خطرناکتر از اظهارات ترامپ خطای محاسباتی، سوءبرداشت و زنجیرهای شدن واکنشهاست

© AP Photo / Matt Rourke
اشتراک
خشایار بوربوری کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با اسپوتنیک پیرامون اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه اگر تهران با توافق موافقت نکند، شب جمعه ایران را تا حد نابودی بمباران خواهد کرد اظهار داشت:
در ارزیابی تهدیدهای مطرحشده از سوی واشنگتن، تمایز میان توانایی، اراده و هدف سیاسی اهمیت اساسی دارد. ایالات متحده از منظر نظامی ظرفیت وارد کردن ضربات گسترده را دارد، اما تبدیل یک تهدید لفظی به اقدام فراگیر، تابع مجموعهای از ملاحظات پیچیده از جمله هزینههای منطقهای، واکنش متحدان و رقبای بینالمللی، پیامدهای اقتصادی، افکار عمومی داخلی آمریکا و خطر گسترش دامنه درگیری است.
بوربوری در ادامه گفت: بنابراین از این منظر، چنین ادبیاتی را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک بلوف تبلیغاتی نادیده گرفت، اما در عین حال نباید آن را بهمعنای قطعی بودن تصمیم برای جنگ تمامعیار تلقی کرد. تهدیدهای شدید معمولاً بخشی از ابزار فشار در مرحله چانهزنی و ابزاری برای افزایش هزینه محاسباتی طرف مقابل و وادار کردن آن به امتیازدهی در میز مذاکره هستند.
بوربوری در ادامه گفت: بنابراین از این منظر، چنین ادبیاتی را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک بلوف تبلیغاتی نادیده گرفت، اما در عین حال نباید آن را بهمعنای قطعی بودن تصمیم برای جنگ تمامعیار تلقی کرد. تهدیدهای شدید معمولاً بخشی از ابزار فشار در مرحله چانهزنی و ابزاری برای افزایش هزینه محاسباتی طرف مقابل و وادار کردن آن به امتیازدهی در میز مذاکره هستند.
بنابراین منطقیترین برداشت آن است که تهدید اخیر را باید در چارچوب فشار حداکثری همراه با ابهام راهبردی تحلیل کرد. یعنی پیامی که هم جنبه بازدارندگی دارد، هم کارکرد روانی و مذاکراتی دارد. نتیجه آنکه نه میتوان آن را صرفاً نمایش سیاسی دانست و نه باید آن را نشانه قطعی آغاز یک رویارویی گسترده ارزیابی کرد، بلکه باید آن را هشداری جدی در محیطی پرریسک دانست که مدیریت بحران و باز نگه داشتن مسیرهای دیپلماتیک در آن اهمیت تعیینکننده دارد.
در ارزیابی تهدیدهای مطرحشده از سوی واشنگتن، تمایز میان توانایی، اراده و هدف سیاسی اهمیت اساسی دارد. ایالات متحده از منظر نظامی ظرفیت وارد کردن ضربات گسترده را دارد، اما تبدیل یک تهدید لفظی به اقدام فراگیر، تابع مجموعهای از ملاحظات پیچیده از جمله هزینههای منطقهای، واکنش متحدان و رقبای بینالمللی، پیامدهای اقتصادی، افکار عمومی داخلی آمریکا و خطر گسترش دامنه درگیری است.
بوربوری در ادامه گفت: بنابراین از این منظر، چنین ادبیاتی را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک بلوف تبلیغاتی نادیده گرفت، اما در عین حال نباید آن را بهمعنای قطعی بودن تصمیم برای جنگ تمامعیار تلقی کرد. تهدیدهای شدید معمولاً بخشی از ابزار فشار در مرحله چانهزنی و ابزاری برای افزایش هزینه محاسباتی طرف مقابل و وادار کردن آن به امتیازدهی در میز مذاکره هستند.
بوربوری در ادامه گفت: بنابراین از این منظر، چنین ادبیاتی را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک بلوف تبلیغاتی نادیده گرفت، اما در عین حال نباید آن را بهمعنای قطعی بودن تصمیم برای جنگ تمامعیار تلقی کرد. تهدیدهای شدید معمولاً بخشی از ابزار فشار در مرحله چانهزنی و ابزاری برای افزایش هزینه محاسباتی طرف مقابل و وادار کردن آن به امتیازدهی در میز مذاکره هستند.
بنابراین منطقیترین برداشت آن است که تهدید اخیر را باید در چارچوب فشار حداکثری همراه با ابهام راهبردی تحلیل کرد. یعنی پیامی که هم جنبه بازدارندگی دارد، هم کارکرد روانی و مذاکراتی دارد. نتیجه آنکه نه میتوان آن را صرفاً نمایش سیاسی دانست و نه باید آن را نشانه قطعی آغاز یک رویارویی گسترده ارزیابی کرد، بلکه باید آن را هشداری جدی در محیطی پرریسک دانست که مدیریت بحران و باز نگه داشتن مسیرهای دیپلماتیک در آن اهمیت تعیینکننده دارد.