گزارش و تحلیل

سکوت پر رمز و راز دار حزب الله در لبنان - بخش سوم و پایانی

همانگونه که قبلا نیز مطرح کردیم یکی از اهداف توافق طائف کوتاه کردن دست سوریه از لبنان و دیگری خلع سلاح همه گروه ها و احزاب در لبنان بود.
Sputnik

همانگونه که قبلا نیز مطرح کردیم یکی از اهداف توافق طائف کوتاه کردن دست سوریه از لبنان و دیگری خلع سلاح همه گروه ها و احزاب در لبنان بود. امید برخی اعرابی که این توافق را ایجاد کرده بودند و وعده وعید های آنچنانی به لبنانی ها داده بودند که پس از این توافق در لبنان کن فیکن خواهد شد و آبادانی به سراغ کشورشان خواهد آمد، این بود که پس از خلع سلاح همه گروه ها در لبنان از جمله حزب الله و خروج سوریه از لبنان دیگر مقاومتی بر علیه اسراییل وجود نداشته باشد. 

سکوت پر رمز و راز دار حزب الله در لبنان - بخش اول

قبل از توافق طائف اواخر سال 1989 دو دولت در لبنان تشکیل شده بود یکی به ریاست سلیم الحص نخست وزیر سنی مذهب لبنان در مناطق مسلمان نشین و دیگری به ریاست میشال عون فرمانده وقت ارتش و رییس جمهوری فعلی لبنان ماجرا به درگیری میان ارتش لبنان از یک سو و ارتش سوریه از سوی دیگر کشیده شده بود و آقای میشال عون مجبور شده بود سال 1991 لبنان را ترک کند و به فرانسه پناهنده شود تا سوریه قدرت مطلق لبنان را در اختیار داشته باشد وخوب برخی کشورهای عربی که آمریکا و اسراییل وکشورهای اروپایی پشتشان بودند تصور می کردند که این یک راهکار برای پایان دادن به قدرت سوریه در لبنان است.

پس از توافق طایف تصور بر این بود که با تشکیل سیستم جدید سیاسی در لبنان دیگر دلیلی برای حضور سوری ها در این کشور وجود نخواهد داشت اما دولت آقای سلیم الحص توافق دوستی و مودت با سوریه به امضا رساند و از نیروهای سوری خواست برای کمک به حفظ ثبات وامنیت تا مدتی نا محدود در لبنان باقی بمانند.

در اولین انتخابات پس از توافق طائف و علیرغم اینکه حزب الله هیچ تمایلی به مشارکت در ساختار سیاسی جدید لبنان نداشت هر 12 عضو حزب الله که خودسر کاندیدای انتخابات مجلس لبنان شده بودند توانستند رای لازم برای ورود به مجلس را کسب کنند در حالی که هیچ حزب و یا گروه دیگری به صورت تشکیلاتی نتوانسته بود این تعداد کرسی نمایندگی را در مجلس به دست آورد.

همین ماجرا نشان میداد علیرغم اینکه حزب الله لبنان تمایلی به ورود به ساختار سیاسی لبنان نداشت اما محبوبیت بسیار زیادی در این کشور داشت در حدی که تمام کاندیداهایش بدون حمایت رسمی حزب بتوانند وارد مجلس شوند.

حزب الله لبنان علیرغم اینکه امکان تصرف قدرت در لبنان را در آن زمان داشت اما خود را از درگیری های سیاسی داخلی دور نگه داشت و بر مقاومت بر علیه اسراییل تمرکز کرد و تنها خواسته اش این بود که سلاح مقاومت باید دست مقاومت باقی بماند.

به این شکل توافق طائف به دو هدف اصلی خود یعنی خروج سوری ها از لبنان وخلع سلاح حزب الله نرسیده بود وکشورهایی که وعده هایی برای بازسازی لبنان داده بودند از انجام تعهدات خود سر باز می زدند.

مرحوم رفیق الحریری که سال 1992 با حمایت عربستان سعودی به نخست وزیری رسیده بود و تلاش داشت با استفاده از ارتباطات سیاسی واقتصادی خود بازسازی لبنان را انجام دهد بر عکس تصور بسیاری به حزب الله لبنان و سوریه نزدیک شده بود و متوجه بود که مجبور است برای بازسازی لبنان با آنها نیز بده بستان داشته باشد و بخوبی می دانست که تنها معادله مقابله با اسراییل وجود جبهه مقاومت است و اگر این جبهه از دست برود قطعا اسراییل با توجه به قدرت ارتش لبنان این کشور را قورت خواهد داد.

