https://spnfa.ir/20260714/تفاهم-یا-سوء-تفاهم-نامه-بین-ایران-و-آمریکا-30319520.html
تفاهم یا سوء تفاهم نامه بین ایران و آمریکا
تفاهم یا سوء تفاهم نامه بین ایران و آمریکا
اسپوتنیک ایران
آنگونه که بسیاری پیش بینی می کردند آمریکا حتی یک ماه هم به تفاهم نامه ای که امضای رئیس جمهوری آن پایش بود پایبند نبود و آن را به هم زد. 14.07.2026, اسپوتنیک ایران
2026-07-14T19:37+0430
2026-07-14T19:37+0430
2026-07-14T19:37+0430
گزارش و تحلیل
سیاسی
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07ea/04/0f/29026104_0:100:3072:1828_1920x0_80_0_0_1ab4aa80f8ab0744f6d6c6f04f0ae352.jpg
از همان ابتدا هم آمریکایی ها به این تفاهم نامه پایبند نبودند و تنها متحد آنها در منطقه، یعنی اسرائیل هم به آن پایبند نبود وطبق معمول ترامپ و نتانیاهو یک دعوای زرگری راه انداختند تا مثلا ایرانی ها را متفاعد کنند که آمریکایی ها بر خلاف نظر اسرائیل چنین تفاهم نامه ای را امضا کرده اند در حالی که همه به خوبی می دانند مقامات آمریکایی بدون اجازه لابی صهیونیستی حتی دست به آب هم نمی روند چه رسد امضای چنین تفاهم نامه ای.تفاهم نامه هم چیزی نبود که دو کشور فی البداهه به آن رسیده باشند، روی هر بند آن ساعت ها بحث شده بود و هر دو طرف دقیقا می دانستند هر بند آن چه معنایی دارد و آمریکایی ها کاملا به بند های این تفاهم نامه اشراف داشتند و اینکه آنها منظور دیگری از برخی بند ها داشتند فقط حرف های توخالی است، یک بچه کلاس پنجم ابتدایی هم می تواند متن تفاهم نامه را بخواند و متوجه شود چه نوشته.آنچه آمریکایی ها نیاز داشتند این بود که مقداری نفت از بازارها سرازیر شود تا التهاب بازارهای انرژی بخوابد چرا که طبق آمار وارقام منتشر شده طی یک ماه حدود هشتصد کشتی از تنگه هرمز عبور کردند و بیش از 400 ملیون بشکه نفت روانه بازارها شد.برخی هم باور دارند ترامپ و خانواده و اطرافیانش به دنبال کسب سودهای کلان از این بازی هستند و نفت را در بورس ارزان می خرند و سپس با ایجاد بحران و افزایش قیمت آن را با قیمت بالا می فروشند و دوباره با آرام کردن فضا و پایین آمدن قیمت ها همان بازی را تکرار می کنند و در بازار بورس آمریکا و دیگر کشورها هم چنین بازی ای را نیز راه انداخته اند.بر اساس گزارش های رسانه های آمریکا ترامپ شخصا طی یک سال گذشته چیزی حدود 1.5 ملیارد دلار به سرمایه شخصی اش افزوده شده و مبالغ مشابهی به جیب تک تک اعضای خانواده وی و نزدیکانش از جمله وزیر جنگ آمریکا سرازیر شده و در مواردی داماد او جراد کوشنر و شریک تجاری اش استیو ویتکاف چند برابر ترامپ به جیب زده اند اما چون کارمند رسمی دولت نمی باشند امکان تحقیق درباره درآمد های آنها کمتر است.اینها نه فقط در بحث نفت و انرژی سود های کلان به جیب می زنند بلکه حتی در خرید و فروش سهام شرکت های اسلحه سازی هم سود های کلان به جیب می زنند چرا که مثلا وقتی جنگ می شود ارزش سهام این شرکتها بالا می رود و وقتی آتش بس اعلام می شود ارزش سهام اینها پایین می آید.آنچه همه تحلیلگران از ابتدای امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا روی آن متفق القول بودند این بود که این تفاهم نامه یک طرفه به نفع ایران است و امکان ندارد آمریکا در اجرای آن جدی باشد چون به معنای شکست واقعی آمریکا و اسرائیل در جنگ بر علیه ایران به حساب می آید.