گزارش و تحلیل

آیا نخبگانی که از کشور مهاجرت می کند خیانت کار هستند؟

در بسیاری از کشورها برخی وقتی به قدرت می رسند تلاش می کنند کل قدرت را احتکار کنند.
Sputnik

و همین احتکار قدرت پس از مدتی منجر می شود مملکت به سمت فروپاشی برود در حالی که اگر آنهایی که به قدرت می رسند به فکر کلیت و آینده مملکت و نظام باشند به هیچ وجه چنین کاری را انجام نمی دهند و سعی می کنند با آغوش باز از همه جریان های موجود در مملکت استقبال کنند و همه تفکر ها را درک کنند.

نمی توان انکار کرد که برخی ممکن است خیانتکار باشند، بحث خیانت به صورت تاریخی همیشه در همه کشورها وجود داشته اما باز هم نمی توان همه را به خیانتکار بودن متهم کرد.

ایران هشتاد و هشت ملیون نفر جمعیت دارد که همه با جان و دل عاشق آن می باشند و همه تلاش دارند برای اعتلای آن هر فعالیتی می توانند انجام دهند اما هر کدام بر اساس دیدگاه و منظور و توانمندی خود.

یکی ممکن است در زمینه سیاست تبهر داشته باشد دیگری در زمینه علم و دیگری در زمینه ورزش و دیگری در زمینه هنر و ...

تلاش همه ایرانیان برای اعتلای اقتدار ایران زمین باید مورد تحسین و قدردانی قرار گیرد اما متاسفانه شرایطی پیش می آید که برخی با استفاده از رانت و یا ارتباطات دوستی و فامیلی و یا هزینه کردن ویا ... می توانند خود را به جایگاه هایی برسانند که خودشان لیاقت آن جایگاه ها را ندارند و بعد به هر نحوی شده تلاش می کنند راه را در مقابل دیگران ببندند تا مبادا آنهایی که شایستگی لازم را دارند بتوانند به جایی برسند و با عملکرد خودشان عملکرد آنهایی که ناتوان هستند را زیر سوال قرار دهند.

جاگاریان: تحریم های آمریکایی مانع توسعه تجارت ایران و روسیه

گویند زمانی یکی از پادشاهان به قهرمان اسب سواری کشورش گفت از همین لحظه می توانی شروع کنی با اسبت تاختن و تا آخرین نقطه ای که می رسی را به تو اهدا خواهم کرد به شرط اینکه وسط راه به هیچ دلیلی توقف نکنی، اسب سوار که کل زندگی خود را وقف اسب سواری کرده بود و به هیچ چیز دیگر فکر نمی کرد شروع کرد تاختن وحتی برای خوردن و آشامیدن هم هیچ جا نمی ایستاد، از فرط گشنگی و تشنگی نه خود نه اسبش دیگر نای حرکت نداشتند اما از فرط طمع حاضر نبود بایستد تا اینکه در نهایت اسبش تاب نیاورد و به زمین افتاد و بر اثر سقوط اسب در سرعت بالا سوارکار هم با زمین برخورد کرد و مرد.

شاه به آنجا رسید و دستور داد کل سرزمین ها را به سوار کار ببخشند بعد چون وارثی نداشت آنها را به نفع حکومت مصادره کنند و همچنین دستور داد سوار کار را کفن کنند و او را در یک قبر یک متری دفن کنند و روی آن بنویسند خودش را برای مال دنیا به کشتن داد و تنها چیزی که نصیبش شد همان کفن و یک متر جایی بود که دیگران هم در نهایت به دست می آورند.

بله بسیاری برای دنیا تلاش می کنند و متوجه نیستند مردم ایران انقلاب کرده اند تا آینده بهتری را برای کل مملکت بسازند نه برای تعدادی محدود و هر چه قدر هم برای این دنیا تلاش کنند و هر آنچه در این دنیا به دست بیاورند در نهایت همان یک وجب قبر و کفن را به دست خواهند آورد اما در صورتی که برای اعتلای مملکت تلاش کنند نامشان ابدی خواهد ماند.

برخی تصور می کنند می توانند با سنگ انداختن در مسیر رودخانه راه آب را ببندند اما تاریخ ثابت کرده آب سد ها را می شکند راه خود را از طریق دیگری پیدا می کند و باز هم به جریان می افتد.

