گزارش و تحلیل

مرگ و زندگی: حمله به ایران برای کاخ سفید

© AP Photo / Evan VucciПрезидент США Дональд Трамп
Президент США Дональд Трамп - اسپوتنیک ایران  , 1920, 09.10.2026
اشتراک
طبق نظر همه کارشناسان مسائل سیاسی آمریکا، جمهوری‌خواهان دیگر یقین پیدا کرده‌اند که در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، مجلس نمایندگان را به دموکرات‌ها واگذار خواهند کرد و در این باره تسلیم شده‌اند؛ اما در حال حاضر می‌جنگند تا بلکه بتوانند سنا را حفظ کنند.

به صورت سنتی، وقتی کشوری در حال جنگ است، مردم دور حکومت جمع می‌شوند و از آن حمایت می‌کنند، اما این‌بار در آمریکا مسئله معکوس شده و مردم به شدت مخالف ورود کشورشان به جنگ با ایران هستند. به همین دلیل، طبق آمار رسانه‌های آمریکایی، ریزش حمایت از دولت و مخالفت با جنگ به 74 درصد رسیده است؛ در حال حاضر کمتر از 17 درصد آمریکایی‌ها از جنگ با ایران حمایت می‌کنند و 8 درصد نیز نظری ندارند.
حتی درون حزب جمهوری‌خواه، مخالفت با ورود آمریکا به جنگی که به قول آن‌ها "انتخابی" بود، به شدت بالا رفته است. بحث جدیدی نیز شکل گرفته مبنی بر اینکه شاید حتی بسیاری از جمهوری‌خواهان راه یافته به کنگره، با سیاست‌های خارجی کنونی مخالفت کنند.

کار به جایی رسیده که رئیس‌جمهور آمریکا مجبور شده است شخصاً وارد میدان شود و به ایالت‌هایی که به صورت سنتی "قرمز" (جمهوری‌خواه) به حساب می‌آیند سفر کند تا رأی‌دهندگان را متقاعد سازد به کاندیداهای طرفدار او رأی دهند؛ چرا که بیم آن می‌رود حتی برخی از ایالت‌های حامی جمهوری‌خواهان به رنگ "آبی" (دموکرات) درآیند.
همه کارشناسان متفق‌القول هستند که کل این ماجرا به دلیل تمایل به ورود به جنگ با ایران طبق نظر نتانیاهو بوده و حتی سازمان‌ها و مجامع اطلاعاتی و امنیتی آمریکا نیز با ورود این کشور به جنگ مخالفت کرده‌اند. به همین دلیل، بسیاری باور دارند امروزه کل مسئولیت ورود به جنگ و هزینه‌های مرتبط با آن بر گردن کاخ سفید افتاده است و ایران موفق شده تا از طریق اقتصادی و فشار بر جیب رأی‌دهندگان آمریکایی، چالش را به داخل آمریکا بکشاند.

این روزها بحث احتمال حمله آمریکا به ایران بسیار شدت گرفته است.

بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که در صورت اتخاذ تصمیم برای اقدام نظامی علیه ایران، احتمال دارد این اقدام در بازه زمانی دوماهه میان انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و آغاز به کار دوره جدید انجام شود؛ چرا که در این دوره انتقالی، رئیس‌جمهوری ایالات متحده از آزادی عمل بیشتری در اجرای سیاست‌های خارجی خود برخوردار است.
طبق نظر کارشناسان سیاسی، منافع حزب جمهوری‌خواه اقتضا نمی‌کند که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای دست به اقدام نظامی بزند؛ چرا که ناکامی در چنین عملیاتی می‌تواند به معنای سقوط کامل و مرگ سیاسی اداره کنونی کاخ سفید و همراهان آن در ایالات متحده باشد.
از سوی دیگر، نتانیاهو نیاز دارد قبل از انتخابات کنست که یکی دو هفته دیگر برگزاری می‌شود، جنگی راه بیندازد؛ چون اگر جنگی رخ ندهد، احتمال پایان عمر سیاسی نتانیاهو و رفتن او به زندان به دلیل پرونده‌های متعدد فساد و جنایات جنگیِ پشت سرش بسیار زیاد است. برخی نیز باور دارند ممکن است نتانیاهو تلاش کند با راه‌اندازی یک جنگ و یا انجام حملاتی علیه ایران، پای آمریکا را به این نبرد باز کند؛ حتی اگر این ماجرا به ضرر حزب جمهوری‌خواه تمام شود.

از طرفی، برخی نیز معتقدند رئیس‌جمهور برای برطرف کردن معضل تضاد منافع میان خود و نتانیاهو، از پنتاگون خواسته است طرحی برای یک عملیات کوتاه‌مدت (که به قول رسانه‌های آمریکا سه‌روزه است) تهیه کند تا ظرف سه روز، آمریکا بتواند دستاوردی داشته باشد که پیروزی تلقی شود و آن را در داخل کشور به شهروندان آمریکایی بفروشد؛ شاید هم این ماجرا روی نتیجه انتخابات تأثیر بگذارد.
همه متفق‌القول هستند اعلام این موضوع که تا انتخابات میان‌دوره‌ای حمله‌ای به ایران صورت نمی‌گیرد، فقط برای آرام کردن بازارهای آشفته انرژی بود؛ چرا که فشار شدیدی وجود داشت و در واقع، تحلیل‌گران نسبت به این اظهارات با تردید جدی می‌نگرند و آن را یک مانور سیاسی می‌دانند.

