میانجیها در هرمز فعالتر شدهاند اما کلید حل بحران در واشنگتن و تلآویو است

© telegram ir_sputnik
اشتراک
امیر رضا نظری، روزنامهنگار و کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: طی 48 ساعت گذشته و همزمان با تشدید تنشها در محدوده تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان، تلاشهای دیپلماتیک برای فعالسازی کانالهای ارتباطی میان ایران و آمریکا افزایش یافته است.
وی در ادامه گفت: کشورهایی از جمله قطر، عمان و پاکستان با هدف جلوگیری از گسترش بحران و یافتن راهی برای کاهش تنش در حال انتقال پیام میان طرفهای درگیر هستند. با این حال، در شرایط کنونی نمیتوان نسبت به موفقیت این تلاشها خوشبین بود، چراکه به نظر میرسد نه ایران آمادگی عقبنشینی اساسی از مواضع خود را دارد و نه آمریکا از سیاست فشار، تحریم و اقدامات یکجانبه خود علیه تهران فاصله گرفته است. در چنین شرایطی، ایجاد یک نقطه مشترک برای آغاز مذاکرات مؤثر دشوار خواهد بود.
نظری افزود: اقدامات نظامی اخیر و ادامه فشارهای اقتصادی و سیاسی، از نگاه تهران نشانهای از شکلگیری فضای اعتماد برای مذاکره نیست. اگر واشنگتن واقعاً به دنبال مدیریت بحران و بازگشت به مسیر دیپلماسی باشد، انتظار میرود همزمان با فعالیت میانجیها، اقداماتی عملی برای کاهش تنش و جلوگیری از اقدامات تحریکآمیز انجام دهد.
در مقابل، تداوم ادبیات تهدیدآمیز و فشارهای نظامی این نگرانی را در ایران تقویت میکند که مذاکره ممکن است نه بهعنوان مسیر حل بحران، بلکه بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بیشتر دنبال شود. تجربه سالهای اخیر، از خروج آمریکا از برجام و شکست روندهای مذاکره تا درگیریهای نظامی، اعتماد تهران به تضمینهای سیاسی واشنگتن را بهشدت کاهش داده و پذیرش یک روند دیپلماتیک جدید را بدون دریافت تضمینهای معتبر دشوار کرده است.
نظری با اشاره به نقش میانجیها تصریح کرد: تلاشهای قطر، عمان و پاکستان جدی است، زیرا کشورهای منطقه مستقیماً از پیامدهای هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز آسیب خواهند دید. امنیت این آبراه با صادرات انرژی، ثبات اقتصادی کشورهای خلیج فارس و همچنین امنیت انرژی اقتصادهای بزرگ جهان ارتباط مستقیم دارد و هرگونه اختلال پایدار در جریان نفت و گاز میتواند بحران را از سطح منطقهای به یک بحران اقتصادی جهانی تبدیل کند. با این حال، ظرفیت میانجیها محدود است، آنها میتوانند کانال ارتباطی ایجاد کنند، پیامها را منتقل کرده و از شدت سوءتفاهمها بکاهند، اما قادر نیستند به جای ایران، آمریکا یا اسرائیل درباره ادامه یا توقف رویارویی تصمیم بگیرند. بنابراین، مسئله اصلی نه میزان تلاش میانجیها، بلکه اراده بازیگران اصلی برای تغییر محاسبات خود است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در پایان گفت: خطر اصلی آن است که بحران هرمز وارد چرخهای از فشار، واکنش، مذاکره و سپس درگیری نظامی شود. هزینه این چرخه تنها متوجه ایران و آمریکا نخواهد بود و کشورهای عربی خلیج فارس، بازار جهانی انرژی و اقتصادهای اروپایی و آسیایی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. اگر واشنگتن و تلآویو واقعاً به دنبال جلوگیری از دور جدید درگیری باشند، نخستین گام باید ایجاد حداقلی از اعتماد و ارائه نشانههای عملی از تمایل به کاهش تنش باشد. در غیر این صورت، حتی فعالترین تلاشهای دیپلماتیک قطر، عمان، پاکستان و دیگر میانجیها نیز برای شکستن بنبست کافی نخواهد بود و احتمال تکرار یک دور جدید از رویارویی همچنان جدی خواهد ماند.
نظری افزود: اقدامات نظامی اخیر و ادامه فشارهای اقتصادی و سیاسی، از نگاه تهران نشانهای از شکلگیری فضای اعتماد برای مذاکره نیست. اگر واشنگتن واقعاً به دنبال مدیریت بحران و بازگشت به مسیر دیپلماسی باشد، انتظار میرود همزمان با فعالیت میانجیها، اقداماتی عملی برای کاهش تنش و جلوگیری از اقدامات تحریکآمیز انجام دهد.
در مقابل، تداوم ادبیات تهدیدآمیز و فشارهای نظامی این نگرانی را در ایران تقویت میکند که مذاکره ممکن است نه بهعنوان مسیر حل بحران، بلکه بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بیشتر دنبال شود. تجربه سالهای اخیر، از خروج آمریکا از برجام و شکست روندهای مذاکره تا درگیریهای نظامی، اعتماد تهران به تضمینهای سیاسی واشنگتن را بهشدت کاهش داده و پذیرش یک روند دیپلماتیک جدید را بدون دریافت تضمینهای معتبر دشوار کرده است.
نظری با اشاره به نقش میانجیها تصریح کرد: تلاشهای قطر، عمان و پاکستان جدی است، زیرا کشورهای منطقه مستقیماً از پیامدهای هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز آسیب خواهند دید. امنیت این آبراه با صادرات انرژی، ثبات اقتصادی کشورهای خلیج فارس و همچنین امنیت انرژی اقتصادهای بزرگ جهان ارتباط مستقیم دارد و هرگونه اختلال پایدار در جریان نفت و گاز میتواند بحران را از سطح منطقهای به یک بحران اقتصادی جهانی تبدیل کند. با این حال، ظرفیت میانجیها محدود است، آنها میتوانند کانال ارتباطی ایجاد کنند، پیامها را منتقل کرده و از شدت سوءتفاهمها بکاهند، اما قادر نیستند به جای ایران، آمریکا یا اسرائیل درباره ادامه یا توقف رویارویی تصمیم بگیرند. بنابراین، مسئله اصلی نه میزان تلاش میانجیها، بلکه اراده بازیگران اصلی برای تغییر محاسبات خود است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در پایان گفت: خطر اصلی آن است که بحران هرمز وارد چرخهای از فشار، واکنش، مذاکره و سپس درگیری نظامی شود. هزینه این چرخه تنها متوجه ایران و آمریکا نخواهد بود و کشورهای عربی خلیج فارس، بازار جهانی انرژی و اقتصادهای اروپایی و آسیایی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. اگر واشنگتن و تلآویو واقعاً به دنبال جلوگیری از دور جدید درگیری باشند، نخستین گام باید ایجاد حداقلی از اعتماد و ارائه نشانههای عملی از تمایل به کاهش تنش باشد. در غیر این صورت، حتی فعالترین تلاشهای دیپلماتیک قطر، عمان، پاکستان و دیگر میانجیها نیز برای شکستن بنبست کافی نخواهد بود و احتمال تکرار یک دور جدید از رویارویی همچنان جدی خواهد ماند.