https://spnfa.ir/20250401/وانگ-یی-چین-قصد-ورود-به-مسابقه-تسلیحات-هسته-ای-را-ندارد-21559191.html
وانگ یی: چین قصد ورود به مسابقه تسلیحات هسته ای را ندارد
وانگ یی: چین قصد ورود به مسابقه تسلیحات هسته ای را ندارد
اسپوتنیک ایران
سفر رسمی وانگ یی وزیر امور خارجه چین به مسکو از 31 مارس تا 2 آوریل ادامه دارد. 01.04.2025, اسپوتنیک ایران
2025-04-01T09:30+0430
2025-04-01T09:30+0430
2025-04-01T10:11+0430
گزارش و تحلیل
چین
سیاسی
جهان
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e9/04/01/21559177_0:121:3211:1927_1920x0_80_0_0_f1140a2d46717a0d9255662395db6b7b.jpg.webp
انتظار می رود روز سه شنبه وی با همتای روس خود سرگئی لاوروف گفتگو کند. وانگ یی در آستانه سفر خود با اسپوتنیک در مورد نقش ویژه مسکو و پکن در حفظ صلح و مبارزه مشترک با جعل تاریخ، در مورد خلع سلاح هسته ای و اینکه دقیقاً چه کسی باید بر روی کاهش این سلاح ها به عنوان اولویت کار کند، چشم انداز حل مناقشه در اوکراین و همچنین توانایی روس ها برای تحکیم در یک لحظه حساس صحبت کرد. آقای وزیر، روابط چین و روسیه را چگونه تفسیر میکنید؟ ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه اعلام کرده که روابط چین و روسیه به بالاترین سطح در طول تاریخ رسیده است. آیا امکان ارتقای بیشتر سطح مشارکت و همکاری استراتژیک بین دو کشور وجود دارد؟ من کاملاً با ارزیابی عادلانه و بسیار دقیق رئیسجمهور پوتین موافقم. کشورهای ما به عنوان بزرگترین دولتهای همسایه یکدیگر، قدرتهای جهانی و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، مسئولیت ویژهای در حفظ صلح و توسعه جهانی بر عهده دارند. تحت رهبری استراتژیک رئیسجمهور شی جینپینگ و رئیسجمهور پوتین، مشارکت و همکاری استراتژیک چین و روسیه بهطور پیوسته در حال تعمیق است که نهتنها کاملاً با منطق تاریخ همخوانی دارد، بلکه توانمندی خودکفای روابط دوجانبه را نیز اثبات میکند. این امر به ما امکان میدهد در صلح، هماهنگی و رفاه مشترک زندگی کنیم و حتی بیشازپیش به شکلگیری جهان چندقطبی و دموکراتیکسازی روابط بینالمللی کمک میکند. روابط چین و روسیه امروز دارای سه ویژگی متمایز است: نخست: "دوستان همیشگی و هرگز دشمن نبودند" روابط ما بر اساس تجربه تاریخی و درسهای گذشته، هرچه بیشتر بالغ شده است. رهبران دو کشور با دوراندیشی سیاسی ویژه خود، تصمیم تاریخی "بستن گذشته و گشودن آینده" را گرفتند. اصل "دوستان همیشگی و هرگز دشمن" که در پیمان حسنهمجواری، دوستی و همکاری چین و روسیه ثبت شده، پایهای محکم برای ارتقای همکاری استراتژیک به سطحی بالاتر است. همانطور که در میان مردم ما گفته میشود: "همسایه نزدیک، مانند خویشاوند است و برای یکدیگر تنها خوبی را آرزو میکند." با درک استراتژیک صحیح از یکدیگر، راهی برای همزیستی بلندمدت یافتهایم که منافع مشترک ما را تأمین میکند. طی بیش از ۷۰ سال توسعه مشترک، چین و روسیه اعتماد متقابل مستحکمی برقرار کردهاند و روابط ما ریشههای عمیق، محتوای غنی و مقاومت قوی در برابر فشارها را نشان میدهد.دوم - برابری و همکاری سودمند متقابل از همان آغاز دهه ۹۰ قرن گذشته، چین و روسیه اصول برابری، منافع متقابل و تکمیل مزیتهای یکدیگر را به عنوان اساس همکاری دوجانبه برگزیدند. از شروع قرن ۲۱، اصل همکاری و منافع متقابل به عنوان هنجار راهنما برای همکاری عملی دو کشور در تمام زمینهها تثبیت شده است. با پیروی از روندهای زمانه و با در نظر گرفتن دغدغههای منطقی یکدیگر، ما به طور مستمر همکاری همهجانبه را پیش برده و اشتراک منافع را گسترش دادهایم. پس از چند دهه، امروز روابط چین و روسیه محتوایی کیفیتر و ابعادی گستردهتر یافته است. این همکاری نه تنها از سطحی بالا برخوردار است، بلکه برای مردم عادی نیز قابل دسترس بوده، منافع ملموس و واقعی برای ملتهای ما به ارمغان آورده و سود سرشاری برای دیگر کشورهای جهان داشته است. سوم - عدم پیوستن به بلوکها، تقابلگریزی و عدم جهتگیری علیه طرفهای سوم برای چین و روسیه به عنوان دو کشور همسایه و قدرتهای جهانی، نه اتحاد نظامی و نه تقابل با منافع اساسی یا بلندمدت دو کشور و ملتهایشان سازگار نیست. با تکیه بر اصول عدم پیوستن به بلوکها، تقابلگریزی و عدم جهتگیری علیه طرفهای سوم، روابط چین و روسیه هیچ تهدیدی برای دیگران ایجاد نکرده، چه رسد به اینکه تحت تأثیر مداخله یا موانع خارجی قرار گیرد. این روابط نه تنها نمونهای مدرن از روابط نوین بین قدرتهای بزرگ است، بلکه عاملی مهم برای ثباتبخشی در جهان پرتلاطم محسوب میشود. این سه اصل انتخاب منطقی دو کشور و ابتکاری بینظیر در تاریخ روابط بین دولتهاست. سال جاری و یادبودهای تاریخی امسال مصادف با هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی ضد فاشیستی و هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد است. تاریخ را نباید فراموش کرد. برای ما مهم است که خاطره نیک آن را حفظ کرده و با اطمینان به پیش رویم.اعتقاد راسخ دارم که تحت رهبری مشترک رئیس جمهور شی جین پینگ و رئیس جمهور پوتین، چین و روسیه دوستی بزرگ خود را مستحکم تر خواهند ساخت، روایت صحیحی از تاریخ جنگ جهانی دوم ارائه داده و دستاوردهای آن را حفظ خواهند کرد، روابط مشارکت جامع و تعامل استراتژیک دوجانبه را در دوران جدید به ارتفاعات بی سابقه ای خواهند رساند و سهم جدیدی در جهت دهی به نظم جهانی به سوی مسیری عادلانه تر و منطقی تر ایفا خواهند نمود. همکاری عملی چین و روسیه در حال حاضر با شتابی فزاینده در حال پیشرفت است. سال گذشته حجم مبادلات تجاری دو کشور از 244 میلیارد دلار فراتر رفت و رکورد تاریخی جدیدی برجای گذاشت. به نظر شما "رمز موفقیت" همکاری پربار چین و روسیه علی رغم مداخلات خارجی چیست؟ اولویت های همکاری دو کشور در آینده چه خواهد بود؟ در دهه های اخیر، همکاری چین و روسیه از طریق کار مشترک، هم از نظر مقیاس و هم از نظر بنیان گسترش یافته و حوزه های آن روز به روز وسیع تر شده و به نتایج پرباری دست یافته است. از اجرای 156 پروژه کلیدی با کمک اتحاد جماهیر شوروی تا حجم تجارت امروز که به 244.8 میلیارد دلار رسیده است، از محصولات کشاورزی روسیه بر سر میز خانواده های چینی تا خودروهای چینی در خیابان های روسیه، همه گواهی است بر اینکه همکاری عملی پایدار و رو به تکامل، محرک قدرتمندی برای تعمیق روابط دوجانبه بوده است.علیرغم چالشهای موجود در توسعه جهانی، همکاری عملی ما همواره رو به جلو حرکت کرده و روند مثبتی را هم از نظر کمیت و هم کیفیت حفظ کرده است. این امر در درجه اول به لطف نقش راهبردی رهبران دو کشور امکانپذیر شده است. رئیسجمهور شی جینپینگ و رئیسجمهور ولادیمیر پوتین ارتباطات نزدیک خود را در بالاترین سطح حفظ کرده، برنامهریزی انجام داده و هدایت استراتژیک محکمی را برای روابط دوجانبه در عصر جدید فراهم میکنند. علاوه بر این، کشورهای ما نیازهای مشترکی در زمینه توسعه دارند. ما همراهانی در مسیر پیشرفت و احیا هستیم، مرز مشترکی به طول بیش از ۴۳۰۰ کیلومتر داریم و از مزایای مکمل گسترده، پتانسیل عظیم و فضای وسیعی برای همکاری برخورداریم.سوم، ما یک نیروی محرک داخلی مستحکم برای تعامل داریم. همکاری چین و روسیه با هدف تأمین منافع مردم دو کشور شکل گرفته و یک سازوکار گسترده برای این همکاری ایجاد شده است. هرچند که موانع و فشارهای خارجی ممکن است شدید باشند، اما ما به اندازه کافی توانمند هستیم تا موانع را برطرف کرده و بدون از دست دادن شتاب یا انحراف از مسیر درست، به همکاری خود ادامه دهیم. چهارم، ما پایههای اجتماعی مستحکمی داریم. مردم دو کشور دارای حافظه تاریخی مشترک، ارزشهای نزدیک به هم و دوستی عمیق سنتی هستند. توجه ویژه به همکاری متقابل و سودمند، نیرویی پایانناپذیر برای پیشبرد این تعامل ایجاد میکند. همکاری میان چین و روسیه مانند یک قطار سریعالسیر است؛ منظره بیرون از پنجره تغییر میکند، آبوهوا دگرگون میشود، اما قطار همچنان با ثبات به پیش میرود. در دنیایی پر از نوسانات و تغییرات، همکاری چین و روسیه مطابق مسیر تعیینشده و با تمرکز بر سه هدف اصلی به پیش خواهد رفت. نخست، ایجاد پایههای مادی محکم برای روابط دوجانبه، تقویت بنیانهای همکاری در حوزههای تجارت، اقتصاد و انرژی، و همچنین شکوفا کردن پتانسیل در زمینه نوآوریهای فناورانه و توسعه سبز به منظور ایجاد موتورهای رشد جدید. دوم، افزایش فرصتهای شکوفایی مشترک از طریق گسترش بیشتر فضای همکاری، تبادل تجربیات و دستاوردهای نوآورانه برای تعمیق ادغام بینبخشی. سوم، تقویت محرکهای توسعه جهانی از طریق همگرایی بیشتر همکاریها در چارچوب ابتکار "یک کمربند – یک جاده" و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU)، تقویت نقش کلیدی همکاری چین و روسیه در تعاملات منطقهای، و تضمین امنیت، ثبات و روانسازی زنجیرههای تولید و تأمین جهانی از طریق تعامل سطح بالا بین پکن و مسکو.– چین چه نظری درباره ایدههای اخیر رئیسجمهور ترامپ در مورد حلوفصل بحران اوکراین دارد؟ ارزیابی شما از نتایج مکالمات تلفنی بین رهبران روسیه و ایالات متحده چیست؟ بحران اوکراین که بهعنوان بزرگترین درگیری ژئوپلیتیکی از زمان پایان جنگ سرد شناخته میشود، اکنون وارد چهارمین سال خود شده است. از نخستین روز آغاز این بحران، ما همواره از حلوفصل سیاسی از طریق گفتوگو و مذاکرات حمایت کردهایم و از هر تلاشی که به بازگرداندن صلح کمک کند، استقبال میکنیم. این موضع با خواستههای اکثریت کشورهای جامعه جهانی همخوانی دارد. ما به اظهارات مکرر مقامات روسیه، بهویژه رئیسجمهور پوتین، توجه داریم که تأکید کردهاند مسکو از گفتوگو بهعنوان ابزاری برای حلوفصل مناقشه رویگردان نبوده و نیست. هرچند شرایط در میدان نبرد پیچیده است، اما نشانههایی از تمایل به مذاکرات صلحآمیز دیده میشود. رئیسجمهور پوتین و رئیسجمهور ترامپ تاکنون دو بار تلفنی گفتوگو کردهاند، تیمهای مذاکرهکننده مسکو و واشنگتن در ارتباط هستند و بحثهای جدی درباره حلوفصل سیاسی بحران اوکراین و بهبود روابط روسیه و آمریکا انجام شده که به برخی نتایج مشخص منجر شده است. گام برداشتن بهسوی صلح، حتی اگر چندان بزرگ نباشد، اقدامی سازنده است که باید آن را انجام داد. صلح با بیتحرکی به دست نمیآید، بلکه نیازمند تلاش و کار مداوم است. همچنین باید در نظر داشت که دلایل بروز این بحران بسیار پیچیده هستند و طرفهای درگیر همچنان در بسیاری از مسائل کلیدی اختلافات جدی دارند. مسیر بازگشت به صلح همچنان طولانی است. چین، با در نظر گرفتن خواستههای طرفهای درگیر و همراهی با جامعه جهانی، بهویژه کشورهای جنوب جهانی، آماده است تا نقشی سازنده در حلوفصل این بحران ایفا کند. ما بر این باوریم که ریشههای بحران باید از طریق گفتوگو و مذاکرات از بین برود و در نهایت، توافقی صلحآمیز، عادلانه، پایدار و الزامآور حاصل شود که برای همه طرفهای درگیر قابلقبول باشد. این امر میتواند به استقرار صلح و ثباتی واقعی در اوراسیا و در سراسر جهان منجر شود.– به نظر شما، فعالتر شدن و بهبود روابط بین مسکو و واشنگتن چه تأثیری بر سیاست بینالملل و چشمانداز اقتصادی خواهد داشت؟ روسیه و ایالات متحده نخستین گام را در جهت عادیسازی روابط برداشتهاند، اقدامی که به تثبیت توازن قوا میان قدرتهای بزرگ کمک کرده و امیدواریهایی را در فضای ناآرام بینالمللی ایجاد میکند. در دنیای امروز، عدم قطعیت در حال افزایش است. در چنین شرایطی، قدرتهای بزرگ باید با پایبندی به تعهدات خود، بهعنوان عاملی تثبیتکننده در جهانی غیرقابل پیشبینی عمل کنند. روسیه و آمریکا بهعنوان قدرتهای برتر جهانی و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، مسئولیت سنگینی در قبال صلح و امنیت جهانی، بهویژه در زمینه ثبات راهبردی جهانی، بر عهده دارند. تصمیمات مسکو و واشنگتن تأثیر مستقیمی بر روند تحولات بینالمللی و نظم جهانی خواهد داشت، ازاینرو، روابط آنها همواره در کانون توجه جامعه جهانی قرار خواهد گرفت. دوستان روسی ما احتمالاً متوجه شدهاند که برخی تلاش دارند با طرح مجدد اصطلاحاتی مانند "استراتژی نیکسون