نمی توان انکار کرد برخی ایرانی ها هستند که برای رفاهی که به آن امیدوار هستند به کشورهای دیگر کوچ می کنند اما بسیاری دیگر برای رفاه خود از ایران کوچ نمی کنند، چون با سد ها و راه های بسته مواجه می شوند مملکت را ترک می کنند تا بلکه جایی را پیدا کنند که آنها را در آغوش بگیرد و به آنها فضای پیشرفت اعطا کند.

یک بار با نماینده اسبق صندوق جمیعت ملل متحد در تهران آقای محمت اوز که ترک تبار بود با هم نشسته بودیم صحبت می کردیم، وی اظهار می داشت آیا می دانید این نخبه هایی را که از دست می دهید چه قدر به شما ضرر می زند؟

گفتم نمی دانم چگونه باید محاسبه کرد.

اظهار می داشت اگر معیار را دلاری حساب کنیم هر یک دانشمند یا پزشک و یا مهندس و یا ورزشکار و یا هنرمند و یا نویسنده ویا... حدود بیست ملیون دلار ارزش دارد. یعنی اگر مثلا کانادا سالی یک هزار نفر از اینها را با منت از شما بدزدد و به آنها مهاجرت بدهد بروند کانادا بیست ملیارد دلار از ثروت ملی ایران را برداشته برده، به همین راحتی.

وی اظهار می داشت به همین دلیل هم هست که شما مشاهده می کنید که در ساختار مهاجرتی آنها بخش هایی برای اعطای مهاجرت بی نوبت می گذارند و اشتباه برخی در این است که تصور می کنند محاسبه ارزش اینها فقط در هزینه های مادی ای است که برای این افراد انجام شده که خوب ممکن است چند ملیارد تومان ایرانی باشد اما متوجه نمی شوند که شما همین هزینه را برای افراد دیگر کنید نمی توانید از آنها نخبه به دست بیاورید و ارزش معنوی این نخبگان بسیار زیاد است و حتی آنها اگر همان بیست ملیون دلار را هزینه کنند احتمال اینکه بتوانند فردی را به نخبه تبدیل کنند بسیار کم است.

وی تعریف می کرد در اتحاد جماهیر شوروی سابق کا گ ب یکی از مسئولین عالی به قول معروف گزینش و استخدام را بازداشت کرد چون مدارکی در اختیار داشت که وی پول های کلانی را از آمریکایی ها دریافت کرده، وی را تحت بازجویی قرار دادند که چه اطلاعاتی به آمریکایی ها فروخته و وی اصرار می کرد که هیچ اطلاعاتی به آنها نفروخته.

رسید های پول هایی را که از آمریکایی ها دریافت کرده بود را آوردند و از او سوال کردند که پس این پولها را برای چه به تو داده اند، نگاهی انداخت و شروع کرد هر کدام را توضیح دادن گفت این را به من دادند که فلانی را در فلان جا به کار بگیرم این را هم دادند که اجازه ندهم فلانی فلان جا کار کند و ...  رفتند آنها را نیز بازداشت کردند و با آنها نیز تحقیق کردند که برای آمریکایی ها چه کار می کردند.

بعد از کلی تحقیقات متوجه شدند که اینها برای آمریکایی ها هیچ کاری نمی کردند و فقط تنها کاری که آمریکایی ها کرده بودند این بود که افراد نا لایق را در پست های حساس قرار داده بودند و افراد لایق را از رسیدن به پست و سمت محروم کرده بودند و به همین دلیل افراد لایق هم پس از استیصال از تلاش برای حل مشکلات کشور خود کشور را ترک کرده بودند و در نهایت شوروی که ابر قدرت مقابل آمریکا بود از هم پاشید.

نمی دانم در ایران اگر از آمریکایی ها پول می گیرند و یا نه اما اگر پول نمی گیرند احتمالا متاسفانه برخی مجانی در آسیاب دشمن آب می ریزند و گل به خودی می زنند واین دیگر نوبر است.

اینکه مشاهده می کنیم یک ورزشکار و یا یک مجری تلوزیونی و یا یک نخبه علمی ویا ... تصمیم می گیرد کشور را ترک کند و به کشور دیگری مهاجرت کند به این دلیل است که آنقدر در داخل کشور آن فرد با درب های بسته و مظالم مواجه می شود که در نهایت تصمیم می گیرد عطایش را به لقایش ببخشد و به کشور دیگری برود.

اینگونه نیست که همه دوست داشته باشند به کشور دیگری بروند و در جای دیگری از صفر زندگی ای را شروع کنند، هر چه باشد همه تعلقاتی به کشور خود دارند و هیچ کس دوست ندارد کشور خود را ترک کند.

 

بحث و گفتگو