سکوت پر رمز و راز دار حزب الله در لبنان - بخش دوم

به همین دلیل هم علیرغم همه شایعاتی که توسط مخالفین روابط حریری و حزب الله مطرح می شد رفیق الحریری و سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله روابط بسیار صمیمی ای با هم پیدا کردند.

در سال 2000 میلادی اسرائیل بر اثر ضربات مقاومت حزب الله مجبور شد از لبنان عقب نشینی کند و فشارهای متعددی راه افتاد که حال که اسراییل از لبنان عقب نشینی کرده حزب الله نیز باید خلع سلاح شود و مانند دیگر تشکل های لبنان به یک تشکیلات صرفا سیاسی تبدیل شود.

البته بهانه برای ابقای نیروی حزب الله هنوز باقی مانده بود چون کشتزارهای استراتژیک شبعا که مورد اختلاف میان لبنان و سوریه است هنوز تحت اشغال اسراییل بود و دولت سوریه برای اینکه ضربه ای به اسراییلی ها زده باشد رسما اعلام کرد حاکمیت لبنان بر این مناطق را قبول دارد تا توجیهی برای نیاز به ادامه مقاومت بر علیه اسراییل وجود داشته باشد.

اهمیت این منطقه 25 کیلومتر مربعی در این است که بر منطقه جولان سوریه مسلط است و اگر احیانا حزب الله لبنان بر این منطقه تسلط یابد هم بر نیروهای اسراییلی در جولان مسلط می شود هم بر بخش های شمالی اسراییل.

از سوی دیگر آقای رفیق الحریری که باور داشت وجود مقاومت توازن استراتژیک با اسرائیل برای لبنان ایجاد می کند هم از این موضع حزب الله حمایت می کرد.

باز هم تلاش اسراییل برای خارج کردن سوریه از لبنان و خلع سلاح حزب الله ناکام ماند.

آقای حریری سال 2005 میلادی ترور شد و با استفاده از ابزار رسانه اسرائیلیها وآمریکایی ها و کشورهای اروپایی موفق شدند ترور را گردن سوریه بیاندازند تا مجبور شود نیروهای خود از لبنان را عقب بکشد.

حزب الله و گروه های چپ مخالف خروج سوریه از لبنان بودند در حالی که سعد الحریری فرزند رفیق الحریری به همراه جناحی مورد حمایت غرب موفق شد جریانی موسوم به جریان 14 مارس راه بیاندازد تا با فشار داخلی و خارجی سوری ها مجبور شوند از لبنان خارج شوند.

گروه های حامی باقی ماندن سوریه در لبنان چند روز قبل تر تحرکی را به عنوان 8 مارس راه انداخته بودند و جالب اینکه 71  نماینده از اصل 128 نماینده مجلس لبنان وکل 20 وزیر کابینه حامی این جناح بودند در حالی که فقط 48 نماینده مجلس لبنان و 0 وزیر کابینه طرفدار جریان 14 مارس بودند.

اسراییلی ها و آمریکایی ها و فرانسوی ها و سعودی ها از ابزار به خیابان کشیدن مردم برای احقاق این امر استفاده کردند و به مردم لبنان دوباره وعده و وعید دادند که پس از خروج نیروهای سوری از لبنان دیگر لبنان کن فیکن خواهد شده و سرمایه گذاری های آنچنانی به لبنان خواهد آمد وهمه مشکلات اجتماعی واقتصادی مردم لبنان حل خواهد شد.

حال که حریری ترور شده بود و سوری ها از لبنان خارج شده بودند بهانه جدیدی وجود داشت.

خلع سلاح حزب الله.

اسراییلی ها کاملا می دانند تا زمانی که حزب الله خلع سلاح نشود هم خطر شمال آنها را تهدید می کند هم توازن قدرتی وجود دارد که به آنها اجازه نمی دهد بر منابع اقتصادی لبنان از جمله آب و گاز و نفتی که جدیدا یافت شده تسلط داشته باشند.

فردا ظریف به لبنان سفر می کند

همچنین بنادر لبنان به صورت سنتی رقیب بنادر اسراییل در شرق دریای مدیترانه به حساب می آیند و اگر روزی به هر شکلی بخواهد توافق صلحی در منطقه ایجاد شود به دلایل مختلف کشورهای منطقه ترجیح خواهند داد از بنادر لبنان به جای بنادر اسراییل استفاده کنند.

خوب این توازن باید به هم می خورد و شرایط سیاسی برای به هم زدن چنین توازنی وجود نداشت چون هیچ قدرتی در لبنان تاب مقابله با حزب الله را نداشت و به همین دلیل مشاهده می کنیم که اسراییلی ها سال 2006 دست به کار شدند و خود وارد جنگ با حزب الله شدند.