معکوس" فضا را ملتهب کرده و بر موج گمانهزنیهای سیاسی سوار شوند. ما در این رویکرد نهتنها شاهد تجاریسازی آشکار سیاست بینالمللی هستیم، بلکه بازگشتی به تفکرات کهنه و تقابلی دوران جنگ سرد را نیز مشاهده میکنیم. کسانی که در قرن ۲۱ زندگی میکنند اما همچنان در چارچوب بازی با حاصل جمع صفر میاندیشند، نمیتوانند همگام با تحولات زمانه پیش بروند. روابط مشارکت راهبردی همهجانبه چین و روسیه، علیرغم تحولات پرتنش بینالمللی، استوار باقی مانده و همچنان در خط مقدم تحولات قرار دارد. این روابط همچون کوه تایشان، پایدار و خللناپذیر است. ما کاملاً از موضع روسیه در دفاع از حقوق و منافع مشروع خود از طریق ابزارهای دیپلماتیک حمایت و آن را درک میکنیم. جامعه بشری سرنوشتی مشترک دارد و قدرتهای بزرگ باید با احساس مسئولیت، در مسیر تحولات تاریخی گام برداشته و سهم بیشتری در تأمین رفاه جهانی ایفا کنند. – به نظر شما، جنگ تجاری بین چین و آمریکا چگونه پایان خواهد یافت؟ آیا چین قصد دارد تعرفههای اضافی بر کالاهای آمریکایی وضع کند؟در مسیر توسعه، هر کشوری ناگزیر با چالشهای گوناگون روبهرو میشود و هر کشوری دغدغههای منطقی و مشروع خود را دارد. بااینحال، کلید حل مشکلات در نهایت در دستان خود کشورهاست، نه در جیب دیگران. واشنگتن، بهجای اینکه مشکلات داخلی خود را اصلاح کند، تلاش میکند از مسئولیت شانه خالی کرده و تقصیر را به گردن دیگران بیندازد. از اعمال تعرفهها گرفته تا تهدید و اولتیماتوم، آمریکا میکوشد مشکلات خود را به دیگران تحمیل کند. این کشور خود دچار بحران است، اما دیگران را مجبور به پرداخت بهای آن میکند. چنین رویکردی نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه به بازار جهانی و نظم تجاری بینالمللی آسیب جدی وارد کرده و اعتبار خود ایالات متحده را نیز تضعیف میکند. سیاست "اول آمریکا" نباید از طریق تحمیل فشار و در تضاد با منافع دیگر کشورها دنبال شود. افزایش دوبرابری تعرفهها علیه چین به بهانه فنتانیل، هیچ مبنای منطقی ندارد. بحران سوءمصرف فنتانیل یک مشکل داخلی آمریکا است که خود این کشور باید آن را حل کند. چین، بیش از هر کشور دیگری، سیاستهای سختگیرانه و جامعی در زمینه مبارزه با مواد مخدر اجرا میکند. باوجوداین، ما از روی اصول انسانی همواره به آمریکا در این زمینه کمک کردهایم. اما پاسخ ما چه بود؟ نه با حسن نیت، بلکه با اقدامات خصمانهای مانند تشدید بیدلیل تعرفهها. این اقدام با چه انگیزهای انجام شده است؟ آیا واقعاً تلاشی برای حل مشکل است یا یک تحریک عامدانه؟ اگر آمریکا واقعاً به دنبال حل این مسئله است، باید بهجای تهدیدهای تعرفهای، مسیر گفتوگوهای برابر و همکاری دوجانبه را در پیش بگیرد. همانطور که تاکنون هیچگونه ارعاب و فشار بر چین مؤثر نبوده است، در آینده نیز نخواهد بود. اگر ایالات متحده به اعمال فشار و حتی تهدید ادامه دهد، پاسخ ما قاطعانه و محکم خواهد بود.احترام متقابل یکی از اصول اساسی روابط بیندولتی و پیششرطی حیاتی برای توسعه روابط چین و آمریکا است. همانطور که رئیسجمهور شی جینپینگ در گفتوگوی تلفنی با رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در ابتدای سال جاری تأکید کرد، چین و ایالات متحده موظف به همزیستی مسالمتآمیز هستند و نباید تقابل را بهعنوان یک گزینه در نظر بگیرند. چین، با پیروی از سه اصل ارائهشده توسط رئیسجمهور شی جینپینگ—احترام متقابل، همزیستی مسالمتآمیز و همکاری برد-برد—به تقویت روابط چین و آمریکا در مسیر توسعهای باثبات، سالم و پایدار ادامه خواهد داد. درعینحال، با قاطعیت از حاکمیت، امنیت و منافع توسعهای خود دفاع خواهیم کرد. امیدواریم که طرف آمریکایی روند تاریخی را بهدرستی ارزیابی کرده و تصمیمی معقول اتخاذ کند. امسال هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی و تأسیس سازمان ملل متحد است. نقش چین و روسیه در این پیروزی را چگونه ارزیابی میکنید؟ سال جاری یادآور هشتادمین سالگرد پیروزی مردم چین در جنگ مقاومت در برابر اشغالگران ژاپنی، پیروزی در جنگ بزرگ میهنی و جنگ جهانی ضد فاشیسم است. چین و روسیه، بهعنوان دو جبهه اصلی جنگ در آسیا و اروپا، در نبردی سخت میان خیر و شر، نیروهای اصلی مبارزه مشترک علیه فاشیسم و نظامیگری بودند. ملتهای ما، با وجود خشونت بیرحمانه و جنگهای خونین، بهای سنگینی پرداختند تا متجاوزان را متوقف کرده و نابود کنند، از حاکمیت و عزت ملی خود دفاع کرده و سهمی تاریخی در پیروزی جنگ جهانی ضد فاشیسم ایفا کنند. کشورهای ما در جریان مقاومت مشترک در جنگ جهانی دوم، پیوندهای دوستی ناگسستنی بنا نهادند که نیروی محرکهای برای توسعه همهجانبه روابط دوجانبه شد. بر اساس این پیروزی بزرگ، چین، روسیه و دیگر متحدان اصلی ائتلاف ضد فاشیسم سازمان ملل متحد را تأسیس کرده و مجموعهای از اسناد بینالمللی مهم، از جمله منشور سازمان ملل، را تدوین کردند که پایههای نظم جهانی مدرن را بنیان نهاد و اصول اساسی روابط بینالمللی معاصر را تعیین کرد.در مواجهه با تغییرات عظیمی که در یک قرن اخیر بیسابقه بودهاند، ما باید قاطعانه در کنار عدالت بینالمللی بایستیم و همراه با ملتهای صلحدوست سراسر جهان از حقیقت تاریخی درباره فداکاریهای بیشمار محافظت کنیم و در برابر هرگونه تلاش برای انکار، تحریف یا جعل تاریخ جنگ مقاومت کنیم. ما باید با همکاری یکدیگر، نظم جهانی پس از جنگ را حفظ کرده و در آستانه هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، از اقتدار و جایگاه این سازمان حمایت کنیم، چندجانبهگرایی واقعی را اجرا کرده و همه کشورها را به پایبندی به اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد ترغیب کنیم. ما خواهان جهانی چندقطبی، برابر و منظم هستیم و قصد داریم تعاملات نزدیک خود را در چارچوب سازمان همکاری شانگهای (SCO)، بریکس (BRICS) و دیگر پلتفرمهای چندجانبه تقویت کنیم تا همبستگی و توسعه کشورهای جنوب جهانی را افزایش دهیم و به سمت تحقق جامعهای با سرنوشت مشترک برای بشریت حرکت کنیم. امسال همچنین هشتادمین سالگرد آزادسازی تایوان از اشغال ژاپن است. در این رابطه، مایلم چند نکته را مورد تأکید قرار دهم: اول، بازگشت تایوان به آغوش چین بخش مهمی از نتایج جنگ جهانی دوم و نظم جهانی پس از جنگ محسوب میشود. در اعلامیه قاهره که در سال ۱۹۴۳ توسط چین، ایالات متحده و بریتانیا منتشر شد، بهصراحت ذکر شده است که تمامی سرزمینهایی که ژاپن از مردم چین گرفته است، از جمله تایوان، باید به چین بازگردانده شوند. همچنین، در اعلامیه پوتسدام که در سال ۱۹۴۵ توسط چین، ایالات متحده، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی به تصویب رسید، بر اجرای بیقیدوشرط مفاد اعلامیه قاهره تأکید شده است.