گزارش و تحلیل

جنگ با ایران وارتباط اش با استعمار نوین و صهیونیسم مرتبط است

بسیار ساده لوحانه است که تصور کرد ایالات متحده برای دموکراسی و آزادی و حقوق بشر و مردم جایی به کشوری لشکر کشی می کند.
Sputnik
ادعاهایی که دهه ها است مقامات آمریکایی برای لشکر کشی و اشغال کشورهای دیگر مطرح می کنند و البته هیچ وقت در هیچ جایی از جهان هیچ کدام از اینها را محقق نکردند.
در برهه ای پس از جنگ جهانی دوم دیدگاهی در ایالات متحده وجود داشت که بر اساس آن آمریکایی ها کشورهای دیگر را به خود وابسته کنند و از منابع آن کشورها به نفع آمریکا و کمپانی های بزرگ آن بهره ببرند و این دیدگاه پس از آن به وجود آمد که تقریبا همه منابع ارزشمند مخصوصا طلای کشورهای اروپایی به بهانه حفاظت از آنها از گزند نازی ها به آمریکا منتقل شد و وقتی اینها پس از پایان جنگ خواهان بازگشت ذخایر خودشان بودند آمریکایی ها از این کار سر باز زدند و به بهانه سختی در جابه جایی دلار را وسیله ای برای گول زدن اینها جا زدند (طرح موسوم به طرح برتون وودز که در آن آمریکا تعهد کرد نسبت دلار به طلا حدود 32 دلار باقی بماند).
ترامپ: بازگشایی تنگه هرمز، هرگونه معامله با ایران را غیرممکن می‌کند
در واقع آمریکایی ها به اروپا و کشورهای آسیب دیده از جنگ جهانی دوم به عنوان فرصتی برای کسب ثروت نگاه می کردند چرا که اینها نیاز به بازسازی داشتند و به بهانه اجرای طرحی موسوم به طرح مارشال اینها را متقاعد کردند که وابسته به وام های آمریکایی و بازسازی توسط شرکت های آمریکایی شوند.
به نوعی یک سیاست استعمار نوین را اعمال کردند که امنیت و اقتصاد کشورهای اروپایی و غربی را به آمریکا گره می زد.
در واقع این سیاست هم توسط برخی کارتل های ثروت که عموما همان لابی های قدرت یا لابی های ثروت یا لابی های صهیونیتی یا لابی های بانکدارهای یهودی و یا فراماسون ها یا ... هر کدام می خواهید از آن نام ببرید در نهایت به یک جا ختم می شوند، تدوین و ترسیم شدند.
کارتل های ثروت که برای قرن ها خون کشورهای اروپایی را می مکیدند و سر به زنگاه متوجه شدند که آمریکا به دلیل شرایط و موقعیت جغرافیایی اش جای بهتر و امن تر برای آنها می باشد.
مشکل آمریکا با ایران هم در واقع به همین کارتل های قدرت بر می گردد.
اینها طی قرن ها پشت استعمار سرزمین های مختلف جهان توسط اروپایی ها بودند و با سرقت منابع ملت ها ثروت های نجومی به جیب زدند.
در حالی که شاید نام برخی افراد را به عنوان افراد ثروتمند آمریکا بشناسید مانند ایلان ماسک یا بیل گیتس یا ... اما اگر به دقت به پشت پرده اصحاب شرکت های آنها نگاه کنید می بینیم که سهامدار همه این شرکت ها چند کارتل بزرگ اقتصادی می باشند که صاحبان آنها هیچ وقت در انظار عمومی ظاهر نمی شوند و معمولا این افراد فقط عروسک های خیمه شب بازی این کارتل ها می باشند.
در واقع ثروت مربوط به اینها نیست بلکه مربوط به لابی های قدرت پشت پرده است و اگر هم فوت کنند هیچ چیز آن برای ورثه شان باقی نمی ماند.
گزارش و تحلیل
ایران در نبرد با استعمار نو/ تحلیل تغییر پارادایم ایالات‌متحده از اشغال به جنگ ترکیبی
به عنوان مثال می گویم، بیل گیتس که تا همین چند سال پیش ثروتمند ترین فرد جهان بود وصیت کرده که پس از مرگ اش همه ثروت اش بین چند خیریه توزیع شود و بخش ناچیزی از ثروت اش به بچه هایش برسد.
حالا برید ببینید این خیریه ها وابسته به که ها هستند.
طبق برخی آمار و ارقام انگیسی ها فقط چیزی حدود چهل هزار ملیارد پوند از دارایی های مردم هند را طی چند ده سال استعمار هند دزدیده اند و به انگلیس برده اند.
