اردشیر پشنگ، کارشناس مسائل خاورمیانه در تحلیلی اظهار داشت: حملات موشکی و پهپادی مستقیمی که از دیشب میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل در جریان است، از منظر نظامی و میدانی عملاً به معنای خروج از وضعیت آتشبس و ورود مجدد به چرخه درگیری محسوب میشود. با این حال، در سطح سیاسی و دیپلماتیک هنوز نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد بازیگران اصلی، بهویژه ایالات متحده تمایلی به فروپاشی کامل سازوکار مهار بحران ندارند.
آمریکا که همچنان مهمترین بازیگر اثرگذار بر روند تحولات منطقه به شمار میرود، ظاهراً در تلاش است ضمن کنترل سطح تنشها، مسیر دستیابی به یک توافق موقت با تهران را نیز حفظ کند. به همین دلیل، برخلاف آنچه در میدان مشاهده میشود، در سطح سیاسی هنوز ارادهای برای تبدیل این رویارویی به یک جنگ تمامعیار منطقهای دیده نمیشود.
پشنگ در تحلیل خود آورده است: شرایط کنونی یک وضعیت پارادوکسیکال را رقم زده است. از یک سو آتشبس به شکل مکرر و جدی نقض میشود و تبادل حملات نظامی ادامه دارد، اما از سوی دیگر هیچیک از طرفهای اصلی هنوز پایان رسمی آتشبس یا آغاز جنگی فراگیر را اعلام نکردهاند. در واقع، منطقه در وضعیتی میان جنگ و آتشبس قرار گرفته است.
این کارشناس بیان نمود، برای توصیف این وضعیت میتوان از اصطلاح "آتشبس منقوضِ نامنقضی" استفاده کرد. یعنی آتشبسی که بارها نقض میشود اما همچنان بهعنوان چارچوب حاکم بر رفتار بازیگران از بین نرفته است. همین وضعیت باعث شده که خطر تشدید درگیریها وجود داشته باشد، اما همزمان کانالهای کنترل بحران نیز همچنان فعال باقی بمانند.
وی بر این عقیده است: تداوم تبادل حملات نظامی بدون تردید فضای مذاکراتی را دشوارتر و شکنندهتر خواهد کرد، اما در شرایط فعلی نمیتوان از بنبست کامل گفتوگوها سخن گفت. مادامی که واشنگتن و سایر بازیگران مؤثر همچنان به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش جنگ باشند، احتمال حفظ حداقلی از مسیر دیپلماسی وجود خواهد داشت.
بنابراین، اگرچه موج جدید تنشها خطر حرکت به سمت یک درگیری گستردهتر را افزایش داده است، اما هنوز نشانههای کافی برای وقوع یک جنگ فراگیر منطقهای مشاهده نمیشود. در عین حال، مذاکرات نیز وارد مرحلهای پیچیده و حساس شدهاند که نه میتوان از موفقیت قریبالوقوع آن سخن گفت و نه از فروپاشی کامل آن.
آمریکا که همچنان مهمترین بازیگر اثرگذار بر روند تحولات منطقه به شمار میرود، ظاهراً در تلاش است ضمن کنترل سطح تنشها، مسیر دستیابی به یک توافق موقت با تهران را نیز حفظ کند. به همین دلیل، برخلاف آنچه در میدان مشاهده میشود، در سطح سیاسی هنوز ارادهای برای تبدیل این رویارویی به یک جنگ تمامعیار منطقهای دیده نمیشود.
پشنگ در تحلیل خود آورده است: شرایط کنونی یک وضعیت پارادوکسیکال را رقم زده است. از یک سو آتشبس به شکل مکرر و جدی نقض میشود و تبادل حملات نظامی ادامه دارد، اما از سوی دیگر هیچیک از طرفهای اصلی هنوز پایان رسمی آتشبس یا آغاز جنگی فراگیر را اعلام نکردهاند. در واقع، منطقه در وضعیتی میان جنگ و آتشبس قرار گرفته است.
این کارشناس بیان نمود، برای توصیف این وضعیت میتوان از اصطلاح "آتشبس منقوضِ نامنقضی" استفاده کرد. یعنی آتشبسی که بارها نقض میشود اما همچنان بهعنوان چارچوب حاکم بر رفتار بازیگران از بین نرفته است. همین وضعیت باعث شده که خطر تشدید درگیریها وجود داشته باشد، اما همزمان کانالهای کنترل بحران نیز همچنان فعال باقی بمانند.
وی بر این عقیده است: تداوم تبادل حملات نظامی بدون تردید فضای مذاکراتی را دشوارتر و شکنندهتر خواهد کرد، اما در شرایط فعلی نمیتوان از بنبست کامل گفتوگوها سخن گفت. مادامی که واشنگتن و سایر بازیگران مؤثر همچنان به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش جنگ باشند، احتمال حفظ حداقلی از مسیر دیپلماسی وجود خواهد داشت.
بنابراین، اگرچه موج جدید تنشها خطر حرکت به سمت یک درگیری گستردهتر را افزایش داده است، اما هنوز نشانههای کافی برای وقوع یک جنگ فراگیر منطقهای مشاهده نمیشود. در عین حال، مذاکرات نیز وارد مرحلهای پیچیده و حساس شدهاند که نه میتوان از موفقیت قریبالوقوع آن سخن گفت و نه از فروپاشی کامل آن.
