پس از حدود ده روز ناکامی نیروهای مسلح آمریکا دوباره آمریکایی ها بحث مذاکره را شروع کرده اند و صدای دو دستگی از خود را نشان می دهد.
ج دی ونس معاون اول رئیس جمهوری ایالات متحده در اظهاراتی گفته " باز کردن تنگه هرمز راهکار نظامی ندارد و ایرانی ها با پهباد های بسیار ارزان قیمت که از اسباب بازی فروشی ها هم میتوان تهیه کرد میتوانند این تنگه را ببندند و تنها راه باز کردن تنگه هرمز دیپلماسی است".
ج دی ونس معاون اول رئیس جمهوری ایالات متحده در اظهاراتی گفته " باز کردن تنگه هرمز راهکار نظامی ندارد و ایرانی ها با پهباد های بسیار ارزان قیمت که از اسباب بازی فروشی ها هم میتوان تهیه کرد میتوانند این تنگه را ببندند و تنها راه باز کردن تنگه هرمز دیپلماسی است".
این به نوعی منطقی ترین واکنش یک مقام ارشد آمریکایی به اوضاع امروز منطقه به حساب می آید.
از سوی دیگر در ایران مشاهده می کنیم که علیرغم وجود اختلاف نظر بر سر نتیجه بخش بودن مذاکرات با آمریکا اما همه ایرانی ها از جناح های سیاسی مختلف گرفته حتی در کوچه و بازار متفق القول هستند که کنترل تنگه هرمز حق مسلم ایران است و ایران به هر قیمتی شده باید این سلاح بسیار ارزشمند را حفظ کند.
در حالی که در ایالات متحده آمار نشان می دهد محبوبیت ترامپ به زیر 24% رسیده و طرفداری از جنگ با ایران از این هم کمتر است در ایران مشاهده می شود که حمایت از حکومت و نیروهای مسلح به اوج رسیده و حتی آنهایی که با حکومت زاویه دارند و یا حتی آنهایی که مخالف هستند همه پشت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دفاع از کشور متحد شده و ایستاده اند و هیچ ایرانی ای ، تکرار می کنم هیچ ایرانی ای، ( منظور اینجا ایرانی ها است نه بی هویت ها یا افرادی که هویت کشور دیگری را دارند و فقط فارسی حرف می زنند) را نمی توانید پیدا کنید که به اقتدار نیروهای مسلح کشور در حمایت از تمامیت ارضی و حق کشور حمایت نکند.
در حالی که در ایالات متحده آمار نشان می دهد محبوبیت ترامپ به زیر 24% رسیده و طرفداری از جنگ با ایران از این هم کمتر است در ایران مشاهده می شود که حمایت از حکومت و نیروهای مسلح به اوج رسیده و حتی آنهایی که با حکومت زاویه دارند و یا حتی آنهایی که مخالف هستند همه پشت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دفاع از کشور متحد شده و ایستاده اند و هیچ ایرانی ای ، تکرار می کنم هیچ ایرانی ای، ( منظور اینجا ایرانی ها است نه بی هویت ها یا افرادی که هویت کشور دیگری را دارند و فقط فارسی حرف می زنند) را نمی توانید پیدا کنید که به اقتدار نیروهای مسلح کشور در حمایت از تمامیت ارضی و حق کشور حمایت نکند.
ایرانی ها امروزه با افتخار در همه جای جهان سرشان را بالا می برند و می گویند از تبار همان هایی هستند که در مقابل ابر قدرت جهان ایستادند شهید شدند اما یک قدم عقب نشستند و یک وجب خاک به دشمن ندادند در حالی که آمریکایی ها امروزه هر جا می روند با ذلت سرشان را پایین می اندازند که به عنوان یک ابر قدرت نتوانسته اند حریف ایران شوند و مانند مجرمان قوانین و مقررات بین المللی را زیر پا می گذارند.
به هر حال آنچه مسلم است این می باشد که همه متفق القول هستند ایران با کنترل تنگه هرمز دست آوردی را به دست آورد که در مخیله آمریکایی ها نمی گنجید و شکست بزرگ آمریکایی ها در این بود که این امتیاز را به ایران دادند.
شاید اگر حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نبود کنترل ایران بر تنگه هرمز با مقاومت کل جامعه جهانی مواجه می شد، امروزه هم حرف وحدیث ها در این باره بسیار است، اما دیگر همه این حق را به ایران می دهند که برای دفاع از خود چنین کاری کرده و ایران را تحسین می کنند که چگونه موفق شده یک جنگ نظامی را به اقتصادی تبدیل کند و خرخره آمریکا را در دست بگیرد.
آمریکا هم دست و پا می زند که ایران خرخره اش را ول کند اما زورش نرسیده.