پانزدهم اوت همان سال، ژاپن شرایط اعلامیه پوتسدام را پذیرفت، بیقید و شرط تسلیم شد و سپس معاهده تسلیم را امضا کرد و به خود تعهد داد که تمام مفاد اعلامیه پوتسدام را به طور جدی اجرا کند. این مجموعه اسناد که از اعتبار قانونی بینالمللی برخوردار هستند، بدون هیچ تردیدی حاکمیت چین بر تایوان را تأیید کرده و بنیاد نظم پس از جنگ را بنا گذاشتند. این حقایق تاریخی و حقوقی قابل تردید نیستند. آنها تأکید میکنند که تایوان بخش جداییناپذیر از خاک چین است و هرگونه تلاش برای سرکوب هویت هموطنان تایوانی به عنوان چینی غیرقابل قبول است. مهما که وضعیت جزیره تغییر کند، روند تاریخی اتحاد چین غیرقابل توقف باقی خواهد ماند. دونالد ترامپ از جهان خواسته است که از سلاحهای هستهای دست بردارد. آیا شما به صداقت او باور دارید؟ آیا چین آماده است که از سلاح هستهای دست بکشد؟ تحت چه شرایطی چین آماده است با روسیه و ایالات متحده در مورد محدود کردن تسلیحات استراتژیک مذاکره کند؟ آیا امکان دستیابی به توافق سهجانبه در این زمینه وجود دارد؟ در ژانویه 2017، رئیسجمهور شی جینپینگ در مقر سازمان ملل در ژنو گفت: "سلاح هستهای شمشیری داموکلس است که بر سر بشریت آویزان است. باید به طور جهانی آن را ممنوع کرد و در نهایت، در طول زمان، آن را به طور کامل نابود کرد، سیاره خود را عاری از سلاح هستهای کنیم". رهبران پنج کشور هستهای به توافق مهمی دست یافتند که در جنگ هستهای هیچ برندهای وجود ندارد و هیچگاه نباید آغاز شود. از همان روزهای اول که چین به سلاح هستهای دست یافت، به جهان اعلام کرد که هرگز و تحت هیچ شرایطی از سلاح هستهای به عنوان اولین استفادهکننده استفاده نخواهد کرد، آن را علیه کشورهای غیرهستهای و در مناطق عاری از سلاح هستهای به کار نخواهد برد و تهدیدی برای استفاده از آن نخواهد داشت. چین به استراتژی هستهای خود دفاع از خود پایبند است و هیچگونه تمایلی به ورود به مسابقه تسلیحات هستهای ندارد، همیشه حداقل سطح زرادخانه هستهای را که برای حفظ امنیت ملی لازم است، حفظ خواهد کرد. نیروهای هستهای و سیاستهای چین سهم مهمی در صلح جهانی دارند. انهدام تسلیحات هستهای باید بر اساس اصول حفظ امنیت استراتژیک جهانی و عدم آسیب به امنیت همه کشورها باشد و باید به تدریج انجام شود. هر کسی که بزرگترین زرادخانه هستهای را داشته باشد، باید در اولویت و به طور ویژه تعهدات خود را در زمینه تسلیحات هستهای انجام دهد و در راستای کاهش بیشتر و عملی سلاحهای هستهای گام بردارد تا شرایطی برای انهدام کامل و فراگیر سلاحهای هستهای فراهم شود.زرادخانه هستهای چین بهطور قابلملاحظهای از قدرتهای هستهای ایالات متحده کوچکتر است و سیاست هستهای و شرایط امنیت استراتژیک آنها بهطور اساسی متفاوت است، بنابراین در حال حاضر درخواست ایالات متحده از چین برای پیوستن به مذاکرات سهجانبه در مورد خلع سلاح هستهای غیرمنصفانه و غیرواقعی است. بهویژه در این زمینه، روسیه بارها خواستار احترام به حقوق چین در زمینه هستهای شده است. ایالات متحده باید بهطور مؤثری نقش سلاحهای هستهای را در امنیت ملی خود کاهش دهد و از انجام اقداماتی که امنیت استراتژیک را تضعیف میکنند، مانند ایجاد "اتحاد هستهای" از طریق "استفاده مشترک از سلاحهای هستهای" و "بازدارندگی هستهای گسترشیافته"، استقرار موشکهای میانبرد و سایر نیروهای استراتژیک در نزدیکی مرزهای کشورهای دیگر و همچنین ایجاد سیستم جهانی دفاع ضد موشکی، دست بردارد. ما از واشنگتن میخواهیم که تلاشهای جدی برای کاهش خطرات جنگ هستهای و دستیابی به هدف غیرهستهای کردن سیاره انجام دهد. چین و روسیه کشورهای با تاریخ طولانی و فرهنگ درخشان هستند. شما بارها به روسیه سفر کردهاید. چه چیزهایی در این کشور عمیقترین تأثیرات را بر شما گذاشته است؟ شما کاملاً درست میفرمایید. چین و روسیه کشورهای بزرگ هستند و مردم چین و روسیه مردمانی بزرگند. من بهطور کاری بارها به روسیه سفر کردهام، به مسکو، سن پترزبورگ، کازان و دیگر شهرها رفتهام و با بسیاری از دوستان روسی از بخشهای مختلف جامعه صحبت کردهام. من عمیقاً احساس کردم که روسیه کشوری با تاریخ غنی است. در همه جا میتوان آثار تاریخی بهخوبی حفظشده را مشاهده کرد و از مقامات دولتی تا مردم عادی، احترام به تاریخ و تلاش برای حفظ و بهیادآوری آن به یک نرمال جدید در رفتار تبدیل شده است. روسیه کشوری با فرهنگ درخشان است. ادبیات و هنرهای روسی تأثیرات عمیقی بر توسعه تمدن جهانی گذاشتهاند. و روسها ملت قوی و مقاومی هستند که در لحظات بحرانی، زمانی که وطن در آستانه سقوط یا تحت فشار خارجی قرار دارد، نیروهای میهنپرستانه قدرتمندی را متحد میکنند. ده سال پیش من رئیسجمهور شی جین پینگ را در جشنهای میدان سرخ به مناسبت هفتاد سالگی پیروزی اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم همراهی کردم. بیش از 80 سال پیش، سربازان شوروی از اینجا بلافاصله پس از رژه به جبهه رفتند. با مبارزه مرگبار خود، جایی که هر وجب از خاک وطن با خون آغشته شد، آنها صفحهای فراموشنشدنی از تاریخ پیروزی در جنگ ضد فاشیستی جهانی را نوشتند. من اطمینان دارم که 80 سال بعد، تحت رهبری رئیسجمهور ولادیمیر پوتین، ملت مقاوم و قوی روسیه از تمامی مشکلات و چالشها عبور خواهد کرد و قدمهای مطمئنتر و دلاورانهتری در مسیر توسعه دولت و احیای ملی خود برخواهد داشت.
