گزارش و تحلیل

جنگ فرهنگی بر علیه ایران از کجا شروع می شود

© Photo / IRNAتهران
تهران - اسپوتنیک ایران  , 1920, 16.01.2023
Telegram
ایران بارها و بارها توسط بیگانگان اشغال شده اما هیچ وقت هیچ اشغال کننده ای نتوانست بر ایرانی ها تسلط یابد وبر عکس این ایرانی ها بودند که با فرهنگ و تمدن خود همیشه بر اشغال کننده چیره شدند.
همیشه هم دلیل اصلی این اقتدار ایرانی ها وحدت ملی و فرهنگ و تمدن آنها بوده و هست.
اگر به وقایع تاریخی نگاه کنید می بینید علیرغم اینکه ایرانیها در برخی جنگ ها شکست خوردند و ایران توسط دشمنان اشغال شد اما چون ایرانی ها فرهنگ و تمدن قوی ترین نسبت به دیگران داشتند همیشه در نهایت بر آنها غلبه می کردند.
به تاریخ نگاهی گذرا بیاندازید تا متوجه این جریان شوید، اسکندر مقدونی موفق شد که هخامنشیان را در جنگ شکست دهد اما در نهایت این فرهنگ وتمدن ایرانی بود که بر لشکر او چیره شد وحتی آموزه های استاد معروفش ارسطو واستاد او افلاطون برایش فایده ای نداشت.
همین جریان را شما می توانید در حمله تازیان به ایران مشاهده کنید.
پس از اینکه مسلمانان ایران را فتح کردند می بینیم که در نهایت ایرانی ها با فرهنگ و تمدن خود بر آنها چیره شدند و اوج اقتدار خلافت اسلامی به صورت تاریخی در دورانی است که حکومت های اسلامی پشت پرده توسط ایرانی ها اداره می شد.
حتی ارتش مغول به شرق حمله کرد و ایران را نیز اشغال کرد ولی در نهایت ایرانی ها آنها را در فرهنگ و تمدن خود ذوب کردند وحتی کاری کردند که مغولها دینشان را تغییر دهند.
فرهنگ و تمدن ایرانی زمانی می تواند قدرتمند باشد که کل ایران یکپارچه باشد.
به همین دلیل هم هست که می بینیم از چند قرن پیش عثمانی ها و اروپایی ها فرهنگ و تمدن ایرانی را هدف قرار دادند و روی تخریب آن کار کردند وعملا تلاش کردند از درون ایران روی شکاف های قومی و قبیله ای و... کار کنند.
آنها تلاش کردند تا با جنگ فرهنگی کاری کنند که ایرانی ها از اصول اعتقادی و فرهنگی و تمدنی خود وتصور کنند که فرهنگ اروپایی و غریبه برتر است.
داستان بسیار معروفی هست که احتمالا بسیاری از خوانندگان خوانده باشند، ناصر الدین شاه قاجار و امپراتور ژاپن همزمان به اروپا سفر کردند.
امپراتور ژاپن با خود تعدادی از جوانان این کشور را برد تا فناوری را از اروپا آموزش ببینند و صنعت را به ژاپن بیاورند و ناصر الدین شاه تعداد زیادی از ملازمان وفادار خود و چند همسر با خود به اروپا برد.
امپراتور ژاپن تلاش کرد سفر را با کمترین هزینه انجام دهد ودر پایان فقط در حد هزینه بازگشت خود را برداشت و هرچه با خود برده بود را در اختیار سفیر خود قرار داد تا هزینه آموزش جوانان ژاپنی کند و بعد هزینه خرید دستگاه های صنعتی و بازگشت آنها کند و ناصر الدین شاه هرچه در خزانه بود را برداشت و کلی هم از کشورهای دیگر پول قرض کرد و بدهی برای خزانه بالا آورد و همه پول ها را خرج عیاشی و خرید اسباب بازی کرد.
نتیجه سفر ناصر الدین شاه به فرنگ سرسره و دوربین عکاسی و بازی های جنسی و لباسهای سیاه اروپایی (که آنزمان فاحشه های اروپایی مجبور بودند تن کنند) به عنوان سوغاتی برای حرم بود.