الان هم می بینیم که آمریکایی ها تلاش دارند شرایط را به ما قبل جنگ برگردانند یعنی درگیری در تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران و مضاف بر اینها باج گیری دزدان دریایی سر گردنه از کشتی های عبوری و آمریکا خواهان 20% کل آنچه کشتی ها حمل می کنند به عنوان باج رد شدن از تنگه هرمز به بهانه تامین امنیت مطالبه می کند.این ماجرا ما را به یاد باج گیری آمریکایی ها از اوکراین می اندازد، زمانی که ترامپ در دفتر بیضی شکل کاخ سفید زلنسکی را به شکل بی سابقه ای تحقیر کرد و بعد وقتی مقامات کشورهای اروپایی به آمریکا رفتند همه را مانند بچه مدرسه ای نشاند و خودش مثل ناظم در مقابلشان نشست وآنها را تحقیر کرد و سپس شروع کرد از اوکراین و اروپایی ها باج گیری و چیزی حدود پنج برابر آنچه را که آمریکا اسما در اوکراین هزینه کرده را مطالبه کرد.حالا چرا می گویم اسما، چون بیش از 96% پودجه ای که آمریکا برای مقابله با روسیه در اوکراین هزینه کرده بود صرف خرید تسلیحات و تجهیزات آمریکایی شد و بسیاری گزارش ها منتشر شد که کلا پولها توسط مافیاهای اوکراینی وحتی خانواده بایدن به سرقت رفت و هیچ چیز اش به اوکراینی ها نرسید.همین کار را امروزه آمریکا در کانال پاناما نیز دارد انجام می دهد و به نظر می رسد اگر جامعه جهانی سکوت کند آمریکا به دنبال آن خواهد بود که در همه تنگه های تجاری جهان عوارضی نصب کند و از همه باج گیری کند.به هر حال چیزی حدود 40 هزار ملیارد دلار بدهی دولت آمریکا به جوری باید جبران شود.سکوت کشورهای جهان در مقابل این باج گیری در نهایت منجر به آن خواهد شد که خودشان از همه بیشتر متضرر شوند.تفاوت آنچه ایران مطالبه می کند با آنچه آمریکا مطالبه می کند زمین تا آسمان فرق می کند.طبق آمار و ارقام ایران سالانه چیزی حدود پانصد ملیون دلار هزینه سرویس دهی وخدمات و نگهداری تنگه هرمز می کند و عمان چیزی حدود هشتاد ملیون دلار.پس از جنگ ایران ادعا دارد که دیگر نمی تواند چنین هزینه ای را برای عبور کشتی های کشورهای دیگر پرداخت کند و به این دلیل کشتی های عبوری برای خدمات باید عوارض پرداخت کنند که طبق همه قوانین و مقررات بین المللی حق مسلم ایران می باشد.البته عمان هم چنین عوارضی را قبول داشته اما به دلیل فشار وتهدید آمریکایی ها از مطالبه آن خودداری کرده.طبق قوانین و مقررات بین المللی، که کلا هم توسط آمریکا و اسرائیل رعایت نشده، چون تنگه هرمز میان ایران و عمان است اینها حق مطالبه این عوارض را دارند و اگر تا به حال هم دریافت نمی کردند از خود بزرگواری نشان داده اند.آنچه آمریکایی ها مطالبه میکنند این است که از 15 هزار کیلومتر آن طرف تر آمده اند امنیت منطقه را به هم زده اند، تنگه ای که قبل تر باز بود را به خطر انداخته اند و موجبات بی امنی در منطقه شده اند و بعد می خواهند 20 درصد از محموله ها را به عنوان دزدان سر گردنه از کشتی ها به عنوان تامین امنیت دریافت کنند.کلا اگر آمریکایی ها از اینجا بروند و دور شوند امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه راحت برقرار می شود و کسی نیاز ندارد آمریکایی ها امنیت اش را تامین کنند.
