گزارش و تحلیل

آتش بیار معرکه در قره باغ كیست؟

جنگ بین ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ از سر گرفته شده است و آمریکا بیش از آنچه به نظر می رسد در این امر مقصر است.
Sputnik

اسپوتنیک به نقل از امریکن کنسرواتیو می نویسد: در 27 سپتامبر - تقریباً به یقین در نتیجه تهاجم ارتش آذربایجان - درگیری ها بین ارمنستان و آذربایجان از سر گرفته شد. طرفین بر سر قره باغ کوهستانی که بخشی از آذربایجان محسوب می شود اختلاف دارند، اما از اوایل دهه 1990 به طور واقعی، مانند تعدادی از مناطق مجاور آذربایجان، توسط ارمنستان کنترل می شود. در روزهای آخر اتحاد شوروی جنگ خونینی بین طرفین درگرفت. در سال 1994 ، مسکو واسطه این درگیری بود و موفق شد آتش اصلی آنرا خاموش کند. اما باقی مانده های آن تا امروز هم شعله ور هستند.

قره‌باغ، دودی که به چشم ایران خواهد رفت

مسئولیت اصلی طولانی بودن آن ، بدون شک ، بر عهده نخبگان سیاسی محلی است. با این حال ، پس از پایان جنگ سرد بین آمریکا و شوروی ، واشنگتن که احساس می کرد حق دارد تقریباً در همه درگیری ها در سراسر جهان مداخله کند ، اقداماتی را انجام داد که حل مناقشه قره باغ کوهستانی را دشوار کرد.

وقتی جمهوری های ماورا قفقازی در سال 1991 با فروپاشی اتحاد شوروی استقلال یافتند ، واشنگتن تلاش خود را بر روی ادغام آنها در نظام جهانی لیبرال به رهبری آمریکا متمرکز کرد. ایالات متحده می خواست ترکیه را به عنوان نمونه ای از یک کشور سکولار و غربگرا تبلیغ کند و روسیه و ایران را از پروژه های همگرایی منطقه ای خارج کند. اما این انتخاب واقعیت های فرهنگی و تاریخی منطقه را نادیده گرفت و تأثیر آنها را در درگیری قره باغ در نظر نگرفت.

دلیل اصلی این ناآگاهی تصمیم به حاشیه راندن ایران با وجود روابط دیرینه آن با ارمنی ها و آذربایجانی ها بود. این امر در تمایل آمریکا برای منزوی کردن ایران در تمام سناریوهای ممکنه منعکس شد.

در حالی که دلایلی به نفع مهار ایران در شام وجود دارد، منطقه ماورا قفقاز چشم انداز استراتژیک اساساً متفاوتی را ارائه می دهد. برخلاف آنچه از جمهوری اسلامی  شیعه انتظار می رفت ، ایران در درگیری قره باغ از هم کیشان آذربایجانی حمایت نکرد ، بلکه سعی کرد به عنوان واسطه بین آذربایجان و ارمنستان عمل کند. با وجود این ، ایران برای حل مناقشه قره باغ به گروه مینسک دعوت نشد. و این در زمان ریاست جمهوری عملگرا علی اکبر هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد. تعدادی از دیپلمات های آمریکایی سعی در حل و فصل درگیری ها داشتند ، اما بخشنامه های سیاسی در واشنگتن تعیین شد ، جایی که خصومت با ایران ریشه های عمیقی داشت. در آن زمان ، ترکیه "سکولار"  پادزهری علیه "بنیادگرایی اسلامی ایرانی" محسوب می شد.

ارمنستان از حملات آذربایجان به قره‌باغ با موشک‌های اسرائیلی خبر داد

برخلاف ایران ، ترکیه از همان ابتدا طرف آذربایجان را گرفت. به استثنای تلاشی زودگذر در سال 2009 ، آنکارا هرگز سعی در برقراری روابط دیپلماتیک با ارمنستان نکرد و به علامت همبستگی با باکو مرزهای این کشور را بسته نگه داشت. با گذشت زمان ، رجب طیب اردوغان رهبر ترکیه به توسعه طلبی اشتها پیدا كرد و برای تمرین عضلات خود در ماورا قفقاز ، از اتحاد با آذربایجان بهره گرفت و آذربایجان با کمال میل با این کار موافقت کرد.

به ویژه این امر خطرناک است که روابط نزدیک ترکیه و آذربایجان در دراز مدت بر جامعه آذربایجان تأثیر می بگذارد و این کار آشتی منطقه ای را دشوار می کند. از سال 2010، مقامات باکو همه ارمنی ها ، نه فقط شبه نظامیان قره باغ  را به عنوان دشمنان "قوم ترک" معرفی می کنند. آنکارا ، با ارائه پشتیبانی بدون قید و شرط از باکو ، این سخنان تحریک آمیز را کاملاً تشویق کرد. گزارش های موثق مبنی بر اینکه ترکیه در حال بسیج شبه نظامیان تندرو سنی سوریه برای حمایت از آذربایجان است ، آبستن شکاف در جامعه آذربایجان است که شیعیان بخش برتر آنرا تشکیل می دهند. اتفاقا، آمریکا با تلاش برای مهار تهدید اسلامگرایان از طرف ایران و حمایت از ترکیه ، ممکن است درها برای افراط گرایان را باز می کند.

تنها می توان حدس زد که اگر 30 سال پیش ایالات متحده انتخاب دیگری می کرد اوضاع در ماورا قفقاز چگونه توسعه می یافت. این احتمال وجود دارد که با مداخله فعال ایران و نقش متوسط ​​ترکیه ، نتیجه همچنان یک بن بست با خونریزی دوره ای باشد. اما غیرقابل انکار است که واشنگتن امنیت و ثبات را در منطقه به ارمغان نیاورده است.

ابراز امیدواری اردوغان نسبت به پیشروی آذربایجان در قره‌باغ

آمریکا هنوز به عنوان واسطه رسمی سازمان امنیت و همکاری اروپا  OSCE در امور قره باغ ، همراه با فرانسه و روسیه ثبت شده است، اما آخرین بازیگر اصلی بود که در مورد درگیری ها در ماورا قفقاز ابراز نگرانی کرده است. حذف کامل حضور خود از منطقه ، که به نظر می رسد دولت ترامپ انجام می دهد ، هوشمندانه ترین اقدام نیست. دستور کار ترکیه هیچ ارتباطی با منافع آمریکا ندارد. واشنگتن باید به وضوح از ترکیه فاصله بگیرد. برای ایفای نقش سودمند و مساعد در قفقاز، ایالات متحده باید وسواس ضد ایرانی خود را کنار بگذارد و اقدامات گسترده چند جانبه را برای پایان دادن به درگیری مسلحانه که می تواند از کنترل خارج شود، انجام دهد.

مولف: الدار ممدوف مشاور سیاسی اتحاد ترقی خواه سوسیالیست ها و دموکرات ها در پارلمان اروپا است. این مقاله نظرات شخصی وی را بیان می کند و لزوماً نظرات اتحاد را منعکس نمی کند.

بحث و گفتگو