راحله چترسفید، پژوهشگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با اسپوتنیک گفت: کودتای اوت 1953 نوعی پاسخی قهرآمیز به بازیگری مستقل ایران در بازار انرژی بود چون دکتر محمد مصدق با ملی کردن صنعت نفت، ستون فقرات استعمار بریتانیا را هدف گرفت.
لندن که قدرت نظامی خود را برای مقابله مستقیم فرسوده میدید رهبری عملیات را به واشنگتن واگذار کرد. این واقعه نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی بود چون نشان داد از دیدگاه آنگلوساکسونها، حق تعیین سرنوشت ملل تا زمانی محترم است که با جریان ارزان انرژی و خطوط انتقال ثبات جهانی تداخل نداشته باشد.
عملیات سیا و MI6 در تهران، نخستین آزمایشگاه مدرن برای تاکتیکهای تغییر رژیم بود که بعدها در گواتمالا، شیلی و دیگر نقاط جهان تکثیر شد. واشنگتن با ترکیب دیپلماسی اجبار، دلارهای کثیف برای خرید اراذل و اوباش خیابانی و ایجاد جنگ روانی از طریق رسانههای وابسته، دموکراسی نوپای ایران را از درون متلاشی کرد.
این کارشناس اذعان داشت، لندن و واشنگتن با جایگزینی یک نظام پارلمانی متکثر با یک استبداد فردی وفادار، نشان دادند که ثبات دستنشانده را بر دموکراسی غیرقابل پیشبینی ترجیح میدهند. این رویکرد پارادوکس ابدی سیاست خارجی آمریکا یعنی ترویج دموکراسی با ابزار دیکتاتوری را بنیان نهاد.
وی در پایان خاطرنشان کرد، پیامدهای بلندمدت این مداخله، فراتر از سقوط یک دولت و به نابودی اعتماد تاریخی ملتهای خاورمیانه نسبت به لیبرال دموکراسی غربی منجر شد. امروزه، بازخوانی وقایع 1953 حتی در رسانههای مستقل جهان، پرده از استانداردهای دوگانه غرب برمیدارد و ثابت میکند که واشنگتن هرگز یک داور بیطرف در بازی حقوق بشر نبوده، بلکه معمار اصلی ساختارهایی است که در آن نفت همواره وزنی بیش از رأی مردم داشته است.