شاید تویت چند ماه قبل ترامپ که در آن به ایرانی ها گفته بود :"لعنتی ها تنگه را باز کنید"، بهترین وصف از حال آمریکا و ترامپ به حساب آید و نشان دهد که چه قدر آمریکایی ها دارند دست و پا می زنند.
طی دو هفته اخیر هم آمریکایی ها به اشکال مختلف تلاش داشتند تنگه را باز کنند و حتی طبق برخی روایت ها چند بار هم تلاش کردند در جزایر و یا سواحل ایرانی نیرو پیاده کنند اما نیروهای مسلح ایران با اقتدار نیروهای مسلح ایران مواجه شدند و مجبور به عقب نشینی شدند و خسارت های مفتضحانه ای را متحمل شدند.
البته طبق معمول آنها کشته و زخمی ها را مخفی می کنند و صدایش را در نمی آورند ولی شواهد نشان می دهد که کشته و زخمی های زیادی رو دستشان مانده و صحبت های چند روز گذشته یکی از سناتور های آمریکایی لو داد که آمریکایی ها صدها کشته و زخمی در جنگ داشته اند.
بحث هایی امروزه مطرح می شود که اکثرا بحث های توخالی بیش نیست و مشخص است آنهایی که چنین مسایلی را مطرح می کنند با شرایط واقعی زمینی آشنایی ندارند.
اینکه آمریکایی ها بخواهند نیرو در ایران پیاده کنند یکی از این بحث ها می باشد.
بله این احتمال جنون آمیز وجود دارد اما می توان گفت این یک تله برای آمریکایی ها به حساب خواهد آمد چون آنوقت نیروهای آنها در تیررس ایرانی ها قرار خواهند گرفت و نیروهایی که عمودی وارد می شوند همه افقی خارج خواهند شد، حالا اگر خارج شوند.
اینکه آمریکایی ها بخواهند اهداف زیر بنایی ایران را هدف قرار دهند یک نکته دیگر است که بارها توسط شخص ترامپ نیز مطرح شده.
نمی توان انکار کرد که اینها چنین توانمندی ای را دارند و می توانند دست به آنچه در قوانین بین الملل جنایت جنگی به حساب می آیند بزنند و قبل تر هم دست به چنین جنایاتی زده اند اما باید به این نکته توجه داشت که ایران هم در واکنش می تواند همه اهداف زیر بنایی دیگر کشورهای منطقه مخصوصا آنهایی که مرتبط با آمریکا و یا اسرائیل هستند را هدف قرار دهد و آنوقت کل منطقه با نابودی زیر بنایی مواجه می شود.
شاید برای آمریکایی ها خوش آیند تر هم باشد که زیر بناهای کل منطقه نابود شود چون از نظر آنها اینها پروژه هایی به حساب می آیند که می توانند روی آنها در آینده کار کنند و پول در بیاورند اما نکته مهم این است که تا به حال اگر قیمت های انرژی در بازارها کنترل شده به این دلیل می باشد که بازارها هنوز امید دارند که تنگه هرمز باز شود و انرژی به بازارها برگردد ولی اگر زیر بناهای تولید نابود شود و دیگر چنین امیدی نباشد بازارها با انفجار قیمت ها مواجه می شوند و ترکش این انفجار ها به کاخ سفید و سیاست مداران جنگ طلب هم می رسد.
ایران چیزی برای از دست دادن ندارد اما طرف های مقابل خیلی چیزها برای از دست دادن دارند.
نکته دیگری که مطرح می شود بازگشت محاصره دریایی ایران است.
بله آمریکایی ها می توانند دوباره محاصره دریایی را برگردانند اما همانگونه که طی یک ماه اخیر آنها داشتند خودشان را برای رویارویی مجدد آماده می کردند ایرانی ها هم داشتند خودشان را آماده می کردند و این احتمال وجود دارد که اینبار ایرانی ها از طریق باب المندب خود آمریکایی ها را محاصره کنند و اجازه عبور به هیچ کشتی آمریکایی و یا حتی دیگر کشورها را از کل منطقه ندهند و علاوه بر آن بنادری مانند فجیره امارات و ینبع عربستان سعودی را نیز از کار بیاندازند و به این ترتیب معادله را تغییر دهند.
در چنین شرایطی به نظر می آید آمریکایی ها مجبور هستند در نهایت پیروزی ایران در جریان تنگه هرمز را بپذیرند و طبق خواست ایران عمل کنند وگرنه آنها بسیار بیشتر از ایرانی ها ضرر خواهند کرد و پذیرش چنین چیزی در نهایت یعنی تغییر همه معادلات بین المللی.