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
2026
دکتر عماد آبشناس
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e6/08/16/12161541_126:0:500:374_100x100_80_0_0_3f1de7942b48cc7365b7b76f4908a7b3.jpg
دکتر عماد آبشناس
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e6/08/16/12161541_126:0:500:374_100x100_80_0_0_3f1de7942b48cc7365b7b76f4908a7b3.jpg
خبرها
fa_FA
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07ea/04/0f/29026104_268:0:2999:2048_1920x0_80_0_0_6c027567bf7bd36b04e059f19e932390.jpgاسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
دکتر عماد آبشناس
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e6/08/16/12161541_126:0:500:374_100x100_80_0_0_3f1de7942b48cc7365b7b76f4908a7b3.jpg
سیاسی
تفاهم یا سوء تفاهم نامه بین ایران و آمریکا
آنگونه که بسیاری پیش بینی می کردند آمریکا حتی یک ماه هم به تفاهم نامه ای که امضای رئیس جمهوری آن پایش بود پایبند نبود و آن را به هم زد.
از همان ابتدا هم آمریکایی ها به این تفاهم نامه پایبند نبودند و تنها متحد آنها در منطقه، یعنی اسرائیل هم به آن پایبند نبود وطبق معمول ترامپ و نتانیاهو یک دعوای زرگری راه انداختند تا مثلا ایرانی ها را متفاعد کنند که آمریکایی ها بر خلاف نظر اسرائیل چنین تفاهم نامه ای را امضا کرده اند در حالی که همه به خوبی می دانند مقامات آمریکایی بدون اجازه لابی صهیونیستی حتی دست به آب هم نمی روند چه رسد امضای چنین تفاهم نامه ای.
تفاهم نامه هم چیزی نبود که دو کشور فی البداهه به آن رسیده باشند، روی هر بند آن ساعت ها بحث شده بود و هر دو طرف دقیقا می دانستند هر بند آن چه معنایی دارد و آمریکایی ها کاملا به بند های این تفاهم نامه اشراف داشتند و اینکه آنها منظور دیگری از برخی بند ها داشتند فقط حرف های توخالی است، یک بچه کلاس پنجم ابتدایی هم می تواند متن تفاهم نامه را بخواند و متوجه شود چه نوشته.
آنچه آمریکایی ها نیاز داشتند این بود که مقداری نفت از بازارها سرازیر شود تا التهاب بازارهای انرژی بخوابد چرا که طبق آمار وارقام منتشر شده طی یک ماه حدود هشتصد کشتی از تنگه هرمز عبور کردند و بیش از 400 ملیون بشکه نفت روانه بازارها شد.
برخی هم باور دارند ترامپ و خانواده و اطرافیانش به دنبال کسب سودهای کلان از این بازی هستند و نفت را در بورس ارزان می خرند و سپس با ایجاد بحران و افزایش قیمت آن را با قیمت بالا می فروشند و دوباره با آرام کردن فضا و پایین آمدن قیمت ها همان بازی را تکرار می کنند و در بازار بورس آمریکا و دیگر کشورها هم چنین بازی ای را نیز راه انداخته اند.
بر اساس گزارش های رسانه های آمریکا ترامپ شخصا طی یک سال گذشته چیزی حدود 1.5 ملیارد دلار به سرمایه شخصی اش افزوده شده و مبالغ مشابهی به جیب تک تک اعضای خانواده وی و نزدیکانش از جمله وزیر جنگ آمریکا سرازیر شده و در مواردی داماد او جراد کوشنر و شریک تجاری اش استیو ویتکاف چند برابر ترامپ به جیب زده اند اما چون کارمند رسمی دولت نمی باشند امکان تحقیق درباره درآمد های آنها کمتر است.
اینها نه فقط در بحث نفت و انرژی سود های کلان به جیب می زنند بلکه حتی در خرید و فروش سهام شرکت های اسلحه سازی هم سود های کلان به جیب می زنند چرا که مثلا وقتی جنگ می شود ارزش سهام این شرکتها بالا می رود و وقتی آتش بس اعلام می شود ارزش سهام اینها پایین می آید.