جنگی که امیدوار بودند طی چند روز بتوانند حزب الله را شکست دهند و کار را تمام کنند اما حزب الله لبنان 33 روز با آنها جنگید و تلفات سنگینی را به اسرائیلی ها وارد کرد به صورتی که در روزهای پایانی میانجی گران بین المللی با حزب الله تماس می گرفتند و التماس می کردند تا آتش بس و عقب نشینی اسراییل از لبنان را بپذیرد و قبول کند که اگر اسراییلی ها عقب نشینی کنند به آنها حمله نخواهند کرد.

با این پیروزی قدرت حزب الله نه فقط در لبنان بلکه در کل جهان اسلام و عرب دو چندان شد و اینبار حزب الله فقط با دشمن اسراییلی مواجه نبود بلکه بسیاری از رهبران عرب که هیچ محبوبیتی در میان مردم خود نداشتند نیز از روی غیض با حزب الله زاویه پیدا کردند.

بعد ها حتی مستنداتی منتشر شد که نشان می داد برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از حمله اسراییل به اعراب و مسلمانان لبنان حمایت کرده بودند.

ویکی لیکس نامه ای را از شاه قبلی عربستان ملک عبد الله منتشر کرد که بر اساس آن وی از آمریکایی ها خواسته بود همزمان به ایران حمله کنند و کار ایران را هم تمام کنند و قول داده بود که همه هزینه های حمله به ایران را به همراه دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تقبل کند.

به هر صورت دولت لبنان در سال 2005 به دست فواد السینیوره وزیر دارایی اسبق این کشور و از طرفداران جناح 14 مارس رسیده بود، دلیل اش هم این بود که فرزندان رفیق الحریری هیچ کدام برای جانشنینی او هنوز آماده نبودند،  و حزب الله هم در این باره مخالفتی نشان نداد تا متهم به سنگ اندازی در پیشرفت لبنان نشود اما به جای اینکه جناح 14 مارس به دنبال حل مشکلات لبنان باشند به سمت و سوی باند بازی های سیاسی وتصرف قدرت رفت و علیرغم اینکه ایشان از شخصیت های درجه یک جریان المستقبل به شمار می آمد ولی حتی توسط جریان خود نیز به دزدی های کلان و اختلاس متهم شد.

در نهایت سال 2009 میلادی آقای سعد الحریری فرزند رفیق الحریری که به نظر طرفداران جناح موسوم به المستقبل آماده شده بود خود سمت نخست وزیری لبنان را عهده دار شد.

باز هم هزاران وعده و وعید در حالی که هیچ کدام محقق نشد.

دولت های لبنان به عنوان مثال نه فقط حتی برق مردم این کشور را نمی توانستند تامین کنند بلکه حتی به دلایل مسایل سیاسی حاضر نمی بودند کمک های کشورهایی مانند ایران یا روسیه یا چین یا سوریه جهت احداث نیروگاه برق را قبول کنند چون تصمیمات توسط آمریکایی ها و سعودی ها و فرانسوی اتخاذ می شد.

این کشمکش ها ادامه یافت و علیرغم اینکه لبنان چندین نخست وزیر عوض کرد یعنی بعد از آقای سعد الحریری آقای نجیب میقاتی و تمام سلام و مجددا سعد الحریری دو بار نخست وزیر شدند اما هیچ کدام نتوانستند اوضاع لبنان را جمع و جور کنند.

آقای حسان دیاب هم چند ماه پست نخست وزیری را عهده دار شد اما نتوانست کاری را از پیش ببرد و در نهایت به دلیل انفجار بندر بیروت و ادامه اعتراضات مجبور به استعفا شد.
شرح این داستان بسیار طولانی لازم بود تا خواننده متوجه شود به گفته لبنانی ها هیچ اتفاقی در لبنان اتفاقی نیست و هر اتفاقی پشت اش برنامه و توطئه ای در کار است.
همانگونه که قبلا نیز مطرح کردم سال 2019 انتخابات مجلس لبنان برگزار شد و جناح حامی جبهه مقاومت موفق شد اکثریت کرسی های پارلمان را به دست بیاورد و جناح موسوم به 14 مارس به دلیل نا کار آمدی جایگاه خود در این پارلمان را از دست داد.

از همان زمان ساز نا سازگاری با انتخابات لبنان شروع شد و علیرغم اینکه هیچ کس شک و شبهه ای نسبت به سالم بودن این انتخابات ندارد باز هم جناح مورد حمایت غرب از شیوه معمول خود یعنی کشاندن مردم به خیابان ها به جای تمکین به نتیجه انتخابات استفاده کرد.