چین
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
2025
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
خبرها
fa_FA
اسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
https://cdn1.img.spnfa.ir/img/07e9/04/01/21559177_241:0:2972:2048_1920x0_80_0_0_195eb0d6085c11d5f4db44e9398c328b.jpg.webpاسپوتنیک ایران
feedback.me@sputniknews.com
+74956456601
MIA „Rossiya Segodnya“
چین, سیاسی, جهان
وانگ یی: چین قصد ورود به مسابقه تسلیحات هسته ای را ندارد
09:30 01.04.2025 (بروز رسانی شده: 10:11 01.04.2025) اختصاصی
سفر رسمی وانگ یی وزیر امور خارجه چین به مسکو از 31 مارس تا 2 آوریل ادامه دارد.
انتظار می رود روز سه شنبه وی با همتای روس خود سرگئی لاوروف گفتگو کند. وانگ یی در آستانه سفر خود با اسپوتنیک در مورد نقش ویژه مسکو و پکن در حفظ صلح و مبارزه مشترک با جعل تاریخ، در مورد خلع سلاح هسته ای و اینکه دقیقاً چه کسی باید بر روی کاهش این سلاح ها به عنوان اولویت کار کند، چشم انداز حل مناقشه در اوکراین و همچنین توانایی روس ها برای تحکیم در یک لحظه حساس صحبت کرد.
آقای وزیر، روابط چین و روسیه را چگونه تفسیر میکنید؟ ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه اعلام کرده که روابط چین و روسیه به بالاترین سطح در طول تاریخ رسیده است. آیا امکان ارتقای بیشتر سطح مشارکت و همکاری استراتژیک بین دو کشور وجود دارد؟
من کاملاً با ارزیابی عادلانه و بسیار دقیق رئیسجمهور پوتین موافقم. کشورهای ما به عنوان بزرگترین دولتهای همسایه یکدیگر، قدرتهای جهانی و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، مسئولیت ویژهای در حفظ صلح و توسعه جهانی بر عهده دارند. تحت رهبری استراتژیک رئیسجمهور شی جینپینگ و رئیسجمهور پوتین، مشارکت و همکاری استراتژیک چین و روسیه بهطور پیوسته در حال تعمیق است که نهتنها کاملاً با منطق تاریخ همخوانی دارد، بلکه توانمندی خودکفای روابط دوجانبه را نیز اثبات میکند. این امر به ما امکان میدهد در صلح، هماهنگی و رفاه مشترک زندگی کنیم و حتی بیشازپیش به شکلگیری جهان چندقطبی و دموکراتیکسازی روابط بینالمللی کمک میکند. روابط چین و روسیه امروز دارای سه ویژگی متمایز است: نخست: "دوستان همیشگی و هرگز دشمن نبودند" روابط ما بر اساس تجربه تاریخی و درسهای گذشته، هرچه بیشتر بالغ شده است. رهبران دو کشور با دوراندیشی سیاسی ویژه خود، تصمیم تاریخی "بستن گذشته و گشودن آینده" را گرفتند. اصل "دوستان همیشگی و هرگز دشمن" که در پیمان حسنهمجواری، دوستی و همکاری چین و روسیه ثبت شده، پایهای محکم برای ارتقای همکاری استراتژیک به سطحی بالاتر است. همانطور که در میان مردم ما گفته میشود: "همسایه نزدیک، مانند خویشاوند است و برای یکدیگر تنها خوبی را آرزو میکند." با درک استراتژیک صحیح از یکدیگر، راهی برای همزیستی بلندمدت یافتهایم که منافع مشترک ما را تأمین میکند. طی بیش از ۷۰ سال توسعه مشترک، چین و روسیه اعتماد متقابل مستحکمی برقرار کردهاند و روابط ما ریشههای عمیق، محتوای غنی و مقاومت قوی در برابر فشارها را نشان میدهد.
دوم - برابری و همکاری سودمند متقابل از همان آغاز دهه ۹۰ قرن گذشته، چین و روسیه اصول برابری، منافع متقابل و تکمیل مزیتهای یکدیگر را به عنوان اساس همکاری دوجانبه برگزیدند. از شروع قرن ۲۱، اصل همکاری و منافع متقابل به عنوان هنجار راهنما برای همکاری عملی دو کشور در تمام زمینهها تثبیت شده است. با پیروی از روندهای زمانه و با در نظر گرفتن دغدغههای منطقی یکدیگر، ما به طور مستمر همکاری همهجانبه را پیش برده و اشتراک منافع را گسترش دادهایم. پس از چند دهه، امروز روابط چین و روسیه محتوایی کیفیتر و ابعادی گستردهتر یافته است. این همکاری نه تنها از سطحی بالا برخوردار است، بلکه برای مردم عادی نیز قابل دسترس بوده، منافع ملموس و واقعی برای ملتهای ما به ارمغان آورده و سود سرشاری برای دیگر کشورهای جهان داشته است. سوم - عدم پیوستن به بلوکها، تقابلگریزی و عدم جهتگیری علیه طرفهای سوم برای چین و روسیه به عنوان دو کشور همسایه و قدرتهای جهانی، نه اتحاد نظامی و نه تقابل با منافع اساسی یا بلندمدت دو کشور و ملتهایشان سازگار نیست. با تکیه بر اصول عدم پیوستن به بلوکها، تقابلگریزی و عدم جهتگیری علیه طرفهای سوم، روابط چین و روسیه هیچ تهدیدی برای دیگران ایجاد نکرده، چه رسد به اینکه تحت تأثیر مداخله یا موانع خارجی قرار گیرد. این روابط نه تنها نمونهای مدرن از روابط نوین بین قدرتهای بزرگ است، بلکه عاملی مهم برای ثباتبخشی در جهان پرتلاطم محسوب میشود. این سه اصل انتخاب منطقی دو کشور و ابتکاری بینظیر در تاریخ روابط بین دولتهاست. سال جاری و یادبودهای تاریخی امسال مصادف با هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی ضد فاشیستی و هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد است. تاریخ را نباید فراموش کرد. برای ما مهم است که خاطره نیک آن را حفظ کرده و با اطمینان به پیش رویم.
اعتقاد راسخ دارم که تحت رهبری مشترک رئیس جمهور شی جین پینگ و رئیس جمهور پوتین، چین و روسیه دوستی بزرگ خود را مستحکم تر خواهند ساخت، روایت صحیحی از تاریخ جنگ جهانی دوم ارائه داده و دستاوردهای آن را حفظ خواهند کرد، روابط مشارکت جامع و تعامل استراتژیک دوجانبه را در دوران جدید به ارتفاعات بی سابقه ای خواهند رساند و سهم جدیدی در جهت دهی به نظم جهانی به سوی مسیری عادلانه تر و منطقی تر ایفا خواهند نمود.
همکاری عملی چین و روسیه در حال حاضر با شتابی فزاینده در حال پیشرفت است. سال گذشته حجم مبادلات تجاری دو کشور از 244 میلیارد دلار فراتر رفت و رکورد تاریخی جدیدی برجای گذاشت. به نظر شما "رمز موفقیت" همکاری پربار چین و روسیه علی رغم مداخلات خارجی چیست؟ اولویت های همکاری دو کشور در آینده چه خواهد بود؟
در دهه های اخیر، همکاری چین و روسیه از طریق کار مشترک، هم از نظر مقیاس و هم از نظر بنیان گسترش یافته و حوزه های آن روز به روز وسیع تر شده و به نتایج پرباری دست یافته است. از اجرای 156 پروژه کلیدی با کمک اتحاد جماهیر شوروی تا حجم تجارت امروز که به 244.8 میلیارد دلار رسیده است، از محصولات کشاورزی روسیه بر سر میز خانواده های چینی تا خودروهای چینی در خیابان های روسیه، همه گواهی است بر اینکه همکاری عملی پایدار و رو به تکامل، محرک قدرتمندی برای تعمیق روابط دوجانبه بوده است.
