وی افزود، در سال 2020، نیز تصمیم به ترور سردار سلیمانی هرچند از سوی واشنگتن در چارچوب اصطلاحی تحت عنوان دفاع پیشدستانه صورتبندی شد، اما فرآیند آن عمدتاً در حلقهای محدود و با حداقل اجماع نهادی انجام گرفت.
اکنون نیز با اعلام تهدید مستقیم به هدف قرار دادن پلها و زیرساختهای حیاتی ایران و حتی حملات گسترده ای که امروز در تهران و دیگر شهرها انجام گرفت، بخشی از تاکتیک آخرین تلاشها برای بازدارندگی و همچنین مدیریت افکار عمومی داخلی و متحدان آمریکا تلقی میشود.
چترسفید تصريح کرد، با این حال، در درون ساختار امنیتی آمریکا بهویژه پنتاگون چنین رویکردی همواره با احتیاط نگریسته میشود، زیرا میتواند فضای تصمیمگیری را بیثبات کرده و محاسبات نظامی را تحت فشار سیاستورزی لحظهای قرار دهد. اکنون گزارشها از شکاف در میان مشاوران امنیتی و برکناری برخی مقامات نشان میدهد که این سبک تصمیمگیری، همواره با تنش درونساختاری همراه بوده است.
این کارشناس در پایان خاطر نشان کرد، در مقابل، اقدام عقلانی تهران این است که به جای تهدیدهای علنی و ورود به بازی لفظی، یک چارچوب حقوقی-دیپلماتیک بسازد. توصیف این اظهارات بهعنوان "نیت برای ارتکاب جنایت جنگی" از سوی نمایندگی ایران در سازمان ملل، تلاش برای انتقال همزمان منازعه از میدان صرفاً امنیتی به عرصه حقوق بینالملل است.
این رویکرد به ایران امکان میدهد که در صورت تشدید تنش، به ابزارهایی چون درخواست نشست اضطراری شورای امنیت یا طرح موضوع در نهادهایی مانند دیوان کیفری بینالمللی استناد کند و مشروعیت بینالمللی موضع خود را تقویت نماید. حتی اگر این مسیرها الزاماً به اقدام فوری منجر نشوند، در سطح بسیج افکار عمومی جهانی، بهویژه در میان کشورهای غیرمتعهد، برای تهران مزیت ایجاد میکنند. با این حال، همزمان با مسیر حقوقی، گزینه پاسخ متقارن و چشم در برابر چشم ایران جایگاه محوری دارد.