ساده ترین اش این است که میانجی گر ها پیشنهاد داده بودند تا دو طرف ایرانی و آمریکایی اختلافات را دسته بندی و اولویت بندی کنند و مذاکرات به ترتیب اولویت پیش برود.
البته این یک اصل در علم سیاست است که اگر طرفهایی بخواهند اختلافاتی را با هم حل کنند بر اساس اولویت ها اختلافات را دسته بندی کنند و جلو بروند.
در حالی که آمریکایی ها با آماتورهایی که سابقه وتجربه دیپلماتیک ندارند وارد شده اند ایرانی ها با افرادی که کارکشته سیاست هستند وارد مذاکرات شده اند و بدیهی است که آماتورهای آمریکایی شانسی در مقابل تیم ایرانی نداشته باشند.
به همین دلیل هم می باشد که ایرانی ها تا به حال دو طرح پیشنهاد داد اند اما آمریکایی ها طی دو هفته اخیر حتی موفق نشده اند که یک طرح آماده کنند، امری که نشان می دهد اصلا خودشان نمی دانند چه می خواهند.
در بحث جنگ هم که آنها موفق نشده اند حتی یک دست آورد به دست بیاورند.
توجه داشته باشید، اینکه آنها برخی شخصیت ها را ترور کنند یا ساختمان های مسکونی و مدارس و مساجد و کلیساها و کنیسه و بیمارستان و... را هدف قرار دهند، دست آورد به حساب نمی آید، این جنایت جنگی است.
دست آورد این است که ایران موفق شده در مقابل بزرگترین ابر قدرت جهان بایستد و اولین ابر قدرت جهان بعد از چهل روز جنگ با ایران موفق نشده حتی یک وجب پیشروی کند که هیچ تا به این لحظه کشتی ها و ناوهایش بیش از 600 میل دریایی از آبهای ایران دور بمانند و جرئت نکنند جلوتر بیایند.
دست آورد این است که ایران موفق شده جنگ را به داخل آمریکا بکشاند و کاری کند که پایه های حکومت ترامپ به لرزه در بیاید و وزیر جنگ او در کنگره حرفی برای زدن نداشته باشند و حتی درون کنگره آمریکا به وی پرخاش شود و برخی نیز وی را به عنوان جنایتکار جنگی مورد نکوهش قرار دهند.
دست آورد این است که امروزه ایرانی ها هر جای دنیا که هستند سرشان را بالا می گیرند و به خود می بالند که رزمندگانی دارند دو ماه در مقابل ابر قدرت جهان مقاومت کردند و جایگاه تمدن ایرانی ای را که می خواست نابود کند بر پیشانی تاریخ بشریت ثبت کردند که قابل پاک کردن نیست.
دست آورد این است که در حالی که رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر اسرائیل بارها از مردم خواستند به خیابان بیایند تا نظام را سرنگون کنند مردم برای حمایت از حکومت و نیروهای مسلح خود به خیابان آمدند و به رزمندگان گفتند شما خیالتان از پشت جبهه راحت باشد و به خط مقدم توجه کنید ما پشت جبهه را نگه می داریم و همین هم شد.
مردمانی که در مقابل تهدید های ترامپ برای نابودی زیر بناهای آنها سینه سپر کردند و با تشکیل زنجیره های انسانی اعلام کردند که با جان خود از وطن دفاع می کنند.
در مقابل بر عکس خواسته سران آمریکا و اسرائیل این مردم آمریکا بودند که بر علیه ترامپ تظاهرات به پا کردند و مردم اسرائیل بودند که بر علیه نتانیاهو به خیابان آمدند.
در حالی که متحدین آمریکا همه مثل موش در سوراخ های خود قایم شده بودند متحدین ایران همه به میدان آمدند و به مقابله با آمریکا و اسرائیل پرداختند.
این متحد کجا و آن متحد کجا؟
امروزه کل خواسته های کذایی آمریکا خلاصه شده در باز کردن تنگه هرمز در حالی که این تنگه دست آورد ثانویه برای ایران به حساب می آید.
آمریکایی ها تصور می کنند که با محاصره بنادر ایران به ایران فشار می آورند در حالی که ایرانی ها دهه ها است که تجربه دور زدن تحریم ها و محاصره های آمریکا را کسب کرده اند و به هزار و یک راه این محاصره را دور می زنند، اما آمریکایی ها دوست دارند باور کنند و یا بهتر است بگوییم به مردم بگویند یک دست آورد داشتند و آن هم به قول روز گذشته ترامپ "تبدیل شدن ارتش آمریکا به دزدان دریایی".
احتمالا وی به فیلم دزدان کالائیب بسیار علاقه مند است.
البته آمریکایی ها هنوز هم تهدید می کنند که دوباره جنگ راه بیاندازند و خودشان را برای چنین شرایطی آماده می کنند اما ایرانی ها هم قطعا برای چنین مرحله ای غالفگیری هایی آماده کرده اند که همانند دو ماه گذشته آمریکایی ها پیش بینی نکرده اند مخصوصا اگر آنها خبط کنند و بخواهند نیرو در ایران پیاده کنند.
آن وقت است که تازه ایرانی ها می توانند ضربه اصلی را وارد کنند.
تا به حال آمریکایی ها تلاش داشتند نیروهایشان را دور نگه دارند تا آسیب نبینند و چیزی حدود 1200 کشته و زخمی داده اند اگر بیایند ایران که یک عروسی تمام عیار برایشان برگزار خواهد شد.
امروزه حتی وقتی با دیپلمات های خارجی صحبت می کنید همه بدون استثنا همان اظهارات صدر اعظم آلمان را تکرار می کنند و می گویند آمریکایی ها باید بپذیرند که ایرانی ها آنها را شکست داده اند و همه کلاهشان را برای ایرانی ها بالا می برند.