تنگه هرمز، اهرم ایران برای تغییر محاسبات راهبردی آمریکا

© telegram ir_sputnik
اشتراک
بهادر نوکنده کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: در حوزه تصمیمگیری، یکی از اصول اساسی در نظریه تصمیمگیری عقلایی، توجه به هزینه و فایده یک تصمیم است. بر اساس این نظریه، بازیگر زمانی به یک رفتار ادامه میدهد که منافع حاصل از آن را بیشتر از هزینههایش ارزیابی کند.
بنابراین در خصوص محاصره دریایی و تحولات تنگه هرمز، مسئله اصلی صرفاً بستن یا باز گذاشتن این آبراه نیست، بلکه باید بهگونهای عمل شود که هزینه رفتار آمریکا در تنگه هرمز افزایش پیدا کند و محاسبات راهبردی واشنگتن درباره ادامه حضور و اقدامات نظامی در منطقه تغییر کند.
این کارشناس در ادامه گفت: تنگه هرمز صرفاً یک آبراه جغرافیایی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و تجارت دریایی جهان محسوب میشود. ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از ظرفیتهای موشکی، پهپادی و دریایی، از قابلیت قابل توجهی برای افزایش ریسک و هزینه فعالیت نیروهای آمریکایی و کشتیهای مرتبط با آنها برخوردار است.
وی تصریح کرد: الگوی عملیات دریایی ایران نیز الزاماً به معنای رویارویی مستقیم و گسترده ناوگان دو کشور نیست؛ بلکه ترکیبی از شناورهای تندرو، توان موشکی ساحل به دریا، پهپادها و کنترل و پایش محیط دریایی میتواند یک وضعیت مستمر از تهدید و نااطمینانی برای طرف مقابل ایجاد کند.
نوکنده تصریح کرد: در چنین شرایطی، حتی اگر یک کشتی مورد اصابت قرار نگیرد، افزایش ریسک عبور و ضرورت استفاده از اسکورت، پشتیبانی و استقرار تجهیزات بیشتر، هزینه حضور آمریکا را افزایش میدهد و آزادی عمل نیروی دریایی این کشور را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، آمریکا برای حفظ جریان انرژی و امنیت کشتیرانی ناچار است بخش قابل توجهی از توان دریایی و پدافندی خود را در منطقه متمرکز کند. بنابراین اگر ایران بتواند هزینههای نظامی، اقتصادی و امنیتی حضور آمریکا را افزایش دهد، عملاً بخشی از برتری سنتی این کشور در محیط دریایی با چالش مواجه خواهد شد.
وی در پایان خاطر نشان کرد: البته باید میان ناامنسازی تنگه و بستن کامل تنگه هرمز تفاوت قائل شد. ایران برای ایجاد فشار راهبردی لزوماً نیازمند بستن کامل تنگه نیست، بلکه افزایش ریسک عبور کشتیهای مرتبط با آمریکا، کنترل مؤثر محیط پیرامونی و ایجاد اختلال در محاسبات طرف مقابل میتواند بهتنهایی یک ابزار مهم بازدارندگی باشد.
در واقع، هدف اصلی باید تغییر معادله هزینه ـ فایده برای آمریکا باشد، بهگونهای که واشنگتن به این جمعبندی برسد که ادامه رفتار نظامی در خلیج فارس و تنگه هرمز، هزینهای بیشتر از منافع مورد انتظار آن دارد. از این منظر، تنگه هرمز نه فقط یک آبراه، بلکه یک اهرم راهبردی در فرآیند تصمیمگیری آمریکا است و میتواند در صورت مدیریت هوشمندانه، به افزایش هزینه رفتار آمریکا و تقویت بازدارندگی ایران منجر شود.
این کارشناس در ادامه گفت: تنگه هرمز صرفاً یک آبراه جغرافیایی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و تجارت دریایی جهان محسوب میشود. ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از ظرفیتهای موشکی، پهپادی و دریایی، از قابلیت قابل توجهی برای افزایش ریسک و هزینه فعالیت نیروهای آمریکایی و کشتیهای مرتبط با آنها برخوردار است.
وی تصریح کرد: الگوی عملیات دریایی ایران نیز الزاماً به معنای رویارویی مستقیم و گسترده ناوگان دو کشور نیست؛ بلکه ترکیبی از شناورهای تندرو، توان موشکی ساحل به دریا، پهپادها و کنترل و پایش محیط دریایی میتواند یک وضعیت مستمر از تهدید و نااطمینانی برای طرف مقابل ایجاد کند.
نوکنده تصریح کرد: در چنین شرایطی، حتی اگر یک کشتی مورد اصابت قرار نگیرد، افزایش ریسک عبور و ضرورت استفاده از اسکورت، پشتیبانی و استقرار تجهیزات بیشتر، هزینه حضور آمریکا را افزایش میدهد و آزادی عمل نیروی دریایی این کشور را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، آمریکا برای حفظ جریان انرژی و امنیت کشتیرانی ناچار است بخش قابل توجهی از توان دریایی و پدافندی خود را در منطقه متمرکز کند. بنابراین اگر ایران بتواند هزینههای نظامی، اقتصادی و امنیتی حضور آمریکا را افزایش دهد، عملاً بخشی از برتری سنتی این کشور در محیط دریایی با چالش مواجه خواهد شد.
وی در پایان خاطر نشان کرد: البته باید میان ناامنسازی تنگه و بستن کامل تنگه هرمز تفاوت قائل شد. ایران برای ایجاد فشار راهبردی لزوماً نیازمند بستن کامل تنگه نیست، بلکه افزایش ریسک عبور کشتیهای مرتبط با آمریکا، کنترل مؤثر محیط پیرامونی و ایجاد اختلال در محاسبات طرف مقابل میتواند بهتنهایی یک ابزار مهم بازدارندگی باشد.
در واقع، هدف اصلی باید تغییر معادله هزینه ـ فایده برای آمریکا باشد، بهگونهای که واشنگتن به این جمعبندی برسد که ادامه رفتار نظامی در خلیج فارس و تنگه هرمز، هزینهای بیشتر از منافع مورد انتظار آن دارد. از این منظر، تنگه هرمز نه فقط یک آبراه، بلکه یک اهرم راهبردی در فرآیند تصمیمگیری آمریکا است و میتواند در صورت مدیریت هوشمندانه، به افزایش هزینه رفتار آمریکا و تقویت بازدارندگی ایران منجر شود.