گزارش و تحلیل

اروپا تاوان برون سپاری امنیت خود را می پردازد

پس از جنگ جهانی دوم تقریبا همه اقتصاد های کشورهای اروپایی در حالت ورشکستگی قرار داشت، حتی آنهایی که به امید تامین سرمایه های خود هرآنچه داشتند را به آمریکا فرستادند تا دور از جنگ باشد.
Sputnik
عموما دلیل رشد اقتصاد های برخی کشورهای اروپایی مانند انگلیس و فرانسه و... این بود که اینها در دوره ای نیروهایشان را به جای جای جهان فرستادند تا هر آنچه ملت های دیگر دارند را به سرقت ببرند و با استعمار سرزمین های دیگر مال و اموال ملت ها را از آنها گرفتند و به کشورهای خود بردند.
در واقع به همین دلیل هم بود که اینها بعدها رشد بسیار سریعی را پیدا کردند و اروپا مرکز تجارت جهان شد، انگلیس هم مرکز تجارت پول جهان.
می توان گفت اصلی ترین دلیل وقوع جنگ های جهانی هم همین ماجرا بود، چون برخی کشورهای اروپایی که از قافله استعمار سرزمین های دیگر عقب مانده بودند، مانند آلمان، مشکل رقابت با دیگر کشورهای دیگر اروپایی داشتند.
کشورهایی که سرزمین های دیگر را استعمار کرده بودند منابع ارزان قیمت این سرزمین ها را در اختیار داشتند و علاوه بر آن احتکار بازارهای این سرزمین ها در اختیارشان بود در حالی که کشورهایی مانند آلمان و ژاپن و... از این منابع ارزان قیمت بی بهره بودند وهمین ماجرا موجب درگیری های سیاسی و گه گاهی نظامی میان اینها می شد و در نهایت کار به جنگ جهانی کشیده شد.
در واقع تنش میان انگلیس و آلمان که به جنگ جهانی اول انجامید زمانی شروع شد که آلمانی ها تصمیم گرفتند خط راه آهن برلین بغداد را احداث کنند و می خواستند به منابع انرژی ارزان قیمت خاورمیانه دسترسی داشته باشند و انگلیسی ها شروع کردند با استفاده از تروریسم مالی، و وضع تحریم هایی متعدد بر علیه آلمان و کشورهایی که در این پروژه سهم داشتند، مثل دولت عثمانی، جلوی این پروژه را بگیرند.
بسیاری تاریخ پژوهان باور دارند دلیل اصلی جنگ جهانی دوم هم ادامه همین روند رفتاری انگلیس و فرانسه با آلمان ها و تحقیر آنها و سرقت منابع آنها و... بود.
در زمان جنگ جهانی دوم آمریکایی ها کشورهای اروپایی را متقاعد کردند اموال خود را به آمریکا منتقل کنند تا از جنگ دور بمانند و دست دشمن نیافتند و پس از پایان جنگ وقتی این کشورها اموال خود و مخصوصا طلاهایشان را تقاضا کردند آمریکایی ها به بهانه های مختلف از پس دادن این اموال سر باز زدند و با امضای معاهده موسوم به برتون وودز آنها را متقاعد کردند که به جای طلا از دلار آمریکا استفاده کنند و بابت هر 31 دلار هم یک اونس طلا به صورت ثابت پرداخت کنند.
آمریکایی ها همچنین کشورهای اروپایی را متقاعد کردند که دیگر ارتش ایجاد نکنند چون هر بار ارتش ایجاد می کنند کار به جنگ می کشد و به جای آن امنیت خود را برون سپاری کنند و آمریکا امنیت آنها را تامین کند و تشکیلاتی به نام ناتو راه بیاندازند که امنیت همه به صورت مشترک در آن تامین گردد.
گزارش و تحلیل
تاوان سر سپردگی به آمریکا جلز و ولز کردن اروپا
البته بعد ها هدف ناتو از تامین امنیت اروپا به مقابله با بلوک شرق تبدیل شد.
