چرا آمریکا برای مذاکرات صلح اوکراین و پرونده هستهای ایران، سراغ دیپلماتهای حرفهای نرفته و افرادی مثل کوشنر و استیو ویتکاف را انتخاب کرده؟
چرا آمریکا برای مذاکرات صلح اوکراین و پرونده هستهای ایران، سراغ دیپلماتهای حرفهای نرفته و افرادی مثل کوشنر و استیو ویتکاف را انتخاب کرده؟
بیایید نگاهی به بیوگرافی این دو نفر داشته باشیم.
کوشنر تاجر املاک و داماد دونالد ترامپ ایت، یعنی در حلقه نزدیکترین افراد به ترامپ قرار دارد. کوشنر در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، نقش مهمی در توافقهای خاورمیانه داشت اما به هر حال یک دیپلمات کلاسیک و با تجربه نیست.
ویتکاف هم سرمایهگذار حوزه املاک است و او هم سابقه رسمی در وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماسی ندارد. پس چرا انتخاب شدند؟ پاسخ را باید در مدل سیاست خارجی ترامپ جستوجو کنیم. ترامپ سیاست خارجی را مثل یک معامله میبیند و خیلی قائل به روند طولانی حقوقی و بوروکراتیک نیست و سرعت در مذاکرات را مهمتر از پروتکلهای مرسوم میداند.
طبیعتا در این مدل، اعتماد شخصی مهمتر از سابقه نهادی میشود. بنابراين در وهله اول اینطور به نظر میرسد کاخ سفید میخواهد مذاکرات را از کانالهای رسمی و سنگین وزارت خارجه خارج کند و به حلقه نزدیک به رئیسجمهور بسپارد.
اما این رویکرد دو لبه دارد. از یک سو، اگرچه میتواند تصمیمگیری را سریعتر کند و کانالهایی پشتپرده باز شود. و شاید هم توافقی کوتاهمدت حاصل بشه.
اما از طرفی، بحث دیگری به میان میآید، اینکه گاهی در سیاست، فرآیند مذاکره مهمتر از نتیجه است. یعنی، نشان دادن تلاش برای صلح به افکار عمومی، یا خرید زمان و انتقال مسئولیت شکست به طرف مقابل اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در این چارچوب، انتخاب افراد غیرکلاسیک میتواند دو معنا داشته باشد که یا برای شکستن قالبهای سنتی است و یا برای اینکه اگر مذاکرات شکست خورد، هزینه سیاسی آن پایینتر باشد.
اما نکته مهم اینجاست که اگر واقعاً قصد شکست از ابتدا وجود داشته باشد، معمولاً دولتها اصلاً وارد مذاکره نمیشوند. ورود رسمی به مذاکره خودش یک ریسک سیاسی است.
ما را در سایت و تلگرام اسپوتنیک دنبال کنید