گزارش و تحلیل

تکمیل حلقه قدرت تیم مذاکرات هسته ای در آمریکا

با انتخاب رسمی آقای ویلیام برنز به عنوان رئیس سیا می توان گفت تیم موسوم به حلقه مذاکرات هسته ای با ایران امروزه به حلقه اول قدرت در ایالات متحده تبدیل گشته است.
Sputnik

اسپوتنیک - اگر آقای جوزف بایدن رئیس جمهوری ایالات متحده را پدرخوانده آمریکایی برجام بدانیم بی شک آقای ویلیام برنز معمار برجام از طرف آمریکا به حساب می آید.

با توجه به اینکه افرادی مانند جان کری (نماینده ویژه بایدن در امور تغییرات اقلیمی و عملا اروپا) ، آنتونی بلینکن (وزیر امور خارجه)، جیکوپ سالیوان (مشاور امنیت ملی کاخ سفید)، وندی شرمن (قائم مقام وزیر امور خارجه)، رابرت مالی (مسئول بخش ایران در وزارت خارجه آمریکا) همه جزو تیم مذاکرات هسته ای و یا مذاکرات و گفتگو های محرمانه با ایران هستند می توان گفت شاید برای اولین بار تیمی در دولت آمریکا سر کار هستند که هم ایرانی ها را به خوبی می شناسند و هم ایرانی ها آنها را به خوبی می شناسند.

بایدن بار دیگر از کاملا هریس به عنوان رئیس جمهور یاد کرد

البته نکته دیگر قابل تامل در این است که آنتونی بلینکن، جیکوب سالیوان و وندی شرمن همچنین یهودی تبارهایی می باشند که جزو حامیان پر و پا قرص اسرائیل در آمریکا به حساب می آیند اما با سیاست های تشنج آفرین نتانیاهو به شدت زاویه دارند و جزو یهودیانی هستند که باور دارند باید شرایط سیاسی برای بقای اسرائیل با اعطای مقداری امتیاز به فلسطینیان را فراهم کنند.

البته بقیه تیم هم جزو افرادی می باشند که علیرغم غیر یهودی بودن اما حامیان پروپاقرص اسرائیل به حساب می آیند و تنها هدف آنها تضمین بقای اسرائیل است.

قطعا اکثر خوانندگان مقاله فیلمی را که در آن آقای بایدن اظهار می دارد که خود را یک صهیونیست تمام عیار می داند مشاهده کرده اند.

فکر نمی کنم از این واضح تر فردی می توانست وفاداری خود را به آرمان صهیونیسم و اسرائیل اعلام کند.

دیگر تکلیف کار مشخص است.

مشکل ایران با آمریکا نه بحث هسته ای و نه اجرای برجام و نه رسیدن ایران به بمب اتم و نه بحث حقوق بشر و نه بحث موشک های بالستیک ایران و نه بحث نفوذ ایران در منطقه و نه ... است.

تنها بحث تضمین موجودیت اسرائیل و به رسمیت شناختن آن و بازگشت ایران به جرگه کشورهای تحت امر آمریکا است.

وقتی که اینجا می گوییم تحت امر، یعنی دقیقا همان "تحت امر" و یا "تحت فرمان است"، نه حتی یک نقطه کمتر.

آیا اهداف دولت بایدن در باره پرونده ایران مشخص است؟

آنهایی که بحث اتحاد و همسویی را مطرح می کنند باید بدانند در فرهنگ ساختار سیاسی حاکم بر آمریکا چیزی به نام متحد و یا همسو وجود ندارد.

یا کشوری "تحت امر" و مطیع هست یا دشمن، تمام.

در واقع سیستم سیاسی حاکم بر آمریکا بر اساس تفکر همان مدیران کارتل ها و لابی های قدرت پشت پرده بنا شده که بقیه را مانند کارگران و یا بردگان خود می دانند که بدون چون و چرا باید از آنها اطاعت کنند، حتی اگر بنا باشد هر آنچه دارند از دست بدهند.

کافی است منافع کارتل های قدرت تامین شود.

نکته مهم در انتخاب آقای ویلیام برنز در این است که وی قبلا سالهای 2001-2005 سفیر آمریکا در روسیه نیز بوده و با روسیه نیز آشنایی کامل دارد و جزو افرادی به حساب می آید که در توطئه چینی های مختلف بر علیه روسیه دست اندرکار بوده.

وی همچنین از سالهای 1998 تا 2001 سفیر آمریکا در اردن وهمزمان معاون وزیر امور خارجه  در امور خاور نزدیک بوده و به این دلیل با اسرائیلی ها روابطی بسیار صمیمی داشته و به عنوان واسطه و یا حتی معمار برقراری روابط فیما بین اسرائیلی ها و اعراب نیز شناخته می شود.

ایران در دولت بایدن اراده‌ای برای بازگشت به برجام نمی‌بیند

زمانی که آقای برنز سفیر آمریکا در روسیه بود ارتباطات مشکوک زیادی با شورشیان چچن داشت و برخی باور دارند که وی مسئولیت سازماندهی تعداد زیادی از آنها و اعزام آنها برای جنگیدن در لیبی و سوریه و عراق به عناوین مختلف از جمله داعش را نیز عهده دار بوده.

به این ترتیب می توان توقع داشت با حضور آقای برنز در سازمان سیا، که همیشه مرد پشت پرده سیاست خارجی ایالات متحده به حساب می آمد، این دیدگاه را ایجاد می کند که آقای بایدن به دنبال تقویت شاخه توطئه چینی سیاسی در این سازمان اطلاعاتی می باشد.

چرا که آقای برنز در زندگی سیاسی خود همیشه پشت پرده به دنبال ارتباط گیری و توطئه چینی بر علیه کشورهای دیگر و دخالت در امور دیگر کشورها بوده.

اگر این انتخاب را در کنار سخنان اخیر آقای بایدن بر علیه روسیه و چین قرار دهیم و بد عهدی های دولت جدید آمریکا بر علیه ایران را نیز در نظر داشته باشیم، می توانیم پیش بینی کنیم که تیم بایدن به دنبال پیاده کرده نقشه هایی توسط سیا برای توطئه چینی و دخالت در امور دیگر کشورها خواهد بود.

بحث و گفتگو