گزارش و تحلیل

دموکرات ها برای سلاخی جمهوری خواهان شمشیر تیز کردند

معادله ذهنی غلط واشنگتن درباره تهران
Sputnik
علی ودایع، کارشناس روابط بین الملل در خصوص توییت اخیر ترامپ به شیوا آبشناس خبرنگار اسپوتنیک در تهران گفت: آنچه که در مناقشه ایران و آمریکا پیرامون جنگ تحمیلی می گذرد را باید به شکل فرآیندمحور مورد بحث و ارزیابی قرار داد. این گذاره بدین معنی است که تحولات و تاثیر متقابل متغیرها در بستر زمانی ویژه حائز اهمیت هستند.
توییت "دونالد ترامپ" در ساعات پایانی مهلت دوهفته‌ای آتش‌بس ، نشان‌دهنده یک چرخش تاکتیکی در استراتژی "فشار حداکثری" مرد دیوانه است.نباید فراموش کنیم که او نه درباره جنگ و نه صلح نمی خواهد قابل پیش بینی باشد اما به شکل فوری می توان گفت که طرفین تمایلی به از سرگیری جنگ ندارند. در عین حال وضعیتی وجود دارد که امکان برخورد سخت را پررنگ می کند.
این کارشناس روابط بین الملل با بیان این که "ترامپ می خواهد یک وضعیت تعلیق ایجاد کند" بیان کرد:
ترامپ تاکید کرده که علی‌رغم آتش‌بس، محاصره دریایی همچنان باقی خواهد ماند. این یعنی او "ترک مخاصمه نظامی" را از "فشار اقتصادی" تفکیک کرده تا همچنان اهرم فشار را حفظ کند. نکته اساسی اینجاست که تهران بدون لغو محاصره دریایی، پای میز مذاکره نمی‌آید. در فضایی که ترسیم شد ؛ رئیس جمهوری آمریکا نمی خواهد عقب نشینی کند اما در عین حال تمایل فوری هم برای جنگ ندارد.
وی افزود:محدودیت های ترامپ یک وضعیت پیچیده در ذهن کاخ سفید ایجاد کرده است. ترامپ که با وعده "پایان جنگ‌های بی‌پایان" و شعار "ماگا" روی کار آمده، اکنون در تله‌ای گرفتار شده که یک سوی آن فروپاشی اقتصاد جهانی بر اثر ناامنی در هرمز و سوی دیگر آن، خطر آغاز جنگی تمام ‌عیار است که پایگاه رای او هرگز آن را نخواهد بخشید. بر اساس گزارش‌های وال استریت ژورنال و نیویورک پست، بسته ماندن تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران، قیمت نفت برنت را به بالای 100 دلار رسانده و تورم جهانی را شعله‌ور کرده است. تداوم این وضعیت، اقتصاد آمریکا را در آستانه رکود قرار داده است. حالا علاوه بر همه مصائب ترامپ ، دموکرات ها برای سلاخی جمهوری خواهان شمشیر تیز کرده اند.
علی ودایع، توییت ترامپ را بیش از آنکه نشان‌دهنده تمایل قطعی به صلح باشد، یک مانور دیپلماتیک برای خرید زمان و انتقال توپ به زمین ایران توصیف کرد و اظهار داشت:
او با حفظ محاصره دریایی و تمدید مشروط آتش‌بس، تلاش می‌کند بدون هزینه کردن اعتبار نظامی، به یک "توافق بزرگ" دست یابد که در آن هم برنامه هسته‌ای مهار شود و هم تنش‌های منطقه‌ای (تنگه هرمز و لبنان) تحت کنترل درآیند.
وی با بیان این که "آمریکایی ها اطلاعات دقیق از اتمسفر اجتماعی و سیاسی ایران ندارند" گفت:
مدل ادبیات ترامپ درباره تهران نشان دهنده یک باگ بزرگ در کاخ سفید است ؛ رئیس جمهوری آمریکا به کدهایی استناد می کند که با واقعیت فاصله دارد. قطعا واشنگتن اقدامات متنوعی در تحلیل و آنالیز جامعه ایرانی انجام داده است اما مدل رفتار دسته جمعی در مقابل دشمن خارجی یا آنچه که تحت عنوان رستاخیز ناسیونالیسم ایرانی شناخته می شود را نه در جنگ 12 روزه و نه جنگ 40 روزه لحاظ نکرده است.
این کارشناس روابط بین الملل در ادامه گفت: ترامپ مدعی است که در ساختار حاکمیت ایران، بین میدان و دیپلماسی هماهنگی وجود ندارد. در لابه لای مواضع رئیس جمهوری آمریکا به وضوح امیدواری به گسل های اجتماعی و شکاف های سیاسی قابل مشاهده است اما آنچه که درمیانه جنگ مشاهده شد افزایش انسجام و تساعد قدرت سخت حاکمیت بود.
ودایع افزود: ترامپ فارغ از پرونده ایران تلاش می کند در جامعه هدف ، یک آشوب فکری و رفتاری ایجاد کند. یعنی "مرد دیوانه" آنچنان هزینه برخورد را بالا می برد که طرف مقابل را ناچار به عقب نشینی کند. در لایه بعدی با ادبیات سینوسی معادلات ذهنی طرف مقابل را هدف قرار می دهد. در این مسیر تحقیر و تمجید را به کار می برد تا در نهایت تطمیع انجام شود.
وی تاکید کرد: ترامپ مشخصا به شکل فوری می خواهد مذاکره کنندگان را به چالش بکشد تا در نهایت آنها تسلیم شوند. مساله اینجاست که تهران در مقابل فشار سخت به شکل ساختاری دست به مقاومت سخت می زند یا حتی رویکرد آفندی در پیش می گیرد. مساله چالش برانگیز اینجاست که آنچه امروز دیدیم درچارچوب "موازنه وحشت" بوده است و طرح "معماواره بقا" یک معادله پیچیده تر را رقم می زند.
بحث و گفتگو