به گفته برخی رسانه‌های آمریکا، پنتاگون طرحی را برای یک عملیات فشرده سه‌روزه علیه ایران، شامل حملاتی به زرادخانه‌های موشکی و تأسیسات انرژی آماده کرده است. این طرح در جلسه مشاوران امنیت ملی به ریاست معاون رئیس‌جمهور، ونس، به طور دقیق بررسی شد.
اما نکته قابل تأمل این است که ایرانی‌ها نیز دست روی دست نگذاشته‌اند و منتظر نمی‌مانند که آمریکا و اسرائیل هر کاری بخواهند انجام دهند. تقابل‌های اخیر نشان داد که ایرانی‌ها استراتژی‌های متنوع و غیرقابل‌پیش‌بینی برای مقابله در دست دارند؛ و تنها دلیلی که طرف مقابل در حال بازنگری در طرح حمله خود است، عدم اشراف کامل به نقشه‌ها و استراتژی‌های تدافعی ایران است.
اینکه بازرس ویژه پنتاگون در گزارش خود به کنگره اعلام کرده بیش از ۸۱ فروند هواپیما و جنگنده آمریکایی توسط ایران نابود شده و پایگاه‌های آمریکا در منطقه به شدت آسیب دیده‌اند، به خودی خود نشان می‌دهد که حمله به ایران بسیار پرهزینه خواهد بود. طبق گزارش همان بازرس پنتاگون، به دستور وزیر دفاع بسیاری از اطلاعات از بازرسان ویژه مخفی نگاه داشته شده و ادعا گردیده که این اطلاعات بسیار محرمانه هستند و اجازه فاش شدن آن‌ها در شرایط جنگی وجود ندارد. این بدان معناست که خسارت‌های مالی و انسانی بسیار بالاتر از آمار اعلام‌شده است.
قطعاً وقتی نیروهای آمریکایی تا این حد آسیب دیده‌اند، انتظار می‌رود طرف اسرائیلی نیز آسیب‌های به مراتب بیشتری دیده باشد، اما مقامات صهیونیستی به شدت اطلاعات مربوط به خسارات خود را سانسور می‌کنند.
همچنین باید به این نکته توجه داشت که تلاش‌های قبلی با شکست مواجه شده و احتمال موفقیت حمله جدید بسیار پایین ارزیابی می‌شود؛ مخصوصاً که ایرانی‌ها خود را برای چنین سناریویی آماده کرده‌اند و قطعاً مواضع در معرض خطر را تخلیه یا استحکامات آن‌ها را تقویت نموده‌اند.
علاوه بر این، بیم آن می‌رود که چنین حمله‌ای بهانه‌ای به دست ایران بدهد تا در صورت هدف قرار گرفتن زیرساخت‌هایش، متقابلاً زیرساخت‌های کشورهایی را که در این حمله همکاری کرده‌اند، هدف قرار دهد. تا به امروز بازارهای انرژی امیدوارند با بازگشایی تنگه هرمز و رسیدن به توافق سیاسی آرام بگیرند و قیمت‌ها کاهش یابد؛ اما اگر پالایشگاه‌ها، چاه‌های نفت و گاز و سایر اهداف زیربنایی منطقه هدف قرار گیرند و مشخص شود که تا چند سال آینده نفتی از منطقه صادر نخواهد شد، بازارهای جهانی با انفجار قیمت مواجه خواهند شد.
حملات قبلی ثابت کرده است که تسلیحات متعارف در اختیار آمریکا و اسرائیل نمی‌تواند تأسیسات هسته‌ای ایران را نابود کند. حتی برخی به این سمت و سو رفته‌اند که شاید تصمیم به استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی علیه ایران گرفته شود؛ اما همه کارشناسان متفق‌القول هستند که دست زدن به چنین اقدامی می‌تواند قبح استفاده از این تسلیحات را در جهان بشکند.
کاتالیزور شدن چنین اتفاقی عملاً کشورهای دیگر را هم مجاز می‌کند تا از تسلیحات مشابه برای پایان دادن به مجادلات خود با دیگران استفاده کنند. این رویداد عملاً بسیاری از کشورها را به سمت خروج از معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای(NPT) و تولید سلاح‌های هسته‌ای برای تأمین امنیت و بقای خود سوق خواهد داد که ایران نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود؛ در آن صورت، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند از اقدامات تقابلی ایران انتقاد کند و کل مسئولیت این فاجعه جهانی بر عهده تصمیم‌گیرندگان کاخ سفید خواهد بود.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала