گزارش و تحلیل

آمریکا از دست ایران به بیراهه زده

Sputnik
طی چند قرن اخیر از زمانی که اروپایی ها شروع کردند سرزمین های دیگر را استعمار کردن یکی از مشکلاتی که دائما برای آنها وجود داشت تعامل با ایرانی ها بود و هست.
طبق باور استعمارگران کل مناطق جهان را می شد با یک روش استعمار کرد، اما مشکل اصلی آنها همیشه این بود که در منطقه بندی خود متوجه نبودند که ایرانی ها در منطقه خود تافته ای جدا بافته هستند.
بسیاری از آمریکایی ها و اروپایی ها هنوز درک صحیحی از تفاوت عرب ها و ایرانی ها ندارند و تصور می کنند آنها شبیه هم هستند.
درست است که ایرانی ها در منطقه خاورمیانه حضور دارند اما همیشه ایرانی ها در طول تاریخ حاکمیت و حکومت برتر را در منطقه داشته اند.
عملا هم حتی وقتی دیگران کل یا بخشی از سرزمین ایران را اشغال کرده اند می بینیم که اشغالگران مجبور شده اند در بین ایرانی ها ذوب شوند و اینگونه نبوده که ایرانی ها هویت خود را کنار بگذارند و هویت اشغال کننده را بپذیرند.
مثل مثلا عرب ها و یا مغول ها که سرزمین ایران را اشغال کردند اما در نهایت دیدیم فرهنگ ایرانی آنها را در خود ذوب کرد.
نا توانی استعمارگران اروپایی از درک این مطلب موجب آن شده که آنها همیشه در تعامل خود با ایرانی ها مشکل داشته باشند.
معروف است که معروف ترین جاسوس انگلیس در منطقه خاورمیانه توماس ادوارد لورانس (معروف به لورانس عرب ) در نامه ای که به لندن نوشته بود به مقامات سیاسی این کشور نصیحت کرده بود که برای تسلط بر عرب ها آنها را سیر نگه دارند و برای تسلط بر عجم ها آنها را گشنه نگه دارند.
یعنی از آن زمان برای لورنس عرب هم واضح بود که ایرانی ها با همسایگان خود متفاوت هستند.
البته از پیغمبر اکرم حضرت محمد (ص) نقل است که گفته:
"لو کان العلم معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس".
اگر علم به ستاره ها هم آویزان باشد فارس ها آن را به دست خواهند آورد.
البته اینجا منظور از فارس ها همان ایرانی ها است چرا که در آن زمان کل سرزمین ایران به نام سرزمین پارس معروف بود.
به هر حال علیرغم اینکه آمریکایی ها تلاش کردند با اعمال تحریم های متنوع بر علیه ایرانی ها به استناد نصیحت لورانس عرب عجم را گرسنه نگه دارند اما آنچه مسلم است این است که ایرانی ها از ستاره ها آویزان شدند و همه تلاش های غربی ها ناکام مانده است.
امروزه علیرغم همه تلاش آمریکایی ها برای تفرقه انداختن میان ایرانی ها و همسایگانشان اما مشاهده می کنیم که روند مصالحه رو به جلو است و حتی آمریکایی ها اخیرا خیلی تلاش کردند سعودی ها را متقاعد کنند دست از مصالحه با ایران بردارند اما آنها نپذیرفتند و بر عکس دیگر کشورهای منطقه به سمت مصالحه با ایران دست دراز کرده اند.
از سوی دیگر می بینیم که امروزه چین و روسیه روی ایران حساب باز کرده اند تا بتوانند راه در رو خود از محاصره آمریکا را از طریق ایران تامین کنند.
شاید برخی متوجه این جریان ها نباشند اما واقعیت امر این است که طی چند دهه اخیر کل کشورهای منطقه تلاش کردند که بر محدوده غرب آسیا تسلط داشته باشند تا کنترل اقتصاد جهانی را به دست بگیرند اما ایرانی ها با دست خالی موفق شدند به همراه متحدان شان این منطقه را دست بگیرند.
از سوی دیگر علیرغم همه تحریم های نظامی و علمی و اقتصادی بر علیه ایران ولی مشاهده می کنیم که ایران موفق شده با تولید تسلیحات متنوع موازنه قدرت ایجاد کند، آن هم با دست کاملا خالی و از صفر.
در کنار این جریان جسارت ایرانی ها را هم قرار دهید تا متوجه شوید چرا ایرانی ها موفق شده اند کاری کنند که کسی جرئت نکند بنادر و کشتی های ایران را تهدید کند.
از آمریکایی ها گرفته تا انگلیسی ها همه به خوبی می دانند در صورتی که به کشتی های ایران و یا بنادر ایران تعرض کنند بلا فاصله پاسخ کوبنده ای دریافت خواهند کرد و همین شده که امروزه ایران می تواند در جهان قد علم کند و بگوید هر کس می خواهد مسیر امن داشته باشد بیاید از بنادر من استفاده کند.
ایران با این موفقیت هایش توانسته همه را مجاب کند که می تواند امنیت هوایی و زمینی و دریایی در محدوده سرزمین خود را تامین کند و می بینیم امروزه بسیاری از کشورها به سمت تعامل با ایران در این زمینه روی آورده اند.
امروزه اگر به رسانه های آمریکا نگاه کنید می بینید روزانه از تهدید سه کشور بر علیه آمریکا و منافع آن صبحت می کنند روسیه – چین و ایران.
همین که ایران در این سطح قرار گرفته کافی است که ایرانی ها افتخار کنند که به اصطلاح ابر قدرت اول جهان امروزه دلواپس تهدید آنها است و همین امر کافی است تا متوجه شد که سطح اقتدار ایران به کجا رسیده که آمریکا این قدر از اقتدار ایران دلواپس است.
اینکه برخی رسانه های وابسته به اسرائیل در آمریکا می آیند و مطرح می کنند که آمریکا به اسرائیل پیشنهاد داده تا عملیات مشترکی را بر علیه ایران انجام دهند هم خود نشانه دیگری از اقتدار ایران است.
در صورتی که این جریان صحت داشته باشد، که البته بنده بعید می دانم، این به خودی خود مثل این می ماند که دو گردن کلفت که از درگیری با هیچ کس ابایی ندارند در مقابل طرفی قرار گرفته اند که آنقدر از او می ترسند که با هم مشورت می کنند اگر با هم برویم حمله کنیم ایا از پس اش بر می آییم یا نه.
یعنی نه اسرائیل خود را در حد مقابله با ایران می داند و نه آمریکا.
همین بس کافی است تا متوجه شد که آمریکایی ها به چه حدی از جنون رسیده اند که اینقدر به بیراهه بزنند وامیدوار باشند که با کمک اسرائیل شاید بتوانند حریف ایران شوند.
البته اگر آنها اطمینان داشتند که با هم می توانند حریف ایران شوند مطمئن باشید لحظه ای درنگ نمی کردند و حمله می کردند اما چون مطمئن هستند که حریف ایران نشده اند از بوق های رسانه ای خود در این باره بهره می برند.
بحث و گفتگو