کشورهای اروپایی هم که تازه از جنگ خارج شده بودند تصور کردند که این ایده بسیار ایده خوبی است چون هزینه های نظامی خود را می توانند صرف بازسازی اقتصاد خود کنند و تصور می کردند وقتی که نیاز باشد به سرعت خواهند توانست قدرت نظامی خود را بازیابی کنند.
اما امروزه اروپایی ها با یک مشکل اصلی مواجه شده اند.
همانگونه که آمریکا در سال 1972 از تعهدات خود در معاهده برتون وودز سر باز زد امروزه نه فقط از تعهدات خود در زمینه تامین امنیت این کشورها سر باز زده و به بهانه تامین امنیت آنها به دنبال باج گیری از آنها می باشد بلکه به خاک آنها و منابع موجود در اروپا هم چشم طمع دوخته.
اصرار آمریکا بر تصرف گرینلند و یا وادار کرده اوکراین به اعطای منابع معدنی خود به آمریکا می تواند شروعی باشد بر پروژه تصرف کمترین چیزهایی که در اختیار اروپایی ها می باشد.
اگر اروپایی ها به این خواسته های آمریکا تن دهند بدیهی است که بعد از آن آمریکایی ها به سراغ نفت و گاز شما و... هم خواهند رفت.
امروزه اروپایی ها تازه متوجه شده اند که آمریکا متحد آنها نبوده بلکه به بهانه تامین امنیت آنها به دنبال خلع سلاح اتحادیه اروپا که رقیب اقتصادی ایالات متحده به حساب می آید بوده.
این را به وضوح می توانید از سخنان اخیر ترامپ درباره اتحادیه اروپا دریافت کنید.
بر عکس فضا سازی ایجاد شده خطر اصلی برای اتحادیه اروپا روسیه نبوده بلکه خود آمریکا بوده که ماری در آستین آنها بوده.
امروزه بسیاری از اروپایی ها سوال می کنند که اگر بنا است که کشورهای اروپایی چیزی ما بین 5 تا 10 درصد تولید ناخالص ملی خود را هزینه ناتو کنند چرا آنها باید در ناتو که به ابزاری برای تامین منافع آمریکا تبدیل شده هزینه کنند و چرا نباید یک ارتش واحد برای اروپا داشته باشند.
طبق برآوردها اروپا برای انجام چنین کاری علاوه بر ارتش هایی که در اختیار دارد باید یک ارتش حد اقل 300 هزار نفری متشکل از کشورهای اتحادیه اروپا تشکیل دهد و چیزی حدود 300 ملیارد دلار سالانه بابت چنین ارتشی هزینه کند.
هزینه ای که با توجه به شرایطی که آمریکا برای اروپا ایجاد کرده بسیار دشوار است.
علاوه بر آن اگر اروپایی ها بیایند و بخواهند چنین ارتشی را بدون آمریکا تشکیل دهند ممکن است چنین ارتشی مجبور باشد به مقابله با آمریکا نیز بپردازد چون امروزه تهدید اصلی برای اتحادیه اروپا خود آمریکا می باشد، آمریکایی ها تهدید کرده مثلا گرینلند را اگر دانمارک دو دستی تحویل آمریکا ندهد به زور خواهد گرفت.
در چنین شرایطی کشورهای اروپایی مجبور خواهند بود تصمیم بگیرند آیا در زمینه مقابله با زیاده خواهی های آمریکا حاضر خواهند بود ارتش خود را در مقابل ارتش آمریکا قرار دهند و یا اگر آمریکا تحریم های احتمالی بر علیه برخی کشورهای اروپایی وضع کرد حاضر خواهند بود با آمریکا وارد جنگ اقتصادی شوند؟
اگر زمانی که آمریکا دیگر کشورها را تحریم می کرد ویا زمانی که آمریکا چپ و راست خاک دیگر کشورها را مورد تجاوز قرار می داد در مقابل آمریکا ایستاده بودند و بر اجرای قوانین بین المللی تاکید می کردند شاید کار امروز به اینجا نمی کشید که آمریکا خود آنها را تهدید کند.
شاید اگر اروپایی ها هزینه تامین امنیت خود را گردن می گرفتند و فکر نمی کردند زرنگ هستند که امنیت خود را برون سپاری کرده اند کارشان امروزه به اینجا نمی کشید.
بحث و گفتگو