علیرغم چالشهای موجود در توسعه جهانی، همکاری عملی ما همواره رو به جلو حرکت کرده و روند مثبتی را هم از نظر کمیت و هم کیفیت حفظ کرده است. این امر در درجه اول به لطف نقش راهبردی رهبران دو کشور امکانپذیر شده است. رئیسجمهور شی جینپینگ و رئیسجمهور ولادیمیر پوتین ارتباطات نزدیک خود را در بالاترین سطح حفظ کرده، برنامهریزی انجام داده و هدایت استراتژیک محکمی را برای روابط دوجانبه در عصر جدید فراهم میکنند. علاوه بر این، کشورهای ما نیازهای مشترکی در زمینه توسعه دارند. ما همراهانی در مسیر پیشرفت و احیا هستیم، مرز مشترکی به طول بیش از ۴۳۰۰ کیلومتر داریم و از مزایای مکمل گسترده، پتانسیل عظیم و فضای وسیعی برای همکاری برخورداریم.
سوم، ما یک نیروی محرک داخلی مستحکم برای تعامل داریم. همکاری چین و روسیه با هدف تأمین منافع مردم دو کشور شکل گرفته و یک سازوکار گسترده برای این همکاری ایجاد شده است. هرچند که موانع و فشارهای خارجی ممکن است شدید باشند، اما ما به اندازه کافی توانمند هستیم تا موانع را برطرف کرده و بدون از دست دادن شتاب یا انحراف از مسیر درست، به همکاری خود ادامه دهیم. چهارم، ما پایههای اجتماعی مستحکمی داریم. مردم دو کشور دارای حافظه تاریخی مشترک، ارزشهای نزدیک به هم و دوستی عمیق سنتی هستند. توجه ویژه به همکاری متقابل و سودمند، نیرویی پایانناپذیر برای پیشبرد این تعامل ایجاد میکند. همکاری میان چین و روسیه مانند یک قطار سریعالسیر است؛ منظره بیرون از پنجره تغییر میکند، آبوهوا دگرگون میشود، اما قطار همچنان با ثبات به پیش میرود. در دنیایی پر از نوسانات و تغییرات، همکاری چین و روسیه مطابق مسیر تعیینشده و با تمرکز بر سه هدف اصلی به پیش خواهد رفت. نخست، ایجاد پایههای مادی محکم برای روابط دوجانبه، تقویت بنیانهای همکاری در حوزههای تجارت، اقتصاد و انرژی، و همچنین شکوفا کردن پتانسیل در زمینه نوآوریهای فناورانه و توسعه سبز به منظور ایجاد موتورهای رشد جدید. دوم، افزایش فرصتهای شکوفایی مشترک از طریق گسترش بیشتر فضای همکاری، تبادل تجربیات و دستاوردهای نوآورانه برای تعمیق ادغام بینبخشی. سوم، تقویت محرکهای توسعه جهانی از طریق همگرایی بیشتر همکاریها در چارچوب ابتکار "یک کمربند – یک جاده" و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU)، تقویت نقش کلیدی همکاری چین و روسیه در تعاملات منطقهای، و تضمین امنیت، ثبات و روانسازی زنجیرههای تولید و تأمین جهانی از طریق تعامل سطح بالا بین پکن و مسکو.
– چین چه نظری درباره ایدههای اخیر رئیسجمهور ترامپ در مورد حلوفصل بحران اوکراین دارد؟ ارزیابی شما از نتایج مکالمات تلفنی بین رهبران روسیه و ایالات متحده چیست؟
بحران اوکراین که بهعنوان بزرگترین درگیری ژئوپلیتیکی از زمان پایان جنگ سرد شناخته میشود، اکنون وارد چهارمین سال خود شده است. از نخستین روز آغاز این بحران، ما همواره از حلوفصل سیاسی از طریق گفتوگو و مذاکرات حمایت کردهایم و از هر تلاشی که به بازگرداندن صلح کمک کند، استقبال میکنیم. این موضع با خواستههای اکثریت کشورهای جامعه جهانی همخوانی دارد. ما به اظهارات مکرر مقامات روسیه، بهویژه رئیسجمهور پوتین، توجه داریم که تأکید کردهاند مسکو از گفتوگو بهعنوان ابزاری برای حلوفصل مناقشه رویگردان نبوده و نیست. هرچند شرایط در میدان نبرد پیچیده است، اما نشانههایی از تمایل به مذاکرات صلحآمیز دیده میشود. رئیسجمهور پوتین و رئیسجمهور ترامپ تاکنون دو بار تلفنی گفتوگو کردهاند، تیمهای مذاکرهکننده مسکو و واشنگتن در ارتباط هستند و بحثهای جدی درباره حلوفصل سیاسی بحران اوکراین و بهبود روابط روسیه و آمریکا انجام شده که به برخی نتایج مشخص منجر شده است. گام برداشتن بهسوی صلح، حتی اگر چندان بزرگ نباشد، اقدامی سازنده است که باید آن را انجام داد. صلح با بیتحرکی به دست نمیآید، بلکه نیازمند تلاش و کار مداوم است. همچنین باید در نظر داشت که دلایل بروز این بحران بسیار پیچیده هستند و طرفهای درگیر همچنان در بسیاری از مسائل کلیدی اختلافات جدی دارند. مسیر بازگشت به صلح همچنان طولانی است. چین، با در نظر گرفتن خواستههای طرفهای درگیر و همراهی با جامعه جهانی، بهویژه کشورهای جنوب جهانی، آماده است تا نقشی سازنده در حلوفصل این بحران ایفا کند. ما بر این باوریم که ریشههای بحران باید از طریق گفتوگو و مذاکرات از بین برود و در نهایت، توافقی صلحآمیز، عادلانه، پایدار و الزامآور حاصل شود که برای همه طرفهای درگیر قابلقبول باشد. این امر میتواند به استقرار صلح و ثباتی واقعی در اوراسیا و در سراسر جهان منجر شود.
– به نظر شما، فعالتر شدن و بهبود روابط بین مسکو و واشنگتن چه تأثیری بر سیاست بینالملل و چشمانداز اقتصادی خواهد داشت؟
روسیه و ایالات متحده نخستین گام را در جهت عادیسازی روابط برداشتهاند، اقدامی که به تثبیت توازن قوا میان قدرتهای بزرگ کمک کرده و امیدواریهایی را در فضای ناآرام بینالمللی ایجاد میکند. در دنیای امروز، عدم قطعیت در حال افزایش است. در چنین شرایطی، قدرتهای بزرگ باید با پایبندی به تعهدات خود، بهعنوان عاملی تثبیتکننده در جهانی غیرقابل پیشبینی عمل کنند. روسیه و آمریکا بهعنوان قدرتهای برتر جهانی و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، مسئولیت سنگینی در قبال صلح و امنیت جهانی، بهویژه در زمینه ثبات راهبردی جهانی، بر عهده دارند. تصمیمات مسکو و واشنگتن تأثیر مستقیمی بر روند تحولات بینالمللی و نظم جهانی خواهد داشت، ازاینرو، روابط آنها همواره در کانون توجه جامعه جهانی قرار خواهد گرفت. دوستان روسی ما احتمالاً متوجه شدهاند که برخی تلاش دارند با طرح مجدد اصطلاحاتی مانند "استراتژی نیکسون معکوس" فضا را ملتهب کرده و بر موج گمانهزنیهای سیاسی سوار شوند. ما در این رویکرد نهتنها شاهد تجاریسازی آشکار سیاست بینالمللی هستیم، بلکه بازگشتی به تفکرات کهنه و تقابلی دوران جنگ سرد را نیز مشاهده میکنیم. کسانی که در قرن ۲۱ زندگی میکنند اما همچنان در چارچوب بازی با حاصل جمع صفر میاندیشند، نمیتوانند همگام با تحولات زمانه پیش بروند. روابط مشارکت راهبردی همهجانبه چین و روسیه، علیرغم تحولات پرتنش بینالمللی، استوار باقی مانده و همچنان در خط مقدم تحولات قرار دارد. این روابط همچون کوه تایشان، پایدار و خللناپذیر است. ما کاملاً از موضع روسیه در دفاع از حقوق و منافع مشروع خود از طریق ابزارهای دیپلماتیک حمایت و آن را درک میکنیم. جامعه بشری سرنوشتی مشترک دارد و قدرتهای بزرگ باید با احساس مسئولیت، در مسیر تحولات تاریخی گام برداشته و سهم بیشتری در تأمین رفاه جهانی ایفا کنند.
