در برهه هایی به دلیل نفوذ فرهنگ های بیگانه در ایران متاسفانه جایگاه زنان ایرانی بسیار تضعیف شد و این فرهنگ ها موجب رفتن زنان به پستوها گردید و یا حتی برخی که به فرهنگ غربی تاسی می کردند تنها جایگاهی را که برای زنان از آن فرهنگ قایل بودند بی بند وباری و تبدیل زنان به کالای جنسی صرف بود.
گذشته از همه حرف و حدیث ها و اختلاف نظر ها در باره مسایل مختلف ولی باید اعتراف کرد که پس از انقلاب در ایران زنان ایرانی موفق شده اند موقعیت های بسیار ارزنده ای را کسب کنند که برای چندین قرن از آن محروم بودند.
برای اولین بار پس از انقلاب مشاهده می کنیم که همسر رئیس جمهوری ایران با اقتدار وبه صورت مستقل در برنامه های داخلی و بین المللی حضور پیدا می کند.
در سفر اخیر آقای رئیسی به آمریکای لاتین خانم دکتر جمیله علم الهدی یک شخصیت مستقل از زن ایرانی در فضای بین المللی به نمایش گذاشت و شخصا در بسیاری از برنامه های علنی "به صورت مستقل" حضور پیدا کرد.
حرف و حدیث های زیادی درباره حضور خانم علم الهدی در رسانه های آمریکای لاتین چه در داخل چه در خارج کشور شده اما یک نکته شاید برای بسیار مغفول مانده و این است که ایشان نماینده نسل جدید زنان ایرانی می باشد که همه تابوهای کاذب قبلی که بر علیه زنان وجود داشته اند را شکسته اند.
در ایران هم ایشان در کنفرانس زنان تاثیر گذار حضور فعال داشت و در بسیاری از مجامع اجتماعی و فرهنگی و علمی و سیاسی حضور فعال دارند.
بسیاری از رهبران کشورهای جهان در سفر های خود یا همسران خود را با خود نمی برند یا اینکه همسرانشان فقط به عنوان همراه در کنار آنها حضور پیدا می کنند اما خانم علم الهدی نشان داد که زن ایرانی شخصیت مستقلی از همسر خود دارد.
نه به معنای اینکه با او همراه نیست، بلکه به معنای اینکه زن ایرانی هم حرف های زیادی برای زدن دارد و آن مقوله هر پشت هر مرد موفقی یک زن مقتدر است اینجا صدق می کند.
البته در دوران انتخابات ریاست جمهوری هم مشاهده کردیم که دختر آقای رئیسی در صدا و سیما حضور پیدا کرد و حضور مقتدرانه وی در صدا و سیما و صحبت های او یکی از پشتوانه های بزرگ برای رای آوردن آقای رئیسی در انتخابات به حساب آمد.
البته زنان ایرانی امروزه در عرصه های بسیار زیادی حضور دارند و از عرصه های علمی گرفته تا عرصه های ورزشی وهنری و... حرف برای زدن دارند.
در واقع زنان ایرانی امروزه به زنان مبارزه گری تبدیل شده اند که همه درب های بسته در مقابل خود را با اقتدار باز می کنند و به پیش می روند.
مقایسه شرایط زنان ایرانی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و زنان ایرانی با زنان دیگر کشورهای جهان ما را به این نتیجه می رساند که علیرغم همه سختی هایی که زنان ایرانی متحمل شده اند اما آنها موفق شده اند مقتدرانه جای پای خود را در همه عرصه ها محکم کنند، در کشورهایی که به زن به عنوان کالای جنسی و فقط برای شهوت رانی به آنها نگاه می شود.
امروزه زنان ایرانی موفق شده اند بیش از پنجاه درصد کرسی های دانشگاه ها را به خود اختصاص دهند و در اکثر عرصه های شغلی حضور فعال داشته باشند و به قول خانم علم الهدی در دانشگاه هایی تدریس کنند که عمر درخت هایشان از عمر ایالات متحده آمریکا بیشتر است.
شاید هنوز بسیار زود باشد که بخواهیم بگوییم همه عرصه ها به روی زنان ایرانی باز شده اما با پیشرفت چشمگیر زنان ایرانی در همه عرصه ها می توانیم توقع داشته باشیم دیر یا زود هیچ عرصه ای برای حضور زنان ایرانی در آن بسته نباشد.