گزارش و تحلیل

چرا متحدین ایران موفق می شوند اما رقبا نه؟

مدتی پیش زلنسکی زمین و زمان را به هم دوخته بود وناله می کرد که تسلیحات اوکراین تمام شده و ارتش این کشور دیگر تاب مقاومت ندارد.
Sputnik
این در حالی است که چندین کشور غربی تمام امکانات مالی و تسلیحاتی خود را در اختیار زلنسکی قرار داده اند به امید اینکه وی تا آخرین شهروند اوکراینی (نه فقط سرباز) با روسیه بجنگد.
زلنسکی هم با مقرراتی که در اوکراین وضع کرد همه مردان اوکرانی که حتی تمایل به مشارکت در ماجراجویی های وی و آمریکا و نئونازی ها نبودند را وادار کرد که به زور درگیر جنگ شوند.
نکته قابل تامل که این روزها توسط برخی سیاست مداران غربی زمزمه می شود این است که به دلیل فساد گسترده موجود در اوکراین بخش عمده کمک های مالی غرب به اوکراین عموما به حساب های شخصی سردمداران نئونازی ها می رود و برای مردم اوکراین خرج نمی شود.
در واقع امروزه شرایطی پیش آمده که رهبران برخی کشورهای اروپایی از جیب مردم خود می زنند و خرج ماجراجویی های زلنسکی و آمریکا می کنند.
به هر حال این جریان را با جریان جنگ ها و درگیری هایی که در منطقه خاورمیانه بر علیه تروریست هایی که امروزه بسیاری از آنها به اوکراین گسیل شده اند رخ داده، مقایسه کنید.
در جریان جنگ بر علیه تروریست ها در منطقه خاورمیانه ایران و متحدین اش طرف اصلی مبارزه با تروریست ها بودند و متحدین آمریکا در منطقه حامی اصلی این تروریست ها.
چیزی حدود 11 سال از شروع جنگ در سوریه می گذرد، حدود 7 سال از جنگ یمن می گذرد، همزمان جنگ بر علیه تروریست ها در عراق و افغانستان برقرار بود، فلسطینی های مورد حمایت ایران دهه ها است با اسرائیل که مورد حمایت بسیاری از کشورهای جهان است در حال جنگ می باشند.
اسرائیل می گوید آماده حمله به ایران است
همزمان ایران ذیل شدید ترین تحریم های اقتصادی ومالی و تسلیحاتی غرب قرار دارد و در مقابل دست آمریکا ومتحدین اش در منطقه باز است، اسرائیل و آمریکا و متحدین آنها در منطقه به هر ترتیبی شده هر محموله که از سمت ایران حرکت می کند رصد می کنند و در موارد زیادی محموله های تسلیحاتی و یا حتی غیر تسلیحاتی را هدف قرار می دهند، ولی یک بار نه فقط نشنیدیم که متحدین ایران از کمبود تسلیحات و امکانات بنالند بلکه همیشه افتخار داشتند که هر آنچه برای ادامه مبارزه به آن نیاز دارند در اختیار آنها است.
برخی شاید ندانند که سال 2006 میلادی وقتی که اسرائیل جنگ موسوم به جنگ 33 روزه را بر علیه لبنان شروع کرد حزب الله لبنان چیزی کمتر از 500 موشک میانبرد که می توانست داخل اسرائیل را هدف قرار دهد در اختیار داشت، ظرف 10 روز ایران چیزی حدود 10 هزار موشک میانبرد و زمین به دریا و زمین به هوا به دست حزب الله رساندند و همین که محافل اطلاعاتی اسرائیلی متوجه شدند که این تعداد موشک به دست حزب الله رسیده دست به دامن اروپایی ها و آمریکایی ها وسازمان ملل شدند تا هر جور شده حزب الله را متقاعد کنند فقط اجازه دهند آنها نیروهای خود را سالم از لبنان خارج کنند.
در واقع 22 روز بعدی جنگ به این گذشت که حزب الله را قانع کنند به سربازهای اسرائیلی در حین عقب نشنین امان دهد و حزب الله از این فرصت استفاده کرد تا اسرائیل را وادار کند تعهد دهد که دیگر به خاک لبنان تعدی نکند.
امروزه هم می بینیم از آن زمان تا به حال اسرائیل دیگر جسارت حمله به خاک لبنان را پیدا نکرده.
حدود دو سال پیش بود که سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان در یکی از سخنرانی هایش تایید کرد که حزب الله آنزمان چیزی حدود 180 هزار موشک نقطه زن ایرانی در اختیار دارد، موشک هایی که ظرف کمتر از 20 ثانیه می توانند کل اسرائیل را هدف قرار دهند و هیچ سیستم دفاعی ای در جهان وجود ندارد که توان مقابله با این تعداد موشک را داشته باشد.
حالا تصور کنید که بعد از دو سال تعداد موشک های حزب الله به چند موشک رسیده.
حزب الله: به زودی از ایران سوخت و دارو وارد می‌ کنیم
البته گویند مشت نمونه خروار، این را مثال زدم تا خواننده متوجه شود علیرغم همه ادعاهای اسرائیل مبنی بر هدف قرار دادن محموله های تسلیحاتی ایران برای حزب الله لبنان، هزاران محموله به حزب الله رسیده.
همین جریان را می توان به دیگر متحدین ایران در منطقه نیز تعمیم داد.
در حالی که مثلا غزه که 44 کیلومتر بیشتر مساحت ندارد ازهمه طرف محاصره است اما به یکباره در آخرین درگیری ای که میان اسرائیل و فلسطینی ها رخ داد روزانه چیزی حدود یک هزار موشک از غزه به سمت شهرهای مختلف اسرائیل پرتاب شد.
در حالی که یمن از همه طرف محاصره است اما می بینیم که در نهایت ائتلاف سعودی که صدها ملیارد دلار هزینه خرید مدرن ترین تسلیحات غربی کرده مجبور می شود که به آتش بس تن دهد چون می بیند که تاب مقابله با انصارالله را ندارد و علیرغم برخورداری از مدرن ترین سیستم های دفاعی ولی موشک ها و پهباد های یمنی مراکز بسیار حساس اقتصادی شان را هدف قرار می دهند.
اینجا این که سوال می کنیم جریان چیست که متحدین ایران روز به روز در منطقه قویتر می شوند اما هر جای دنیا نگاه کنید می بینید آنهایی که با آمریکا و متحدین آن همسو می شوند شکست می خورند.
اگر بخواهیم جریان را در چند جمله خلاصه کنیم باید بگوییم چون همراهان ایران بر اساس عقیده و قناعت می جنگند اما همراهان آمریکا و متحدین اش برای پول و هیچ اعتقادی به مشروعیت اهداف آمریکا و متحدین اش ندارند.
در واقع متحدین ایران برای اهداف و اعتقادات خود می جنگند در حالی که متحدین آمریکا برای اهداف آمریکا باید بجنگند و طبیعی است که متحدین آمریکا حاضر نباشند فداکاری ای که متحدین ایران انجام می دهند را انجام دهند و از سوی دیگر ایرانی ها هم، چون با متحدین شان هم عقیده هستند، برای حمایت از متحدین خود هر چه از دستشان درآید انجام می دهند در حالی که آمریکایی ها باور دارند اینها مهره هایی هستند که اگر بمیرند می توانند حق و حقوق کمتری به آنها بدهند و دیگری را جایگزینشان کنند.
بحث و گفتگو