گزارش و تحلیل

فارین پالیسی: چهار پیش بینی پوتین درباره اوکراین که به واقعیت پیوست

تحلیلگر آمریکایی: اقداماتی که پوتین طی عملیات ویژه انجام داده درست از آب درآمده است.
Sputnik
اسپوتنیک، استفان والت، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی در مقاله ای برای فارین پالیسی نوشت: اگر با خودمان صادق باشیم، باید بپذیریم که رئیس جمهور روسیه چیزی در مورد عملیات ویژه فهمیده و آن را درست انجام داده است. نادیده گرفتن اقدامات صحیح او اشتباه بزرگی است.
پس پوتین چه چیزی درست انجام داده است؟
در ابتدا، دولت بایدن امیدوار بود که پوتین با تهدید تحریم های بی سابقه متوقف شود. سپس تحریم ها باعث نارضایتی مردم شده و او را مجبور به تغییر مسیر می کنند. اما پوتین با آغاز عملیات نظامی، مطمئن بود که روسیه در برابر هرگونه تحریم مقاومت خواهد کرد. و حق با او بود (تا به حال ). تقاضا برای مواد خام روسیه بالا است. اقتصاد کشور با موفقیت کار می کند، کاهش تولید ناخالص ملی ناچیز است. عواقب درازمدت ممکن است جدی تر باشد، اما پوتین به درستی فکر کرد که نتیجه درگیری تنها با تحریم ها تعیین نمی شود.
دوم اینکه پوتین به درستی حساب کرد که مردم روسیه مشکلات پیش آمده را تحمل خواهند کرد و ناکامی ها در میدان نبرد منجر به سرنگونی او نخواهد شد. پوتین ذخایر را بسیج کرد و مطمئن بود که اکثریت روس ها از او حمایت خواهند کرد و او قادر خواهد بود مخالفانی را که به وجود آمده باشند سرکوب کند. در نتیجه روسیه توانسته است بدون هیچ تهدیدی برای قدرت پوتین، نیروی بزرگی را در میدان نبرد نگه دارد. البته چیزهایی ممکن است تغییر کند، اما پوتین تا به حال درستی کار خود را ثابت کرده است.
پوتین: اوکراین مردم دونباس را نابود کرد
سوم، پوتین متوجه شد که سایر کشورها گرفتار مشکلات خودشان هستند و همه کشورها او را به خاطر عملیات نظامی آغاز شده محکوم نخواهند کرد. اروپا، ایالات متحده و چند کشور دیگر به شدت و قاطعانه واکنش نشان داده اند، اما کشورهای کلیدی جنوب جهانی و برخی از کشورهای مهم دیگر (مانند عربستان سعودی و اسرائیل) واکنش نشان نداده اند. این عملیات نظامی برای حیثیت بین المللی روسیه سودی نداشت (همانطور که رای گیری در مجمع عمومی سازمان ملل نشان داد)، اما تنها تعداد محدودی از کشورها به شدت مخالف این عملیات هستند.
و از همه مهمتر. پوتین بر آن است که سرنوشت اوکراین برای روسیه بسیار مهمتر از غرب است. پوتین نسبت به حامیان اصلی کی یف از نظر آمادگی برای ضرر و خطر برتری دارد. واقعیت این است که جهت گیری سیاسی این همسایه بزرگ همیشه برای مسکو مهمتر از دولت ها و مردمان دوردست بوده است، به ویژه برای کسانی که در کشوری غنی و محافظت شده در آن سوی اقیانوس اطلس زندگی می کنند.
به دلیل این عدم تقارن اساسی منافع، ایالات متحده، آلمان و بقیه اعضای ناتو به دقت پاسخ های خود را می سنجند. با توجه به این تفاوت در انگیزه، ایالات متحده در تلاش است روسیه را بدون استفاده از یگان های نظامی خود متوقف کند. ارسال چند میلیارد دلار کمک به اوکراینی ها منطقی است، اما اوکراین به اندازه کافی برای ایالات متحده مهم نیست تا جان سربازان خود را به خطر بیندازد یا خطر جنگ هسته ای را به وجود بیاورد.
پوتین: پیروزی روسیه در اوکراین اجتناب ناپذیر است
به همین دلیل است که اوکراینی‌ها با تمام وجود تلاش می‌کنند تا موضوع را طوری مطرح کنند که گویا سرنوشت اوکراین برای غرب به همان اندازه که برای روسیه مهم است. اگر به آنها گوش دهید، معلوم می شود که کنترل روسیه بر کریمه و بخشی از دونباس، ضربه مرگباری به "نظم مبتنی بر قواعد" وارد می کند. این یک دعوت از چین برای تصرف تایوان است، این یک هدیه بزرگ برای دیکتاتورهای سراسر جهان است، یک شکست فاجعه بار دموکراسی، نشانه ای از احتمال شانتاژ هسته ای است و اینکه ارتش پوتین می تواند تا کانال مانش راهپیمایی کند. با این حال، چنین تاکتیک های ارعاب در برابر انتقاد جدی نمی ایستد. سرنوشت جهان در قرن بیست و یکم با کنترل کی یف یا مسکو بر سرزمین های اوکراین تعیین نخواهد شد. آنها با توجه به اینکه کدام کشورها صاحب فناوری های کلیدی هستند و همچنین تغییرات آب و هوا و تحولات سیاسی در بسیاری از مکان های دیگر تعیین خواهند شد.
قبول این عدم تقارن، به معنای درک این نکته است که تهدیدات هسته ای تنها نقش محدودی دارد. شایان تذکر است که نه ایالات متحده و نه اتحاد شوروی در سال های طولانی جنگ سرد (و حتی علیه کشورهای غیرهسته ای) موفق در شانتاژ هسته ای نشدند، اگرچه زرادخانه های عظیمی در اختیار داشتند.
اما هرچه ایالات متحده و ناتو تسلیحات، اطلاعات و حمایت دیپلماتیک بیشتری به اوکراین بدهد، به همان اندازه حیثیت آنها بیشتر به نتیجه این درگیری بستگی خواهد داشت. به همین دلیل است که رئیس جمهور زلنسکی خواستار کمک بیشتر و بیشتری است. به نفع اوست که غرب را تا حد امکان محکم به سرنوشت اوکراین گره بزند.
با این وجود، نگرانی ها در مورد پیامدهای درگیری ها بر حیثیت اغلب اغراق آمیز است. هنری کیسینجر در سال 1969 متوجه شد که ویتنام برای ایالات متحده ارزش استراتژیک کمی دارد و پیروزی در آنجا غیرممکن است. اما برای حفظ "اعتقاد به وعده‌های آمریکا"، ایالات متحده جنگ ویتنام را برای چهار سال دیگر در تلاشی بیهوده برای "برقراری صلح با افتخار" ادامه داد. همین نتیجه در مورد ارسال آبرامز و اف-16 به اوکراین نیز صادق است. آمریکا هر چه سلاح های بیشتری به آنجا بفرستد، تعهدات بیشتری خواهد داشت و احتمال تشدید تنش افزایش می یابد.
تکرار می کنم، همه موارد فوق الذکر به این معنی نیست که پوتین در مورد همه چیز درست اقدام کرد. اما درک اینکه او چه کاری را درست انجام داده باید بر نحوه عملکرد کی یف و حامیانش در ماه‌های آینده تأثیر بگذارد.
بحث و گفتگو