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: باید توجه داشته باشیم که کشته شدن مهندس ارشد نیروگاه هستهای زاپروژیا، حتی پیش از آنکه تحقیقات نهایی مسئولیت را به کسی نسبت دهد، میتواند پیامد روشنی را برای ما تصویر سازی کند، اینکه امنیت تأسیسات هستهای مجموعه گستردهای شامل حفاظت از ساختمانها و راکتورها و همچنین امنیت افرادی است که این تأسیسات را اداره میکنند و همگی از اهمیت بالایی برخوردارند.
مخیری گفت: واکنش رافائل گروسی هم در همین چارچوب قابل فهم است و نگرانی آژانس متوجه یک فرد نیست و به نوعی متوجه شرایطی است که میتواند ایمنی یکی از حساسترین نیروگاههای هستهای اروپا را زیر سؤال ببرد.
این کارشناس تصریح کرد، به هرحال بهرهبرداری از یک نیروگاه هستهای صرفاً به تجهیزات وابسته نیست و بخش مهمی از ایمنی چنین مجموعهای روی تجربه و تصمیمگیری متخصصانی سوار است که سالها در این حوزه کار کردهاند.
بنابراین، هر اتفاقی که امنیت این نیروی فنی را تهدید کند، چه حمله مستقیم، چه هر عامل دیگری که توان تخصصی نیروگاه را کاهش دهد سطح ریسک را بالا میبرد.
اگرچه با یک حادثه نمیشود با اطمینان از شکلگیری یک الگوی جدید در جنگ حرف زد اما اگر بعداً احیانا دوباره کارکنان فنی یا مدیران تأسیسات هستهای هدف قرار بگیرند، آنوقت میتوان گفت دامنه درگیری از زیرساختها به سرمایه انسانی تأسیسات راهبردی هم کشیده شده است.
مخیری در پایان گفت، طبیعتا هرچه احساس ناامنی در میان متخصصان این قبیل تأسیسات بیشتر شود، حفظ پایداری عملیاتیشان هم سختتر میشود. یعنی این فقط به اوکراین یا روسیه یا هر کشور دیگری مربوط نیست، بلکه باید توجه داشت که مخاطرات هستهای مرز نمیشناسند، پس هر اختلالی در ایمنی این نیروگاه، مستقیماً به امنیت بینالمللی هم گره میخورد.
مخیری گفت: واکنش رافائل گروسی هم در همین چارچوب قابل فهم است و نگرانی آژانس متوجه یک فرد نیست و به نوعی متوجه شرایطی است که میتواند ایمنی یکی از حساسترین نیروگاههای هستهای اروپا را زیر سؤال ببرد.
این کارشناس تصریح کرد، به هرحال بهرهبرداری از یک نیروگاه هستهای صرفاً به تجهیزات وابسته نیست و بخش مهمی از ایمنی چنین مجموعهای روی تجربه و تصمیمگیری متخصصانی سوار است که سالها در این حوزه کار کردهاند.
بنابراین، هر اتفاقی که امنیت این نیروی فنی را تهدید کند، چه حمله مستقیم، چه هر عامل دیگری که توان تخصصی نیروگاه را کاهش دهد سطح ریسک را بالا میبرد.
اگرچه با یک حادثه نمیشود با اطمینان از شکلگیری یک الگوی جدید در جنگ حرف زد اما اگر بعداً احیانا دوباره کارکنان فنی یا مدیران تأسیسات هستهای هدف قرار بگیرند، آنوقت میتوان گفت دامنه درگیری از زیرساختها به سرمایه انسانی تأسیسات راهبردی هم کشیده شده است.
مخیری در پایان گفت، طبیعتا هرچه احساس ناامنی در میان متخصصان این قبیل تأسیسات بیشتر شود، حفظ پایداری عملیاتیشان هم سختتر میشود. یعنی این فقط به اوکراین یا روسیه یا هر کشور دیگری مربوط نیست، بلکه باید توجه داشت که مخاطرات هستهای مرز نمیشناسند، پس هر اختلالی در ایمنی این نیروگاه، مستقیماً به امنیت بینالمللی هم گره میخورد.