یک نشریه آمریکایی با اشاره به تجاوز نظامی آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران ادعا کرد: "با کنار رفتن اروپا، تلاش کشورهای عربی خلیج فارس برای ایجاد توافقی تازه میان تهران و واشنگتن، شاید تنها راه نجات از چرخه جنگ و ناامنی در منطقه باشد".
آنچه مسلم است این می باشد که اگر آمریکا و اسرائیل توان آن را داشتند تا ایران را با خاک یکسان کنند امکان نداشت که جنگ را بعد از 12 روز متوقف کنند و تا ایران را به غزه ای جدید تبدیل نکرده بودند و سناریوی لیبی را پیاده نمی کردند دست بر نمی داشتند.
شاید قبل از این جنگ برخی ایرانی ها نسبت به توانمندی های خود مقداری شک داشتند اما الآن همه ایرانی ها، از همه طیف های سیاسی، با غرور از توانمندی کشور خود صحبت می کنند.
با اینکه ایران در ابتدای جنگ ضربه ای سنگین خورد اما طی چند ساعت و نه چند ماه و یا هفته ویا روز خود را جمع و جور کرد و جوری با دشمنان خود برخورد کرد که آنها را سر جای خود نشاند و کاری کرد که آنها اول فریاد بزنند.
قبل از این جنگ در ایران اختلاف نظر های زیادی در باره مذاکرات با آمریکا و غرب و حتی برنامه هسته ای وجود داشت اما بعد از این جنگ امروزه کل ایران یک دست شده و از وجود برنامه هسته ای دفاع می کند و بر ضرورت تقویت برنامه موشکی و دفاعی ایران اصرار می ورزد.
ایرانی ها دیگر همه متفق القول شده اند که اگر برنامه های دفاعی ایران نباشد موجودیت آنها مورد تهدید خواهد بود.
در چنین شرایطی می توان گفت که حتی شرایط برای مذاکره میان ایران و آمریکا نیز تغییر کرده.
قبل از این جنگ مذاکره کنندگان ایرانی از بیم اینکه جنگی بپا شود تلاش می کردند که در مواردی کوتاه بیایند و با طرف مقابله تعامل کنند.
آنهایی که هنوز تصور می کنند با تهدید اجرای بند ماشه و یا تهدید نظامی می توانند عزم ایرانی ها را تضعیف کنند سخت در اشتباه می باشند.
به قول معروف دیگر آب از سر ایرانی ها گذشته چه یک وجب چه صد وجب.
یا باید مساله آن گونه که منافع ایران اقتضا می کند حل شود یا اینکه ایرانی ها به هیچ وجه حاضر نخواهند بود دیگر با طرفی که نمی توان نه به امضایش و نه به حرف هایش و نه به قول و وعده وعید هایش اعتماد کرد سر میز گفتگو بنشینند.
هدف اصلی ایرانی ها از نشستن پای میز مذاکره با آمریکایی ها رفع تحریم ها و پرهیز از جنگ بود که نه تحریم ها رفع شده و جنگ هم که شد و در جنگ طرف مقابل بود که همه برگه های خود را سوزاند.
این فرصت در مقابل اروپایی ها بود که با واقع بینی تلاش کنند که جایگاه خود را در معادلات سیاسی جهانی از دروازه ایران باز گردانند اما آنها با بی بصیرتی سیاسی خود این فرصت را نتوانسته اند به دست بیاورند.
حالا آمریکا دست به دامن عرب ها شده تا ورود کنند و همانگونه که مثلا امیر قطر را مجاب کردند تا ایرانی ها را متقاعد کند به آتش بس تن دهند حالا امیدوار هستند که عرب ها بتوانند ایرانی ها را مجاب کنند که به مذاکرات مجدد تن دهند.
آقای عراقچی علنا شرایط ایران برای مذاکرات را اعلام کرد و ضمن این شرایط پرداخت غرامت حمله به ایران توسط آمریکا بود که ظاهرا آمریکایی ها به دنبال آن هستند که عرب ها را مجاب کنند که غرامت خبط آمریکا و اسرائیل را بپردازند.
اما نکته مهم تر از پرداخت غرامت بحث تضمین هایی است که آمریکایی ها باید تقدیم کنند که عرب ها در شرایطی نیستند که بتوانند چنین تضمین هایی را تقدیم ایران کنند.
قبل تر ایرانی ها به اتحادیه اروپا و شورای امنیت اعتماد کرده بودند تا ضامن آمریکا شوند اما آنها نیز نتوانستند که ضامن معتبری باشند.
بحث غرامت برای ایران اولویت ندارند بلکه بحث ضمانت برای ایران اولویت دارد و تا زمانی که آمریکایی ها پندار و کردار و رفتار خود را تغییر ندهند و نتوانند ضامن معتبری پای میز مذاکره بیاورند عملا نمی توان امیدوار بود کشورهای عربی بتوانند کار خاصی را پیش ببرند.