در مقابل سوغات امپراتور ژاپن دستگاه های صنعتی و جوانان تحصیل کرده بود که فناوری اروپا را به ژاپن منتقل کردند.
این در حالی است که در ابتدای زمامداری ناصر الدین شاه میرزا محمد تقی خان فراهانی معروف به امیر کبیر صدر اعظم شد و وی در دوران کوتاه صدارت خود دست به کارهای زیادی زد تا ایران را به یک کشور پیشرفته صنعتی تبدیل کند.
ولی اصل ماجرا در این بود که امیرکبیر در دورانی ظهور پیدا کرده بود که شاهی نا لایق سر کار بود، شاهی که لیاقت چنین صدر اعظمی را نداشت و در نهایت دستور قتل وی را صادر کرد.
البته ما از این نمونه ها در تاریخ ایران زیاد داریم، حاکمان نا لایقی که طاقت دیدن افراد لایق را ندارند و آنها را حذف می کنند.
انتقادی که درباره حاکمیت موروثی همیشه وجود داشته و دارد همین جا خود را نشان داد.
شاه با لیاقت به قدرت نرسیده بود بلکه حکومت را به ارث برده بود و در این حکومت وی بازیچه اطرافیان بود تا تصمیم گیرنده.
برای دهه ها ایران حاکم مقتدری نداشت و حاکمان ایرانزمین همه دست نشانده بیگانگان و بازیچه آنها بودند ونفوذ فرهنگی دشمن موفق شده بود حتی به حاکمان هم برسد.
اصلی ترین ابزاری که دشمنان برای محقق نمودن اهداف خود استفاده می کردند همانا جنگ فرهنگی بر علیه ایرانیان بود.
آنها به خوبی متوجه شده بودند تا زمانی که ایرانی ها متکی به تاریخ تمدنی و فرهنگی خود هستند امکان ندارد بتوانند بر ایرانی ها چیره شوند و برای اینکه بر ایرانی ها چیره شوند باید فرهنگ آنها را از بین ببرند.
بعد ها شما می بینید که همین روال ادامه پیدا می کند و ایرانی هایی که برای تحصیل به خارج می روند به جای اینکه فرهنگ و تمدن خود را به آنطرف منتقل کنند مانند ناصرالدین شاه تحت تاثیر فرهنگ آنطرف قرار می گیرند و تلاش می کنند آن فرهنگ را به این طرف منتقل کنند.
این در حالی است که شما مقداری به سمت شرق ایران بروید می بینید دلیل موفقیت های هند و چین و ژاپن به این دلیل بوده که آنها به فرهنگ و تمدن خود پایبند ماندند، گو اینکه غرب این روزها تلاش می کند تا روی فرهنگ و تمدن آنها تاثیر بگذارد.
پس از انقلاب اسلامی مردم ایران به سمت احیای اعتقادات و باورهای عقیدتی و فرهنگی و تمدنی خود رفتند وخوب همین مساله کلید مقاومت ایرانی ها در مقابل جنگ وتحریم و... بود وهست و مضاف بر اینها می توان با قاطعیت گفت همین که ایرانی ها این باورها را دوباره احیا کردند دوباره در حال پس گرفتن جایگاه اقتدار جهانی خود می باشند.
امروزه در ایران مشاهده می کنیم برخی آنقدر تحت تاثیر فرهنگ وارداتی قرار گرفته اند که نه فقط برای وارد کردن آن تلاش می کنند بلکه حتی برای آن با دیگران به مقابله می پردازند و دشمن همین مسایل را به ابزاری بر علیه ملت ایران استفاده می کند.
بدیهی است در صورتی که اعتقادات مردم ایران چه به مسایل عقیدتی خود چه به مسایل فرهنگی و تمدنی خود ضعیف شود آنوقت زمینه فروپاشی کشور فرا می رسد و آنوقت است که دشمن میتواند همان بلایی را که سر بسیاری کشورهای دیگر اطراف ایران آورد سر ایرانی ها بیاورد.
درپایان می توان گفت بحث جنگ فرهنگی بر علیه ایرانی ها تازه شروع نشده اما جدیدا به صورت علنی افزایش یافته.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала