گزارش و تحلیل

آيا تحریم سپاه ، بهانه ای برای جنگ رودروی ایران و آمریکاست؟

هشتم آوریل دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که واشنگتن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را یک سازمان تروریستی خارجی می داند.
Sputnik

این خبر با واکنش های مختلفی از طرف سیاست مداران وکارشناسان مسائل سیاسی و بین المللی در جهان روبرو شد.
برخی از کارشناسان آمریکایی بر این عقیده اند که تصمیم دولت آمریکا مبنی بر تروریستی خواند سپاه ، بخشی از آماده سازی برای ایجاد پایگاه حقوقی به منظور کاربرد نیروی نظامی علیه ایران است.
جیسون بلازاکیس که یکی از کارکنان سابق وزارت خارجه آمریکااست در این خصوص گفت: « وارد کردن سپاه پاسداران در لیست سازمان های تروریستی به خودی خود اختیاراتی را به واشنگتن می دهد تا به هربهانه ای از نیروی نظامی استفاده کرده و این کارش را توجیه کند.»
از طرف دیگر با بررسی این اقدام ترامپ می توان آنرا از یکسو ادای دین به اسرائیل یعنی شریک استراتژیکی اش دانست و از سوی دیگر راه حلی برای ساکت کردن دیدگاه های مختلف در داخل کشور آمریکا که نه تنها ایران را حامی تروریسم ندانسته بلکه آن را کشوری می دانند که می خواهد سیاست مستقلی از آمریکا داشته باشد.
مجتبی جلال زاده، کارشناس و پژوهشگر مسائل بین الملل و سیاست آمریکا این اقدام ترامپ را از دو بعد یعنی حقوقی و سیاسی برای اسپوتنیک شرح و تفصیل نمودند:
انتخاب ترامپ در سال ۲۰۱۶ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده ، یک انتخاب خارق العاده بود. با انتخاب وی شاهد تصمیم های عجیب و روحیه عمل گرایانه و پراگماتیسم او هستیم.

تحریم سپاه و افزایش امکان جنگ

ترامپ به دنبال تحقق شعارهای انتخاباتی خود است. تقریبا به تک تک شعارهایی که داشته جامه عمل پوشانده است. بحث ترکیبات امنیتی و هزینه تامین امنیت در اقصاء نقاط دنیا از جیب شرکای خودش، دیوار کشی در مرز مکزیک، انتقال پایتخت اسرائیل و مواردی که می توان به آن اشاره کرد. مورد بعدی برجام و مسئله ایران است. در واقع ترامپ به وعده خودش برای پاره کردن برجام عمل کرد و اکنون به دنبال مهار ایران و قدرت هسته ای و منطقه ای ایران است که در دو وجه القای برتری و هژمونی خودش در دنیا و خاور میانه می خواهد آنرا عملی کند و همچنین حمایت از شریک استراتژیک خود یعنی اسرائیل.
در خصوص اعلان تروریستی بودن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به عنوان محافظ و از جمله حافظان اصلی مسلح انقلاب اسلامی ایران محسوب می شوند از دو بعد و منظر قابل بررسی است. بعد حقوقی و بعد سیاسی. از منظر حقوقی می توانیم به قانون ۲۰۰۱ اشاره کنیم که در سال ۲۰۰۱ و پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۰ که به برج های دوقلو در آمریکا صورت گرفت، تصویب شد. در این قانون اعلان جنگ و گسیل نیروهای نظامی در آمریکا در قدرت رئیس جمهور قرار گرفت و حیطه اختیارات کنگره در این زمینه کم شد. در واقع بر اساس این که رئیس جمهور آمریکا، گروه ، کشور و یا منطقه ای را به عنوان تروریسم بشناسد، تروریسمی که صلح و امنیت جهانی را به خطر می اندازد، بدون اجازه کنگره می تواند به آن حمله نظامی داشته باشد. پیشتر هم رسانه ها و سیاست مداران آمریکایی بارها ایران را با القاعده مرتبط دانستند. سایر جنبش های آزادیخواه در منطقه خاورمیانه را به ایران نسبت دادند و همواره انگشت اتهام را به سمت جمهوری اسلامی و نظام ایران اشاره گرفتند که از تروریست و گروه های تروریستی حمایت می کند.
بُعد بعدی سیاسی است. در واقع ایالات متحده به دنبال بازگرداندن اجماع جهانی علیه ایران است. مواردی که در زمان رئیس جمهور اوباما توانستند به آن دست یابند و علاوه بر تحریم های یکجانبه آمریکا، تحریم های اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد را در پی داشت. آمریکای ترامپ خواهان بازگشت به گذشته و تحریم و فشار بیشتر بر ایران با اولویت اجماع جهانیست. اما اینکه چه میزان امریکایی ها خواهان جنگ هستند و در عرصه عملی به دنبال جنگ افروزی علیه ایران هستند، کمی باید تردید کرد و با تامل بیشتری به این موضوع نگاه کرد. در واقع در منطقه آشوب زا و آشوب زی خاورمیانه جنگ دیگر به معنای تهدید بیشتر منافع ایالات متحده آمریکاست. خاصه اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران و توان نظامی کشور توانسته طی قریب چهل سال گذشته توان نظامی خود را بازسازی کرده، تولیدات انبوه نظامی داشته باشد و دپویی از موشک های میان برد و بلند برد تولید نماید. قطعا ایالات متحده آمریکا اگرچه دارای سرزمین در منطقه خاور میانه نیست اما منافع سیاسی و شرکای استراتژیکی دارد. جنگ رودروی آمریکا و ایران به یک جنگ دو طرفه و متقابل ختم نمی شود. کما اینکه در گذشته هم دیدیم مردان نظامی ایران، منافع آمریکا را در جای جای خاور میانه تهدید کرده و شرکای امریکا علی الخصوص اسرائیل را در تیررس موشک های خود می دانند.

بحث و گفتگو