– به نظر شما، جنگ تجاری بین چین و آمریکا چگونه پایان خواهد یافت؟ آیا چین قصد دارد تعرفههای اضافی بر کالاهای آمریکایی وضع کند؟
در مسیر توسعه، هر کشوری ناگزیر با چالشهای گوناگون روبهرو میشود و هر کشوری دغدغههای منطقی و مشروع خود را دارد. بااینحال، کلید حل مشکلات در نهایت در دستان خود کشورهاست، نه در جیب دیگران. واشنگتن، بهجای اینکه مشکلات داخلی خود را اصلاح کند، تلاش میکند از مسئولیت شانه خالی کرده و تقصیر را به گردن دیگران بیندازد. از اعمال تعرفهها گرفته تا تهدید و اولتیماتوم، آمریکا میکوشد مشکلات خود را به دیگران تحمیل کند. این کشور خود دچار بحران است، اما دیگران را مجبور به پرداخت بهای آن میکند. چنین رویکردی نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه به بازار جهانی و نظم تجاری بینالمللی آسیب جدی وارد کرده و اعتبار خود ایالات متحده را نیز تضعیف میکند. سیاست "اول آمریکا" نباید از طریق تحمیل فشار و در تضاد با منافع دیگر کشورها دنبال شود. افزایش دوبرابری تعرفهها علیه چین به بهانه فنتانیل، هیچ مبنای منطقی ندارد. بحران سوءمصرف فنتانیل یک مشکل داخلی آمریکا است که خود این کشور باید آن را حل کند. چین، بیش از هر کشور دیگری، سیاستهای سختگیرانه و جامعی در زمینه مبارزه با مواد مخدر اجرا میکند. باوجوداین، ما از روی اصول انسانی همواره به آمریکا در این زمینه کمک کردهایم. اما پاسخ ما چه بود؟ نه با حسن نیت، بلکه با اقدامات خصمانهای مانند تشدید بیدلیل تعرفهها. این اقدام با چه انگیزهای انجام شده است؟ آیا واقعاً تلاشی برای حل مشکل است یا یک تحریک عامدانه؟ اگر آمریکا واقعاً به دنبال حل این مسئله است، باید بهجای تهدیدهای تعرفهای، مسیر گفتوگوهای برابر و همکاری دوجانبه را در پیش بگیرد. همانطور که تاکنون هیچگونه ارعاب و فشار بر چین مؤثر نبوده است، در آینده نیز نخواهد بود. اگر ایالات متحده به اعمال فشار و حتی تهدید ادامه دهد، پاسخ ما قاطعانه و محکم خواهد بود.
احترام متقابل یکی از اصول اساسی روابط بیندولتی و پیششرطی حیاتی برای توسعه روابط چین و آمریکا است. همانطور که رئیسجمهور شی جینپینگ در گفتوگوی تلفنی با رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در ابتدای سال جاری تأکید کرد، چین و ایالات متحده موظف به همزیستی مسالمتآمیز هستند و نباید تقابل را بهعنوان یک گزینه در نظر بگیرند. چین، با پیروی از سه اصل ارائهشده توسط رئیسجمهور شی جینپینگ—احترام متقابل، همزیستی مسالمتآمیز و همکاری برد-برد—به تقویت روابط چین و آمریکا در مسیر توسعهای باثبات، سالم و پایدار ادامه خواهد داد. درعینحال، با قاطعیت از حاکمیت، امنیت و منافع توسعهای خود دفاع خواهیم کرد. امیدواریم که طرف آمریکایی روند تاریخی را بهدرستی ارزیابی کرده و تصمیمی معقول اتخاذ کند.
امسال هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی و تأسیس سازمان ملل متحد است. نقش چین و روسیه در این پیروزی را چگونه ارزیابی میکنید؟
سال جاری یادآور هشتادمین سالگرد پیروزی مردم چین در جنگ مقاومت در برابر اشغالگران ژاپنی، پیروزی در جنگ بزرگ میهنی و جنگ جهانی ضد فاشیسم است. چین و روسیه، بهعنوان دو جبهه اصلی جنگ در آسیا و اروپا، در نبردی سخت میان خیر و شر، نیروهای اصلی مبارزه مشترک علیه فاشیسم و نظامیگری بودند. ملتهای ما، با وجود خشونت بیرحمانه و جنگهای خونین، بهای سنگینی پرداختند تا متجاوزان را متوقف کرده و نابود کنند، از حاکمیت و عزت ملی خود دفاع کرده و سهمی تاریخی در پیروزی جنگ جهانی ضد فاشیسم ایفا کنند. کشورهای ما در جریان مقاومت مشترک در جنگ جهانی دوم، پیوندهای دوستی ناگسستنی بنا نهادند که نیروی محرکهای برای توسعه همهجانبه روابط دوجانبه شد. بر اساس این پیروزی بزرگ، چین، روسیه و دیگر متحدان اصلی ائتلاف ضد فاشیسم سازمان ملل متحد را تأسیس کرده و مجموعهای از اسناد بینالمللی مهم، از جمله منشور سازمان ملل، را تدوین کردند که پایههای نظم جهانی مدرن را بنیان نهاد و اصول اساسی روابط بینالمللی معاصر را تعیین کرد.
در مواجهه با تغییرات عظیمی که در یک قرن اخیر بیسابقه بودهاند، ما باید قاطعانه در کنار عدالت بینالمللی بایستیم و همراه با ملتهای صلحدوست سراسر جهان از حقیقت تاریخی درباره فداکاریهای بیشمار محافظت کنیم و در برابر هرگونه تلاش برای انکار، تحریف یا جعل تاریخ جنگ مقاومت کنیم. ما باید با همکاری یکدیگر، نظم جهانی پس از جنگ را حفظ کرده و در آستانه هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، از اقتدار و جایگاه این سازمان حمایت کنیم، چندجانبهگرایی واقعی را اجرا کرده و همه کشورها را به پایبندی به اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد ترغیب کنیم. ما خواهان جهانی چندقطبی، برابر و منظم هستیم و قصد داریم تعاملات نزدیک خود را در چارچوب سازمان همکاری شانگهای (SCO)، بریکس (BRICS) و دیگر پلتفرمهای چندجانبه تقویت کنیم تا همبستگی و توسعه کشورهای جنوب جهانی را افزایش دهیم و به سمت تحقق جامعهای با سرنوشت مشترک برای بشریت حرکت کنیم. امسال همچنین هشتادمین سالگرد آزادسازی تایوان از اشغال ژاپن است. در این رابطه، مایلم چند نکته را مورد تأکید قرار دهم: اول، بازگشت تایوان به آغوش چین بخش مهمی از نتایج جنگ جهانی دوم و نظم جهانی پس از جنگ محسوب میشود. در اعلامیه قاهره که در سال ۱۹۴۳ توسط چین، ایالات متحده و بریتانیا منتشر شد، بهصراحت ذکر شده است که تمامی سرزمینهایی که ژاپن از مردم چین گرفته است، از جمله تایوان، باید به چین بازگردانده شوند. همچنین، در اعلامیه پوتسدام که در سال ۱۹۴۵ توسط چین، ایالات متحده، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی به تصویب رسید، بر اجرای بیقیدوشرط مفاد اعلامیه قاهره تأکید شده است.
