علیرغم فضای مثبت که از مذاکرات بیرون می آید اما افزایش تجهیزات و حضور نظامی آمریکا پیرامون ایران بسیاری را بر آن داشته که باور کنند آمریکایی ها قطعا می خواهند کاری کنند وگرنه این همه لشکر کشی وهزینه بی معنی می باشد.
آقای گروسی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای هم روز گذشته در اظهاراتی گفته بود افزایش لشکر کشی آمریکا به منطقه به معنای عقیم کردن هر نوع دیپلماسی و یا فرصت برای رسیدن به یک توافق با ایران است.
تقریبا همه کارشناسان متفق القول هستند که آمریکایی ها به هیچ وجه تمایل ندارند وارد جنگی طولانی مدت با ایران شوند و هدف اصلی شان انجام یک عملیات نظامی محدود و سپس وادار کردن ایران به پذیرش شروط آنها است.
برخی رسانه های آمریکایی و اسرائیلی ادعا دارند که نتانیاهو در سفر اخیر خود به واشنگتن موفق شده ترامپ را متقاعد کند که اگر می خواهد به یک توافق طبق نظر خودش دست یابد باید عملیات نظامی بر علیه ایران را انجام دهد و بعد ایرانی ها را وادار کند که (به قول خودشان) پای میز تسلیم بنشینند وهمه چیز را بدهند برود.
البته بعد از اینکه ایرانی ها همه چیز را بدهند برود آخر کار نخواهد بود و تازه اول کار خواهد بود چون آنوقت دیگر خیالشان راحت است که ایران توان تولید سلاح هسته ای و یا دفاع از خود را از دست داده و حالا می توانند پروژه سناریوی لیبی را پیاده کنند و احتمالا بعد از آن عملیات و بمباران های طولانی مدت بر علیه ایران به گونه ای ادامه پیدا کند که ظرف چند سال همه زیربناهای این کشور از بین برود.
دقیقا همان کاری را که با لیبی و سوریه و عراق و... کردند.
برای محقق شدن این امر آمریکایی ها و اسرائیلی ها نیاز دارند ابتدا مطمئن باشند که مزدورانشان داخل ایران آماده هستند تا دو کار را انجام دهند:
اول خیابان ها را شلوغ کنند تا نیروهای امنیتی و انتظامی درگیر آرام کردن اوضاع داخلی شوند.
دوم جدایی طلبان و مزدوران دیگرشان بتوانند در مناطق مرزی تحرک داشته باشند و برخی مناطق را تصرف کنند تا به عنوان پایگاه هایی برای انجام عملیات به سمت داخل کشور تبدیل شود.
همچنین بحث واکنش ایران برای آمریکا و اسرائیل بسیار مهم است.
یکی از فرماندهان سابق سنتکام در مصاحبه ای اظهار داشته بود که بحث واکنش ایران مهم ترین مساله ای است که می تواند تکلیف هر عملیاتی را روشن کند و قبل از اینکه ترامپ دستور حمله به تاسیسات هسته ای ایران با بمب های بی 2 را صادر کند بحث های زیادی در باره واکنش احتمالی ایران مطرح بود و منابع اطلاعاتی آمریکا تاکید کردند که واکنش ایران سنگین نخواهد بود و بعد از آن بود که ترامپ دستور حمله به تاسیسات را صادر کرد.
بدیهی است اگر آمریکایی ها حتی شک داشتند که واکنش ایران سنگین خواهد بود شاید دست به این حمله نمی زدند.
اما سوال اصلی این است که اینها از کجا مطمئن شده بودند که واکنش ایران سنگین نخواهد بود؟
به هر حال الأن هم برای آمریکایی ها بسیار مهم است که مطمئن شوند واکنش ایران به چه ترتیب خواهد بود.
اگر طبق گفته رهبری ایرانی ها تصمیم داشته باشند به ناوهای آمریکایی به قصد غرق کردن آنها حمله کنند و یا پایگاه هایی که نیروهای آمریکایی در آن حضور دارند را هدف قرار دهند، و آمریکایی ها مطمئن شوند که ایران چنین کاری را انجام خواهد داد، قطعا در حمله خود به ایران تجدید نظر خواهند کرد.
هیچ دولتی در آمریکا نمی تواند بازگشت تعداد زیادی تابوت سربازان آمریکایی را تحمل کند.
از سال 2020 بحثی در مجامع و کارشناسان نظامی شرق مطرح شد و آن این بود که در مقابل ناوهای آمریکایی چه کار باید کرد، آیا اصلا امکان غرق کردن آنها وجود دارد؟
در اتاق های فکر که در این باره تشکیل شده بود همه متفق القول بودند که بله امکان غرق کردن این ناوها با تسلیحات خاصی وجود دارد ولی حتی اگر این ناوها غرق هم نشوند اگر بتوان به آنها آسیب جدی رساند که از شرایط عملیاتی خارج شوند هیچ فرقی با غرق کردن وجود ندارد.
اولین تجربه در این مورد را نیز انصار الله یمن انجام دادند که با حمله به ناوهای آمریکایی کاری کردند که عرشه این ناوها برای پرواز جنگنده ها نا امن شد و دیگر جنگنده ها نمی توانستند از روی ناوها بلند شوند و یا حتی روی آنها بنشینند و تعداد زیادی نیروهای آمریکایی روی عرشه این ناوها آسیب دیدند و آمریکایی ها چند ملیارد دلار تسلیحات و تجهیزاتی را که روی ناوها داشتند را از دست دادند و در نهایت مجبور شدند به آتش بس با انصار الله تن دهند.
