گزارش و تحلیل

ناز کردن عربستان برای ایران

ایرانی ها مدام از کانال های مختلف پیغام و پسغام می فرستند که حاضر هستند با عربستان سعودی پای میز مذاکره بنشینند و مشکلاتشان را با هم حل و فصل کنند و از طرف دیگر عربستان سعودی با پا پس می زند و با دست پیش می کشد.
Sputnik

البته می دانم اصل ضرب المثل "با دست پس می زنن با پا پیش می کشن" هدف نشان دادن تضاد رفتارهای و کرداری سعودی ها در قبال ایران می باشد.

آنها حتی در این باره هم به قول معروف بلد نیستند درست برای ایرانی ها ناز وعشوه بیایند وحد اقل منافع خود را بستانند.

بر کسی پوشیده نیست که پس از شکست مفتضحانه ترامپ در انتخابات آمریکا شرایط سیاسی برای عربستان سعودی و اسرائیل بسیار بد شده و دیگر شرایط سابق که زمان ترامپ برای آنها وجود داشت وجود نخواهد داشت.

البته اسرائیلی ها بلد هستند از لابی های خود بهره ببرند و کاری کنند که از غضب دولت جدید آمریکا در امان باشند ولی سعودی ها معمولا به خراب کردن کارها شهره می باشند و نهایت کاری که می توانند انجام دهند همان ترور عدنان خاشقچی به آن شکل مفتضحانه است.

همان ترور نشان می دهد که سعودی ها کارهای خود را چه گونه انجام می دهند.

همه تحلیل ها مبنی بر آن است که دیر یا زود شرایط روابط خصمانه سابق (دوران ترامپ) فیما بین ایران و آمریکا تغییر خواهد کرد.

منظور این نیست که روابط دوستانه و صمیمی خواهد شد اما آنگونه که قبلا هم بود نخواهد بود.

آیا همزمانی عملیات تروریستی بغداد با تحلیف بایدن تصادفی است؟

همیشه هم بهبود رابطه ایران و آمریکا به ضرر حساب رابطه آمریکا با عربها تمام می شود.

عرب ها و اسرائیلی ها هم خوب متوجه هستند که همه تلاشهای آنها طی چند سال پیش با شکست مواجه شده و نه فقط همه سرمایه گذاری های آنها به باد رفته بلکه چون بی مهابا از ترامپ حمایت کردند امروزه مورد غضب حکومت جدید آمریکا می باشند، به این دلیل همه کارتهای برنده خود در قبال ایران را از دست داده اند.

در مورد اسرائیل که اصرار دارد پای میز گفتگوهای 1+5 با ایران بنشیند دلیل اش این است که می دانند ایران حاضر نخواهد بود سر میزی بنشیند که اسرائیلی ها روی آن نشسته اند و به همین دلیل هم آنها می توانند در مقابل آمریکایی ها و اروپایی ها مظلوم نمایی کنند و بگویند که ببینید ما اهل صلح و گفتگو هستیم ولی ایرانی ها نیستند.

اما در باره عربستانی ها که اصرار دارد پای میز مذاکره 1+5 با ایران بنشینند، ماجرا فرق می می کند.

آنها می دانند که در حال حاضر در موضع ضعیف در قبال ایران قرار دارند و به این دلیل تصور می کنند اگر کنار 1+5 بنشینند موضع قویتری برای مذاکره و گفتگو با ایران خواهند داشت.

ایرانی ها هم بحث گفتگو با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را مطرح کرده اند تا بحث مشارکت آنها در هرگونه گفتگوهای احتمال ایران با 1+5 را منتفی کنند.

اگر عربها مشکلی دارند می توانند مستقیم با ایرانی ها مذاکره و گفتگو کنند.

علیرغم همه اصرار و انکار ها ولی همه می دانند که دیر یا زود این گفتگو ها در چهارچوب 1+5 انجام خواهد شد، و امروزه بحث جدول برنامه های گفتگو و جمع کردن کارتها توسط طرفهای ذیربط مطرح است نه اصل گفتگو.

