توافق با تهران، پذیرش یک قدرت برتر منطقه ای

CC BY 4.0 / Mostafa Tehrani/Tasnim News Agency / Destruction in Iran (cropped image)
اشتراک
علی ودایع، کارشناس روابط بینالملل، در خصوص تفاهم صلح ایران و آمریکا، به خبرنگار اسپوتنیک در تهران گفت: اگرچه تهران و واشنگتن فاصله طولانی تا یک توافق جامع دارند، اما مبتنی بر موازنه قوا، هرگونه توافق میان ایران و آمریکا در نهایت منجر به تثبیت موازنه وحشت علیه اسرائیل میشود.
وی با تاکید بر اینکه امنیت یک بازی با حاصلجمع صفر است، افزود: توافق ایالات متحده با ایران از چند کانال عمده به استراتژی بقا و دکترین امنیتی تلآویو ضربه میزند؛ عملاً توافق با تهران به معنای پذیرش رسمی ایران به عنوان یک "قدرت برتر منطقهای" از سوی واشنگتن است؛ امری که استراتژی دیرینه اسرائیل برای انزوای مطلق ایران را فرو میریزد. این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد:
هرگونه توافقی که منجر به گشایش اقتصادی یا کاهش فشارهای ساختاری بر تهران شود، بهطور خودکار ظرفیت بازدارندگی و بازسازی مالی و لجستیکی گروههای محور مقاومت، بهویژه حزبالله لبنان را در بلندمدت ارتقا میدهد. همزمان از دیدگاه تلآویو، توافق با تهران دست آمریکا را در اعمال "مکانیسم ماشه" یا مهار نظامی ایران میبندد؛ آنهم در شرایطی که اسرائیل خود را در یک جنگ فرسایشی و وجودی در مرزهای شمالی میبیند.
وی با اشاره به تلاش اسرائیل برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران اظهار داشت:
تلآویو همواره تمایل دارد ایالات متحده به عنوان پشتوانه استراتژیکش، در بالاترین سطح از آمادگی برای برخورد یا اعمال فشارهای حداکثری علیه ایران باقی بماند. وقتی توافقی حاصل میشود، دست آمریکا در "تاریکخانه دیپلماسی" بسته شده و تمایل واشنگتن برای ورود به ماجراجوییهای نظامی یا فعال کردن مکانیسمهای تنبیهی شدید کاهش مییابد. این وضعیت،تلآویو را در مواجهه با تهدیدات جبهه لبنان تنهاتر و فضای مانور استراتژیک آن را محدودتر میکند. علی ودایع در ادامه تاکید کرد:
اسرائیلیها به دنبال ایجاد فشار روانی برای ممانعت از هرگونه توافق با تهران هستند. در این چارچوب، مقامات تلآویو از کلیدواژه"مونیخ جدید" (یادآور توافق 1938 و باجدهی به هیتلر) به عنوان یک ابزار پروپگاندا و فشار سیاسی بر واشنگتن استفاده میکنند تا هزینه سیاسی توافق را برای دولت آمریکا بالا ببرند و امتیازات تسلیحاتی یا امنیتی بیشتری مانند تضمینهای دفاعی و تسلیحات پیشرفته دریافت کنند. اسرائیل با مظلومنمایی استراتژیک و متهم کردن آمریکا به سازش، تلاش میکند هزینه توافق را برای کاخ سفید سنگین کند.
وی در ادامه افزود: با این حال در لایههای عمیقتر، تلآویو بهخوبی درک میکند که این توافق حاصل "فرسایش نظامی ارتش اسرائیل در جبهه لبنان" و ناتوانی در تحقق شعار نابودی کامل حزبالله است. واشنگتن در مواجهه با این بنبست نظامی و برای جلوگیری از یک جنگ منطقهای فراگیر که کنترل آن از دستش خارج است، مجبور به باز کردن کانال دیپلماتیک با تهران شده؛ بنابراین در تحلیل واقعی، این توافق نه یک سازش سادهلوحانه، بلکه یک مهندسی بحران اجباری از سوی واشنگتن برای مهار ترکشهای فرسایش ارتش اسرائیل در جبهه لبنان است.
وی با تاکید بر اینکه امنیت یک بازی با حاصلجمع صفر است، افزود: توافق ایالات متحده با ایران از چند کانال عمده به استراتژی بقا و دکترین امنیتی تلآویو ضربه میزند؛ عملاً توافق با تهران به معنای پذیرش رسمی ایران به عنوان یک "قدرت برتر منطقهای" از سوی واشنگتن است؛ امری که استراتژی دیرینه اسرائیل برای انزوای مطلق ایران را فرو میریزد. این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد:
هرگونه توافقی که منجر به گشایش اقتصادی یا کاهش فشارهای ساختاری بر تهران شود، بهطور خودکار ظرفیت بازدارندگی و بازسازی مالی و لجستیکی گروههای محور مقاومت، بهویژه حزبالله لبنان را در بلندمدت ارتقا میدهد. همزمان از دیدگاه تلآویو، توافق با تهران دست آمریکا را در اعمال "مکانیسم ماشه" یا مهار نظامی ایران میبندد؛ آنهم در شرایطی که اسرائیل خود را در یک جنگ فرسایشی و وجودی در مرزهای شمالی میبیند.
وی با اشاره به تلاش اسرائیل برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران اظهار داشت:
تلآویو همواره تمایل دارد ایالات متحده به عنوان پشتوانه استراتژیکش، در بالاترین سطح از آمادگی برای برخورد یا اعمال فشارهای حداکثری علیه ایران باقی بماند. وقتی توافقی حاصل میشود، دست آمریکا در "تاریکخانه دیپلماسی" بسته شده و تمایل واشنگتن برای ورود به ماجراجوییهای نظامی یا فعال کردن مکانیسمهای تنبیهی شدید کاهش مییابد. این وضعیت،تلآویو را در مواجهه با تهدیدات جبهه لبنان تنهاتر و فضای مانور استراتژیک آن را محدودتر میکند. علی ودایع در ادامه تاکید کرد:
اسرائیلیها به دنبال ایجاد فشار روانی برای ممانعت از هرگونه توافق با تهران هستند. در این چارچوب، مقامات تلآویو از کلیدواژه"مونیخ جدید" (یادآور توافق 1938 و باجدهی به هیتلر) به عنوان یک ابزار پروپگاندا و فشار سیاسی بر واشنگتن استفاده میکنند تا هزینه سیاسی توافق را برای دولت آمریکا بالا ببرند و امتیازات تسلیحاتی یا امنیتی بیشتری مانند تضمینهای دفاعی و تسلیحات پیشرفته دریافت کنند. اسرائیل با مظلومنمایی استراتژیک و متهم کردن آمریکا به سازش، تلاش میکند هزینه توافق را برای کاخ سفید سنگین کند.
وی در ادامه افزود: با این حال در لایههای عمیقتر، تلآویو بهخوبی درک میکند که این توافق حاصل "فرسایش نظامی ارتش اسرائیل در جبهه لبنان" و ناتوانی در تحقق شعار نابودی کامل حزبالله است. واشنگتن در مواجهه با این بنبست نظامی و برای جلوگیری از یک جنگ منطقهای فراگیر که کنترل آن از دستش خارج است، مجبور به باز کردن کانال دیپلماتیک با تهران شده؛ بنابراین در تحلیل واقعی، این توافق نه یک سازش سادهلوحانه، بلکه یک مهندسی بحران اجباری از سوی واشنگتن برای مهار ترکشهای فرسایش ارتش اسرائیل در جبهه لبنان است.