پانزدهم اوت همان سال، ژاپن شرایط اعلامیه پوتسدام را پذیرفت، بیقید و شرط تسلیم شد و سپس معاهده تسلیم را امضا کرد و به خود تعهد داد که تمام مفاد اعلامیه پوتسدام را به طور جدی اجرا کند. این مجموعه اسناد که از اعتبار قانونی بینالمللی برخوردار هستند، بدون هیچ تردیدی حاکمیت چین بر تایوان را تأیید کرده و بنیاد نظم پس از جنگ را بنا گذاشتند. این حقایق تاریخی و حقوقی قابل تردید نیستند. آنها تأکید میکنند که تایوان بخش جداییناپذیر از خاک چین است و هرگونه تلاش برای سرکوب هویت هموطنان تایوانی به عنوان چینی غیرقابل قبول است. مهما که وضعیت جزیره تغییر کند، روند تاریخی اتحاد چین غیرقابل توقف باقی خواهد ماند.
دونالد ترامپ از جهان خواسته است که از سلاحهای هستهای دست بردارد. آیا شما به صداقت او باور دارید؟ آیا چین آماده است که از سلاح هستهای دست بکشد؟ تحت چه شرایطی چین آماده است با روسیه و ایالات متحده در مورد محدود کردن تسلیحات استراتژیک مذاکره کند؟ آیا امکان دستیابی به توافق سهجانبه در این زمینه وجود دارد؟
در ژانویه 2017، رئیسجمهور شی جینپینگ در مقر سازمان ملل در ژنو گفت: "سلاح هستهای شمشیری داموکلس است که بر سر بشریت آویزان است. باید به طور جهانی آن را ممنوع کرد و در نهایت، در طول زمان، آن را به طور کامل نابود کرد، سیاره خود را عاری از سلاح هستهای کنیم". رهبران پنج کشور هستهای به توافق مهمی دست یافتند که در جنگ هستهای هیچ برندهای وجود ندارد و هیچگاه نباید آغاز شود. از همان روزهای اول که چین به سلاح هستهای دست یافت، به جهان اعلام کرد که هرگز و تحت هیچ شرایطی از سلاح هستهای به عنوان اولین استفادهکننده استفاده نخواهد کرد، آن را علیه کشورهای غیرهستهای و در مناطق عاری از سلاح هستهای به کار نخواهد برد و تهدیدی برای استفاده از آن نخواهد داشت. چین به استراتژی هستهای خود دفاع از خود پایبند است و هیچگونه تمایلی به ورود به مسابقه تسلیحات هستهای ندارد، همیشه حداقل سطح زرادخانه هستهای را که برای حفظ امنیت ملی لازم است، حفظ خواهد کرد. نیروهای هستهای و سیاستهای چین سهم مهمی در صلح جهانی دارند. انهدام تسلیحات هستهای باید بر اساس اصول حفظ امنیت استراتژیک جهانی و عدم آسیب به امنیت همه کشورها باشد و باید به تدریج انجام شود. هر کسی که بزرگترین زرادخانه هستهای را داشته باشد، باید در اولویت و به طور ویژه تعهدات خود را در زمینه تسلیحات هستهای انجام دهد و در راستای کاهش بیشتر و عملی سلاحهای هستهای گام بردارد تا شرایطی برای انهدام کامل و فراگیر سلاحهای هستهای فراهم شود.
زرادخانه هستهای چین بهطور قابلملاحظهای از قدرتهای هستهای ایالات متحده کوچکتر است و سیاست هستهای و شرایط امنیت استراتژیک آنها بهطور اساسی متفاوت است، بنابراین در حال حاضر درخواست ایالات متحده از چین برای پیوستن به مذاکرات سهجانبه در مورد خلع سلاح هستهای غیرمنصفانه و غیرواقعی است. بهویژه در این زمینه، روسیه بارها خواستار احترام به حقوق چین در زمینه هستهای شده است. ایالات متحده باید بهطور مؤثری نقش سلاحهای هستهای را در امنیت ملی خود کاهش دهد و از انجام اقداماتی که امنیت استراتژیک را تضعیف میکنند، مانند ایجاد "اتحاد هستهای" از طریق "استفاده مشترک از سلاحهای هستهای" و "بازدارندگی هستهای گسترشیافته"، استقرار موشکهای میانبرد و سایر نیروهای استراتژیک در نزدیکی مرزهای کشورهای دیگر و همچنین ایجاد سیستم جهانی دفاع ضد موشکی، دست بردارد. ما از واشنگتن میخواهیم که تلاشهای جدی برای کاهش خطرات جنگ هستهای و دستیابی به هدف غیرهستهای کردن سیاره انجام دهد.
چین و روسیه کشورهای با تاریخ طولانی و فرهنگ درخشان هستند. شما بارها به روسیه سفر کردهاید. چه چیزهایی در این کشور عمیقترین تأثیرات را بر شما گذاشته است؟
شما کاملاً درست میفرمایید. چین و روسیه کشورهای بزرگ هستند و مردم چین و روسیه مردمانی بزرگند. من بهطور کاری بارها به روسیه سفر کردهام، به مسکو، سن پترزبورگ، کازان و دیگر شهرها رفتهام و با بسیاری از دوستان روسی از بخشهای مختلف جامعه صحبت کردهام. من عمیقاً احساس کردم که روسیه کشوری با تاریخ غنی است. در همه جا میتوان آثار تاریخی بهخوبی حفظشده را مشاهده کرد و از مقامات دولتی تا مردم عادی، احترام به تاریخ و تلاش برای حفظ و بهیادآوری آن به یک نرمال جدید در رفتار تبدیل شده است. روسیه کشوری با فرهنگ درخشان است. ادبیات و هنرهای روسی تأثیرات عمیقی بر توسعه تمدن جهانی گذاشتهاند. و روسها ملت قوی و مقاومی هستند که در لحظات بحرانی، زمانی که وطن در آستانه سقوط یا تحت فشار خارجی قرار دارد، نیروهای میهنپرستانه قدرتمندی را متحد میکنند. ده سال پیش من رئیسجمهور شی جین پینگ را در جشنهای میدان سرخ به مناسبت هفتاد سالگی پیروزی اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم همراهی کردم. بیش از 80 سال پیش، سربازان شوروی از اینجا بلافاصله پس از رژه به جبهه رفتند. با مبارزه مرگبار خود، جایی که هر وجب از خاک وطن با خون آغشته شد، آنها صفحهای فراموشنشدنی از تاریخ پیروزی در جنگ ضد فاشیستی جهانی را نوشتند. من اطمینان دارم که 80 سال بعد، تحت رهبری رئیسجمهور ولادیمیر پوتین، ملت مقاوم و قوی روسیه از تمامی مشکلات و چالشها عبور خواهد کرد و قدمهای مطمئنتر و دلاورانهتری در مسیر توسعه دولت و احیای ملی خود برخواهد داشت.