همان شگردی که در اوکراین، عراق، هنگ کنگ و... استفاده کرده.

برای خارج کردن فلسطینی ها از لبنان نیاز بود که اسراییل به لبنان لشکر کشی کند، برای خارج کردن سوری ها نیاز بود رفیق حریری ترور شود و امروزه برای خلع سلاح حزب الله هم احتمالا نیاز بوده تا بندر بیروت منفجر شود.

چرا دولت لبنان الآن استعفا داد؟

بدیهی است بالاترین سود از انفجار بندر بیروت عاید اسرائیل و آمریکا و فرانسه وعربستان سعودی ومخالفان حزب الله می گردد در حالی که حزب الله که و طرفدارانش در لبنان که اکثریت نسبی پارلمان را دارند هیچ نفعی از ناهنجاری های لبنان عایدشان نمی شود.

این در حالی است که آمریکایی ها طی حدود یک سال پیش مهم ترین رکن ثبات اقتصادی لبنان، یعنی سیستم بانکی را نیز هدف قرار دادند و پس از سفر معاون وزیر خزانه داری آمریکا به لبنان دستور العمل های جدید به رییس بانک مرکزی لبنان ابلاغ شد که بر اساس آن بخش بزرگی از ذخیره ارزی لبنان از این کشور خارج شد و نابسامانی های مالی و ارزی در کشور ایجاد شد.

حال مجددا کشورهای اروپایی از کانال فرانسه شروع کردند وعده وعید های متعدد ارائه دادن، به قول معروف یک بار دیگر درب باغ سبز را باز کرده اند، و خوب در این شرایط به راحتی می توانند مردم را گول بزنند چون حافظه تاریخی مردم عموما ضعیف است.

برخی سوال می کنند آیا اینهایی که در خیابان ها هستند مردم لبنان نیستند؟

باید در پاسخ گفت چرا، اینها مردم لبنان هستند اما نه همه مردم لبنان.

هیچ کس نمی تواند انکار کند که مردم لبنان از جمله طرفداران خود حزب الله از شرایط اقتصادی موجود ناراضی هستند اما این یک یا دو یا ده هزار نفر که در خیابان ها هستند خواسته های همه مردم را مطرح نمی کنند بلکه خواسته های بیگانگان را مطرح می کنند، خواسته هایی مانند تغییر ساختار سیاسی که در شرایط فعلی یعنی بازگشت لبنان به جنگ داخلی.

هر کس به صورت گذرا تاریخ لبنان را مطالعه کرده باشد به خوبی می داند شرایط سیاسی این کشور به این سادگی ها قابل تغییر نیست حتی اگر مجددا یک جنگ 15 ساله در این کشور راه بیافتد.

اگر هم کسی مخالف این ساختار سیاسی باشد اول حزب الله لبنان و طرفداران این جناح هستند که پانزده سال جنگیدند تا این ساختار تغییر یابد وتغییر نکرد.

ارتش لبنان کنترل مرکز شهر بیروت را به دست گرفت

امروزه هم برای حزب الله و جنبش امل بسیار راحت است تا از طرفداران خود بخواهند به خیابان بروند و ماجرا را جمع کنند و به قول یکی از دوستان همین که آقای نبیه بری و سید حسن نصر الله یک استراحت عصرانه داشته باشند طرفداران آنها می توانند کل شهر بیروت ومحل های تظاهرات را در اختیار بگیرند و اجازه ندهند حتی پرنده ای بدون اجازه آنها در آن مناطق تکان بخورد اما این دقیقا همان است که دشمنان لبنان می خواهند.

آنها می خواهند به این بهانه حزب الله را با مردم لبنان درگیر کنند و شاید هم با مسلح کردن برخی گروه ها درگیری ها را به سمت شرایط سوریه بکشانند.

چون اسراییلی ها متوجه می باشند اگر نتوانند حزب الله را خلع سلاح کنند بهتر است این حزب را درگیر جنگ های فرسایشی داخلی کنند.

آنها قبلا همین سناریو را در سوریه پیاده کردند و حال که جریان سوریه در حال خاتمه است به سمت لبنان رفته اند.

اتفاقات و سوابق تاریخی که طی این مقاله مفصل به آن اشاره کردم ثابت کرده که حزب الله به خوبی دست آنها را خوانده و به همین دلیل فضا را باز گذاشته تا آنها بازی خود را انجام دهند واو بازی خود را آخر سر انجام دهد نه اینکه درتله آنها بیافتد.

 

بحث و گفتگو