وی در این گفتوگو هدف قرار دادن زیرساختهای حساس در پاسخ به حرکات پنهان ناوگانهای فرامنطقهای مانند حرکت ناوهای رادارگریز از بنادر امارات را از منظر دکترینهای نظامی مدرن نشاندهنده تغییر در سطحِ پاسخگویی ایران دانست.
عباسی افزود، استفاده از موشکهای کروز و پهپادهای انتحاری، فراتر از حملات تدافعی هستند و بعبارتی بیشتر شبیه عملیات ضربتی بازدارنده بشمار میآیند. هدف از این اقدام، نشان دادن توانایی دسترسی دقیق و توانایی پاسخگویی در عمق است تا هرگونه تلاش برای دور زدن تسلط ایران بر تنگه هرمز، هزینهای غیرقابل تحمل برای بازیگران تسهیلکننده آن داشته باشد.
از سویی، توازن قدرت و مدیریت تهدیدهای رادارگریز یکی از پیچیدهترین چالشهای امنیت بینالملل و مقابله با تهدیدات پنهان است. اقدام ایران در واکنش به حرکت ناوهای آمریکایی با رادار خاموش، نشاندهنده ارتقای سطح آگاهی موقعیتی و توانایی شناسایی تهدیدات در لایههای پنهان است و این رویکرد، پیامی با این مضمون به نقشآفرینان ثانویه ارسال میکند که همکاری با قدرتهای فرامنطقهای در جهت مقابله با حاکمیت ملی ایران، دیگر نمیتواند در سایه و بدون هزینه باقی بماند. این اقدام، در واقع هزینهِ همراهی با تهدید را به شدت افزایش داده است.
عباسی تصريح کرد، ایران با این اقدام، قواعد بازی را از حالت تنشهای پراکنده به حالت بازدارندگی متقابل تغییر داده است. این یعنی امنیت تنگه هرمز، متاثر از حضور نظامی فرامنطقهای نیست و اتفاقا در گروِ پذیرش حاکمیت ایران است.
این مدرس دانشگاه در ادامه گفتوگو تحرکات امروز در تنگه هرمز را بستری برای تغییر در رفتار بازیگران منطقهای دانست و تصريح کرد، اکنون مشخص شده است که هرگونه اقدام برای تغییر وضعیت موجود، با واکنشهای نظامی مستقیم و دقیق روبرو خواهد شد.
بنابراين به نظر میرسد منطقه در برابر دو سناریو قرار دارد. یکی اینکه بازیگران منطقه با درک هزینههای نظامی جدید، به سمت عقبنشینی از همراهی با اقدامات تهاجمی فرامنطقهای حرکت میکنند تا ثبات اقتصادی و امنیتی خود را حفظ کنند. دیگری اینکه با تداوم رقابت در لایههای زیرین، همه طرفها تلاش میکنند بدون ورود به جنگ تمامعیار مجدد مرزهای نفوذ و بازدارندگی خود تا دریای سرخ را حفظ کنند.