چیزی به مراتب بیش از کل بدهی ایالات متحده.
حال بگردید و ببینید این سرقت ها کجاست.
پس از اینکه اینها متوجه شدند نفت در ایران وجود دارند با گول زدن شاه وقت ایران که به عیاش بودن شهره بود قراردادی را با نام قرارداد دارسی با دولت ایران به امضا رساندند که بر اساس آن اکتشاف و استخراج و مالکیت کل نفت ایران به انگلیس داده می شد و مبلغی ناچیز از پول این نفت طبق صلاحدید انگلیسی ها به ایران داده می شد.
بعدها که ایرانی ها متوجه شدند چه کلاهی سر آنها رفته به این امتیازنامه اعتراض کردند ودعوا و مذاکرات میان ایران و انگلیس از آن زمان شروع شد.
بد نیست به این نکته اشاره داشته باشیم که ویلیام دارسی در واقع برای کمپانی هنری مورگان کار می کرد که در آن زمان کمپانی ماشین سازی بود اما نسل او موسس شرکت سرمایه گذاری ج پی مورگان هستند، شرکتی که سهامدار اصلی بسیاری از کمپانی های بزرگ آمریکا و جهان به حساب می آید.
حال جالب تر اینکه این شرکت جزو بزرگرین حامیان لابی صهیونیستی در آمریکا و اسرائیل نیز به حساب می آید.
مدیون هستید فکر کنید این مسایل به هم هیچ ربطی ندارد.
اولین مذاکرات و اختلافات میان ایران و انگلیس از همان زمان شروع شد و در آن زمان ایرانی ها جلسات ماراتونی مذاکرات با انگلیسی ها داشتند تا بتوانند به حق و حقوق خودشان برسند اما غافل از آن بودند که پشت پرده لابی های قدرت استعمار حضور دارند که تا هر آنچه ایران ثروت دارد را ندزدند ول کن نیستند.
رسانه: فشار آمریکا مذاکرات ایران را به خطر می‌اندازد
حتی معروف است که زمان رضا شاه وی آنقدر از طولانی شدن مذاکرات عصبانی شد که به هیات انگلیسی که در تهران برای مذاکرات حضور داشتند گفت هر آنچه می خواهید را روی کاغذ بنویسید و علیرغم مخالفت نخست وزیر وقت زیر آن را امضا کرد و حتی جلوی حاضرین یک سیلی هم به گوش نخست وزیر زد که چرا روی حرف من حرف می زنی.
اما بعد از آن انگلیسی ها زیر همان چیزی که خودشان نوشته بودند زدند و دوباره دعواها و مذاکرات راه افتاد.
اینجا هم مدیون هستید اگر این ماجرا را به ماجرای برجام تشبیه کنید.
البته همانگونه که در ابتدای بحث گفتم پس از جنگ جهانی دوم لابی های قدرت از اروپا و انگلیس به آمریکا نقل مکان کردند اما دعواها با انگلیس تمامی نداشت و در واقع دعوا با انگلیس نبود بلکه با همان لابی های قدرت بود.
زمانی که دکتر محمد مصدق تصمیم گرفت نفت ایران را ملی کند تصور می کرد که چون دیگر انگلیس قدرتی ندارد می تواند با آمریکایی ها توافق کند و درصد منافع ایران از نفت خودش را بالا ببرد ولی وی از این ماجرا غافل بود که اصل کاری ها در آمریکا همان لابی های قدرت پشت پرده که قبل تر بودند هستند.
به هر حال امروزه اسناد محرمانه آن زمان منتشر شده و معلوم شده که آمریکایی ها بر علیه مصدق در حین ای که داشت در آمریکا با آنها مذاکره می کرد کودتا طراحی کردند و با طرح آژاکس او را سرنگون کردند و محمد رضا شاه را به عنوان یک شاه ضعیف سر قدرت نشاندند تا بخش اعظم درآمد نفتی ایران طبق قرارداد هایی که بعدها امضا شد به مجموعه هفت خواهران نفتی داده شود، مجموعه ای که نماینده همان لابی های قدرت بود.
پس از انقلاب اسلامی در ایران هم می بینیم که اینها تحریم های کذایی بر علیه ایران وضع کردند تا مبادا ایران موفق شود نفت ای که اینها مال خودشان می دانند را به فروش برساند.
جالب اینکه امروزه دولتی در آمریکا سر کار است که دیگر دلیل نمی بیند آنچه در باطن آمریکایی ها و لابی های قدرت می گذرد را حاشا کند و به صراحت مثلا بیان میکنند که نفت ونزولا مال آمریکا است و اخیرا هم می بینیم پس از جنگی که بر علیه ایران راه انداختند به صراحت می آیند جلوی دوربین ها می گویند که به دنبال نفت ایران هستند وحتی می بینیم که افرادی مانند لندسی گراهام بی حیایی را به حدی می رساند که می آید رسما اعلام می کند اگر ترامپ در جنگ بر علیه ایران موفق شود همه ما یملک ایران مال آمریکا می شود و آمریکایی ها خیلی ثروتمند می شوند.
پس هدف سرقت منابع خدادادی ملت ایران است نه چیز دیگری.
با توجه به اینکه اینها در جنگ با ایران نتوانستند به آنچه می خواهند برسند اینها تلاش دارند از طریق مذاکرات به آنچه می خواهند برسند.
حال آنچه می خواهند چیست؟
قالیباف: مردم عزیز ایران، تنگه هرمز در کنترل جمهوری اسلامی است
نتانیاهو به صراحت یک سال پیش در دفتر بیضی شکل کاخ سفید اظهار داشت، سناریوی لیبی.
یعنی ابتدا همه ابزار قدرت ایران از هسته ای گرفته تا موشکی تا ارتباطات اش با متحدین اش در منطقه را بگیرند و بعد به ایران حمله کنند و آن را مانند لیبی نابود کنند.
اگر هم به خواسته های آمریکا در مذاکرات توجه کنید دقیقا، واو به واو، همان خواسته هایی است که اینها از لیبی داشتند و وقتی که قذافی به آن خواسته ها تمکین کرد دیدیم چه بلایی سر لیبی آوردند.
امروزه هم نفت لیبی را می دزدند و بدون اینکه هیچ چیزی به دولت لیبی بدهند آن را می برند و حتی کار به جایی رسیده که مزدوران وابسته به اینها مردم لیبی را به عنوان برده در بازارهای خود خرید و فروش می کنند.
البته اگر دست اینها به ایران برسد کارهای فجیع تری را با مردم ایران می کنند چرا که از سویی اسرائیلی های تابع ایدئولوژی صهیونیستی کینه دو هزار ساله بر علیه ایرانی ها دارند و هنوز هم هر سال جشن پوریم (که همان ایرانی کشون است) را برگزار می کنند تا فراموش نکنند که باید همه ایرانی ها را قتل عام کنند و از سوی دیگر برخی همسایگان در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هستند که به خون مردم ایران تشنه می باشند و این باور را دارند که با کشتن شیعیان و وضو گرفتن با خون آنها همه گناهانشان بخشیده می شود.
دلیل اصلی ای که ایران اخیرا از حضور در مذاکرات خودداری کرد هم این بود که مذاکره کنندگان ایرانی ملاحظه کردند که آمریکایی ها خواسته هایی را مطرح می کنند که به عنوان سناریوی لیبی معروف است و به دنبال آن هستند که ابزار قدرت ایران را از این کشور بگیرند تا بلاهایی بد تر از بلاهایی که سر مردم لیبی آوردند بر مردم ایران بیاورند.
مشکل اینها نه شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل است نه برنامه هسته ای و یا موشکی و نه... اینها به دنبال نابودی ملت ایران هستند، عبارتی که بارها و بارها ترامپ طی همین دو ماه اخیر علنا مطرح کرده و از نابودی چهارساله ملت ایران تا نسل کشی ایرانی ها تا از بین بردن تمدن ایرانی را مطرح کرده و تنها مانع در مقابل اینها وجود توانمندی دفاعی ایران و البته وجود اورانیوم های غنی سازی شده در ایران است چرا که اینها دلواپس می باشند اگر از تسلیحات هسته ای بر علیه مردم ایران استفاده کنند ایرانی ها هم تسلیحات هسته ای تولید کنند و بر علیه آنها از آن استفاده کنند.
امروزه بسیاری مردم ایران به این باور رسیده اند که اگر ایران اورانیوم غنی سازی شده خود را تحویل دهد و یا به خواسته های آمریکا تمکین کند فردای آن روز آمریکا واسرائیل با تسلیحات هسته ای به ایران حمله خواهند کرد و هیچ کس در جهان نخواهد بود که حتی از آنها سوال کند چرا دست به چنین جنایتی زدید.
با توجه به رفتار و سیاست و پندار و کردار آمریکا و اسرائیل دیگر اکثریت مردم ایران به این باور رسیده اند که ماجرا نابودی موجودیت ایران و ایرانی و ملت ایران است و نه اختلافات بر سر برخی مسایل سیاسی.
بحث و گفتگو