عملا اگر آمریکایی ها مطمئن شوند ایرانی ها هم چنین کاری خواهند کرد آنوقت درباره هر حمله ای به ایران تجدید نظر خواهند کرد.
همچنین برای آمریکایی ها ومجامع بین المللی بسیار مهم است که مطمئن شوند اقدامات آمریکا و اسرائیل در نهایت ایران را به سمت سناریوی کره شمالی نکشاند و ایران اگر ببیند موجودیت اش در خطر است به یکباره تصمیم نگیرد که به یک کشور هسته ای تبدیل شود.
صحبت های آقای گروسی که به غرب گرا بودن اش هم بسیار معروف است را می توان در این راستا تلقی کرد.
اگر در محافل دیپلماتیک ومجامع و سازمان های بین المللی شرکت داشته باشید می توانید دلواپسی آنها از این بابت را متوجه شوید.
تقریبا همه دیپلمات ها و نمایندگان مجامع بین المللی دلواپس هستند این تهدید ها و اقدامات آمریکا و اسرائیل به یکباره ایران را به سمت تولید تسلیحات هسته ای سوق بدهد و یکی از دلایل فشار بسیاری کشورهای منطقه به آمریکا برای خودداری از حمله به ایران هم از همین بابت است.
کشورهای منطقه امروزه چند دلواپسی دارند یکی اینکه اگر به ایران حمله شود و ایران احساس کند موجودیت اش در خطر است به سمت کره شمالی شدن برود و دیگری این است که اگر زیربناهای اقتصادی ایران هدف قرار گیرد به یکباره ایران تصمیم بگیرد که به منافع اقتصادی آمریکا در کشورهای منطقه حمله کند و عملیات خودش را به پایگاه های نظامی آمریکا محدود نکند و به این ترتیب این کشورها هم آسیب خواهند دید.
بحث بسته شدن تنگه هرمز که ساده ترین اتفاقی است که می تواند رخ دهد چون همین که جنگی در این منطقه رخ دهد خود به خود دیگر هیچ کشتی ای جرئت نخواهد کرد به این منطقه بیاید و اصلا نیاز نیست که ایران اعلام کند که این تنگه را خواهد بست.
با توجه به این شرایط و اینکه ماجرا منافع همه کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد بدیهی است بسیاری از کشورها که وابسته به انرژی این منطقه باشند هم از تحرکات آمریکا و اسرائیل ناراحت باشند و به آمریکا فشار وارد خواهند آورد که دست از هرگونه عملیات نظامی بر علیه ایران بردارد و به سمت دیپلماسی برود.
اصرار اسرائیل برای راه انداختن یک جنگ بر علیه ایران می تواند حتی فضای جهانی بر علیه اسرائیل را نیز بیش از اینکه در حال حاضر منفی است منفی تر کند و می بینیم که امروزه در ایالات متحده شرایط حمایت از اسرائیل به شدت کاهش پیدا کرده و حتی کار به خصومت با اسرائیل و آنهایی که از اسرائیل حمایت می کنند کشیده شده و حتی روز گذشته اسرائیلی ها آقای تاکر کارلسون و تیم او را که برای انجام مصاحبه با سفیر آمریکا در تل آویو به اسرائیل سفر کرده بودند را از ورود به اسرائیل منع کردند و چند ساعت آنها در فرودگاه تل آویو معطل شدند وبعد با دخالت سفارت آمریکا به آنها اجازه ورود داده شد، امری که نشان می دهد سطح تنش بر علیه اسرائیل در آمریکا تا چه حدی بالا رفته که یکی از نزدیک ترین افراد به ترامپ هم با چنین شرایطی مواجه می شود.
بدیهی است اگر به یکباره جنگی به خاطر اسرائیل راه بیافتد و سربازان آمریکایی کشته شوند و قیمت انرژی جهان و از جمله در آمریکا به شدت بالا برود بسیار برای دولت آمریکا سنگین تمام خواهد شد.
پس باید گفت مهم ترین مساله برای آمریکا این خواهد بود که مطمئن باشد سربازانش آسیب نخواهند دید و همچنین قیمت های انرژی جهانی به شکل عجیب وغریبی بالا نخواهد رفت.
در پایان هم می توان گفت همچنین برای آمریکایی ها مهم این است که یک عملیات انجام دهند و کار تمام شود نه اینکه وارد یک جنگ فرسایشی شوند که نمی دانند آخرش چه می شود چون می دانند جنگ فرسایشی در نهایت به نفع ایران خواهد شد.
می توان گفت در چنین جنگی ایرانی ها چیزی برای از دست دادن ندارند اما آمریکایی ها خیلی چیز ها برای از دست دادن دارند.
منظور این نیست که ایرانی ها متضرر نخواهند شد اما منظور این است که ضرر برای آمریکایی ها بسیار بیشتر خواهد بود.
پی می توان گفت حمله به ایران فقط زمانی انجام خواهد شد که آمریکایی ها مطمئن باشند همه شرایط فوق الذکر به نفعشان است.