عادل گفت، علیرغم اینکه آتش بس میان ایران و آمریکا یک توافق موقت توقف درگیری است، اما تفاهم بر سر آن میتواند چارچوب یک اقدام عملی برای حل و فصل دشمنی میان دو کشور را نیز فراهم کند و اساسا پذیرش شروط دهگانه ایران از سوی آمریکا را باید به عنوان یک عقب نشینی از سوی آمریکا و نوعی انعطاف در ایران دانست که با هدف فرصت دادن به دیپلماسی برای نزدیک کردن دیدگاههای دوطرف و دستیابی به یک نتیجه نهایی است که خصومتها را برطرف کند.
وی تصريح کرد، بر همین اساس باید با نگاهی منصفانه به این توافق موقت نگریست و آن را صرفا یک فرصت برای حل مناقشه دید و نه یک پاسخ جامع به بحران در منطقه.
در این دید منصفانه باید حتما به این نکته اشاره کرد که مقاومت چهل روزه ایران برابر قویترین ارتش جهان و متحدش اسرائیل یک واقعه بی نظیر در تاریخ است که بیش از آنکه مبتنی بر قدرت رزمی ایران باشد، مدیون توان هزینه پذیری ملی ایران و خودآگاهی ملی مردم ایران است.
این توان هزینه پذیری بالا و مقاومت ملی در اصل مهمترین محرک برای انتخاب مسیر دیپلماسی از سوی آمریکا بود و در نتیجه آن فرصت بسیار بزرگی برای ایران ایجاد شده است که با اعتماد به نفس ناشی از این مقاومت خود را به یک بازیگر غیرقابل چشمپوشی در نظم آینده خاورمیانه تبدیل کند.
این کارشناس خاطرنشان کرد، در صورت موفقیت ایران برای اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و اخذ هزینه برای تامین امنیت کشتیرانی در این منطقه، یک پیروزی استراتژیک مهم را نصیب ایران خواهد کرد که علاوه بر جنبه سیاسی، آوردههای ملموس اقتصادی به همراه خواهد داشت و عملا ایران را به یک کشور مهم در تضمین امنیت تجارت بینالملل تبدیل خواهد کرد که ضامن امنیت مشترک در خاورمیانه است.
این موضوع به وضوح یک ارتقا برجسته در جایگاه بینالمللی ایران خواهد بود و حتی ممکن است زمینه را برای حل و فصل دائم اختلافات تاریخی با آمریکا فراهم کند.
وی در پایان گفت، مجددا بر این نکته باید تاکید کرد که وقفه چهارده روزه در جنگ صرفا یک فرصت برای صلح پایدار است و ممکن است یک مسیر برای دستیابی به تفاهمی پایدار میان ایران و آمریکا را فراهم کند. این اتفاق نقطه پایانی بر خصومت ها نیست بلکه آغاز راهی دشوار است که در صورت موفقیت میتواند تضمین کننده امنیت منطقه باشد.