عملیات تروریستی در بلژیک اولین عملیات از این نوع نبود و آخرین آن نخواهد بود مگر اینکه کشورهای جهان همه تصمیم بگیرند دست به دست بدهند ریشه های این تروریسم و افراطی گری را از بین ببرند.
بنده سالهاست که در مورد گروه های جهادی و تکفیری مطالعه می کنم و می توانم به صراحت بگویم متاسفانه وقتی به اظهار نظر ها و تصمیمات مقامات غربی گوش می دهم نمی دانم بخندم یا به حال مردمان این کشورها اشک بریزم که هنوز مسئولین شان نمی دانند چه کار باید انجام دهند. و هنوز به دنبال روغن روی آتش ریختن هستند.
اگر به اظهار نظر های کاندیداهای ریاست جمهوری ایالات متحده گوش کنید که دود از سرتان بلند می شود که اینها کجا دنیا کجا؟
بدون استثنا همه رهبران کشورهای اوروپایی می دانند که تفکر های تندرو و افراطی از کجا نشات می گیرد و اگر از فعالیت این مراکز که عمدتا مساجد جذب کننده جوانان مسلمان به سمت افراطی گری جلوگیری نشود امکان آرام کردن جامعه وجود ندارد.
برخورد های پلیسی و امنیتی و نظامی هیچ کدام جواب نخواهد داد و اگر جواب می داد شاهد عملیات بروکسل نبودیم، عملیاتی که در اوج آماده باش امنیتی انجام شد.
تصور اینکه با پیدا کردن مظنونان می توان به سرنخ هایی رسید هم امری بیهوده است چرا که نیاز به سرنخ نیست که بدانیم عملیات تروریستی توسط چه کسانی و چه گروه یا گروه هایی و چه تفکراتی و چه ریشه هایی انجام شده اما مشکل ریشه کن کردن مشکل است و نه یافتن یک یا دو یا چند ده مظنون.
وقتی نیروهای امنیتی ایران و روسیه دست به عملیات مشترک در سوریه و عراق می زنند به این دلیل است که به دنبال ریشه مشکل هستند و به دنبال آن می باشند که قبل از اینکه دشمن به خاکشان برسد نابودش کنند و چندین بار به این کشورها پیشنهاد داده اند که با آنها در مقابله با تروریسم همکاری کنند.
در مرحله بعد باید به سمت رفتار و کردار و گفتار مقامات غربی که مسبب اصلی این تنش ها و انداختن جوانان مسلمان به دام این گروه های تروریستی می باشد رفت. چگونه میتوان توقع داشت که یک کاندیدای ریاست جمهوری در ایالات متحده انواع و اقسام توهین ها را به مسلمانان — لاتین تبار ها — سیاه پوستان — زنان و… را داشته باشد و بعد در صورت انتخاب به عنوان رئیس جمهوری بخواهد دیدگاه های نژاد پرستانه خود را پیاده کند و این کشور شاهد عملیات تروریستی نباشد. قطعا این نوع رفتار های نژاد پرستانه منجر به واکنش های افراطی و تندرو می گردد. اگر نخواهیم بگوییم این کاندیدا ابله است می توانیم بگوییم ساده لوح است که احساسات باطنی خود را بروز می دهد. همین ماجرا نسبت به دیگر رهبران و مقامات غربی صدق می کند. تعداد زیادی از رهبران کشورهای غربی همین احساسات نژاد پرستانه را در باطن خود دارند اما شاید زرنگ تر هستند و بروز نمی دهند. ولی می توان گفت وجود این احساسات درونی حتی اگر هم بصورت باطنی باشد نیز در جاهایی خود را در رفتار نشان می دهد. و قطعا همانگونه که اینان رفتار و کردار خود را نسبت به یهودیان تغییر دادند باید نسبت به دیگران نیز تغییر دهند تا تنش میان ادیان و مذاهب و نژاد ها پایان یابد وگرنه همین ماجرا ادامه خواهد یافت.
وقتی مقامات غربی در شادی بر کشته شدگان مسلمان بیگناه توسط سلاح های ساخت خودشان در خاور میانه مسابقه می دهند و در مجامع لابی های صهیونیستی مانند ایپک به حمایت خود از این رفتار ها افتخار می کنند و قول می دهند که نه فقط به حمایت خود ادامه دهند بلکه کمک های تسلیحاتی خود را افزایش دهند باید توقع داشته باشند که برخی دیگر از کشته شدن افراد بیگناه در کشورهای آنها شادی کنند.
خیلی متاسفم که انسان های بیگناه مجبور هستند تاوان تصمیمات لابی های قدرت و اسلحه و مال در کشورهای خود را بدهند و من هم مانند همه ایرانی های دیگر و مانند خانم موگرینی اوروپایی و ملیون ها انسان دیگر عمیقا از این فجایع متاثر می باشم و فکر می کنم هر انسان آزاده ای کشته شدن انسان های بی گناه در هر جای جهان باشند را محکوم می کند.
نمی دانم چند عملیات تروریستی دیگر نیاز است که اینان به این نتیجه برسند اما آیا دیگر بس نیست؟ اما می دانم که وقت آن رسیده که همه دست به دست هم بدهیم تا مشکل را حل کنیم و راهکار های دیگری غیر از راهکارهای قبلی برای حل مشکل پیدا کنیم و شاید بهترین کشوری که می تواند در این زمینه به آنها کمک کند ایران می باشد که در زمینه مبارزه با این تروریست ها بالاخص یدی طولا دارد.