به هر صورت چون هیچ مکانیسمی برای خروج اعضا و بازگشت آنها به برجام وجود ندارد اعضای برجام باید بنشینند و در باره این مساله گفتگو کنند و ببینند چه راهکاری برای آن پیدا می کنند.

فعلا هم همه متفق القول هستند که آمریکا برای بازگشت به برجام اول باید حسن نیت خود را ثابت کند و این حسن نیت با اجرای قطعنامه 2231 شورای امنیت ثابت می شود.

همه اعضا هم به خوبی می دانند وارد کردن هرگونه موضوع جدیدی به برجام موجب خلط مبحث می شود و موجب آن می شود که دوباره همه وارد یک چالش چندین ساله گردند.

اگر هم جسته گریخته می بینیم که اروپایی ها یا آمریکایی ها درباره بحث موشکی ایران و یا نفوذ ایران در منطقه بحثی را مطرح می کنند به این دلیل است که می خواهند مقداری دلگرمی به عربستان و اسرائیل بدهند تا خیلی جنجال و هیاهو به راه نیاندازند و همه بتوانند با آرامش کار خود را انجام دهند.

هم آمریکایی ها و هم ایرانی ها به خوبی می دانند ورود عربستان سعودی حتی به صورت ناظر در گفتگو ها می تواند موجب پیچیده تر شدن هر گفتگویی شود چون به هر حال هدف سعودی ها و اسرائیلی ها این خواهد بود که به هر ترتیبی شده جلوی اجرای برجام را بگیرند و امیدوار هستند تا چهار دیگر ترامپ و یا فردی مانند ترامپ سر کار بیاید وباور دارند فقط کافی است چهار سال در اجرای برجام سنگ اندازی کنند.

مطرح کردن بحث گفتگوی مستقیم ایران با کشورهای عربی هم به این دلیل است که ایرانی ها می خواهند به همه بگویند این بحث از برجام جدا است و اگر عربها مشکلی دارند باید جداگانه درباره آن صحبت کنند.

عربستان سعودی هم امروزه سر دوراهی است چون نمی داند پیشنهاد قطر برای مذاکره و گفتگو میان ایران و عربستان سعودی با هماهنگی دولت جدید آمریکا بوده یا اینکه یک پیشنهاد خودسر.

آنها می ترسند این برگه را از دست بدهند و بعد خودشان مجبور شوند التماس کنند با ایران پای میز گفتگو بنشینند (مانند اتفاقی که درباره قطر رخ داد) ، از سوی دیگر امیدوار هستند بتوانند به نحوی دل آمریکایی ها را به دست آورند و با برگه های ضعیف پای میز مذاکره و گفتگو با ایران ننشینند.

شاید به همین دلیل هم هست که امروزه بقیه اعضای شورای همکاری کشورهای عرب حوزه خلیج فارس سکوت کرده اند (که البته آنها مشکل چندانی در رابطه با گفتگو با ایران ندارند) و این فقط عربستان است که اعلام می کند دست اش برای مذاکره با ایران دراز است ولی به ایرانی ها اطمینان ندارد که به تعهدات خود عمل کنند، به زبان بی زبانی می گویند می ترسند ایرانی ها گولشان بزنند.

به هر حال همه به خوبی می دانند که دیر یا زود باید طرفین، یعنی ایران و عربستان سعودی با هم پای میز مذاکره و گفتگو بنشینند، نه ایران می تواند عربستان سعودی را از نقشه منطقه حذف کند و نه عربستان سعودی می تواند ایران را حذف کند، هر دو باید راهکاری برای زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر پیدا کنند چون اختلافات فیما بین فقط به ضرر طرفین و منطقه می شود و فقط به سود دشمنان آنها است.

بحث و گفتگو