آنچه همه تحلیلگران از ابتدای امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا روی آن متفق القول بودند این بود که این تفاهم نامه یک طرفه به نفع ایران است و امکان ندارد آمریکا در اجرای آن جدی باشد چون به معنای شکست واقعی آمریکا و اسرائیل در جنگ بر علیه ایران به حساب می آید.
الان هم می بینیم که آمریکایی ها تلاش دارند شرایط را به ما قبل جنگ برگردانند یعنی درگیری در تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران و مضاف بر اینها باج گیری دزدان دریایی سر گردنه از کشتی های عبوری و آمریکا خواهان 20% کل آنچه کشتی ها حمل می کنند به عنوان باج رد شدن از تنگه هرمز به بهانه تامین امنیت مطالبه می کند.
این ماجرا ما را به یاد باج گیری آمریکایی ها از اوکراین می اندازد، زمانی که ترامپ در دفتر بیضی شکل کاخ سفید زلنسکی را به شکل بی سابقه ای تحقیر کرد و بعد وقتی مقامات کشورهای اروپایی به آمریکا رفتند همه را مانند بچه مدرسه ای نشاند و خودش مثل ناظم در مقابلشان نشست وآنها را تحقیر کرد و سپس شروع کرد از اوکراین و اروپایی ها باج گیری و چیزی حدود پنج برابر آنچه را که آمریکا اسما در اوکراین هزینه کرده را مطالبه کرد.
حالا چرا می گویم اسما، چون بیش از 96% پودجه ای که آمریکا برای مقابله با روسیه در اوکراین هزینه کرده بود صرف خرید تسلیحات و تجهیزات آمریکایی شد و بسیاری گزارش ها منتشر شد که کلا پولها توسط مافیاهای اوکراینی وحتی خانواده بایدن به سرقت رفت و هیچ چیز اش به اوکراینی ها نرسید.
همین کار را امروزه آمریکا در کانال پاناما نیز دارد انجام می دهد و به نظر می رسد اگر جامعه جهانی سکوت کند آمریکا به دنبال آن خواهد بود که در همه تنگه های تجاری جهان عوارضی نصب کند و از همه باج گیری کند.
به هر حال چیزی حدود 40 هزار ملیارد دلار بدهی دولت آمریکا به جوری باید جبران شود.
سکوت کشورهای جهان در مقابل این باج گیری در نهایت منجر به آن خواهد شد که خودشان از همه بیشتر متضرر شوند.
تفاوت آنچه ایران مطالبه می کند با آنچه آمریکا مطالبه می کند زمین تا آسمان فرق می کند.
طبق آمار و ارقام ایران سالانه چیزی حدود پانصد ملیون دلار هزینه سرویس دهی وخدمات و نگهداری تنگه هرمز می کند و عمان چیزی حدود هشتاد ملیون دلار.
پس از جنگ ایران ادعا دارد که دیگر نمی تواند چنین هزینه ای را برای عبور کشتی های کشورهای دیگر پرداخت کند و به این دلیل کشتی های عبوری برای خدمات باید عوارض پرداخت کنند که طبق همه قوانین و مقررات بین المللی حق مسلم ایران می باشد.
البته عمان هم چنین عوارضی را قبول داشته اما به دلیل فشار وتهدید آمریکایی ها از مطالبه آن خودداری کرده.
طبق قوانین و مقررات بین المللی، که کلا هم توسط آمریکا و اسرائیل رعایت نشده، چون تنگه هرمز میان ایران و عمان است اینها حق مطالبه این عوارض را دارند و اگر تا به حال هم دریافت نمی کردند از خود بزرگواری نشان داده اند.
آنچه آمریکایی ها مطالبه میکنند این است که از 15 هزار کیلومتر آن طرف تر آمده اند امنیت منطقه را به هم زده اند، تنگه ای که قبل تر باز بود را به خطر انداخته اند و موجبات بی امنی در منطقه شده اند و بعد می خواهند 20 درصد از محموله ها را به عنوان دزدان سر گردنه از کشتی ها به عنوان تامین امنیت دریافت کنند.
کلا اگر آمریکایی ها از اینجا بروند و دور شوند امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه راحت برقرار می شود و کسی نیاز ندارد آمریکایی ها امنیت اش را تامین کنند.